پارساشمردگی : آدم و مسیح – بخش دوم


Justification_620

نیم نگاهی به قبل

بحثی را که هفتۀ گذشته آغاز کردیم در باب پارسا شمردگی و کار مسیح بود؛ در آن بحث، در حال بررسی این مطلب بودیم که آدم آخر، یعنی مسیح، کاری را که به عهدۀ آدم بود به کمال رساند و در اطاعت زندگی کرد، و آنچه را به او سپرده شده بود به انجام رسانید و در نتیجه عادل شد. به خواندن ادامه دهید

آموزه پارساشمردگی: آدم و مسیح: قسمت اول


Justification_620

نگاهی به قبل

در دروسی که پیشتر داشتیم به عهد اعمال نگاه کردیم و اینکه چطور آدم نتوانست این عهد را نگاه دارد؛ آدم قرار بود تا مفاد این عهد را به جا آورد؛ زمین را با تصویر و انعکاس ذات خدا پُر سازد، باغ عدن را گسترش دهد و نظارت و حکمرانی خودش را با امانت انجام دهد.

او قرار بود تا این کارها را به جا آورده، در انجام آنها مطیع باشد؛ این اطاعت هم در خصوص انجام کارهایی بود که به او سپرده شده بود و هم کارهایی که قرار نبود انجام دهد، یعنی خوردن میوۀ درخت معرفت نیک و بد. آدم قرار بود در شش روز کار کند و در روز هفتم وارد سبت خداوند گردد، نوبر و نمونۀ آرامی خداوندی که او نیز باید در نهایت وارد آن گردد و نتیجۀ اعمال خودش را که در حقیقت، همان ورود به آرامی و شالوم خداوند بود به دست آورد. به خواندن ادامه دهید

پارساشمرده شدگی: اهمیت و مرکزیت این آموزه


Justification_620

مقدمه

در چند هفتۀ گذشته، وقتی مبحث عادل شمردگی را آغاز کردیم، این آموزه را تعریف کردم تا متوجۀ تعلیم کتاب مقدس در این خصوص گردیم؛ به بحث خودمان در این خصوص ادامه خواهیم داد و جلوتر خواهیم رفت و از زوایای گوناگون آن را بررسی خواهیم کرد تا عمق مطلب بیشتر باز شود.

هر وقت آموزه را مورد بررسی قرار می دهیم و آن را مطالعه می کنیم لازم است که پیش فرض ها را مشخص کنیم؛ هرچند در ابتدای درس، به این مطالب اشاره نکردم(چون نمی دانم که افراد با چه زمینۀ الهیاتی و چه میزان آشنایی با الهیات نظامند در جلسات شرکت می کنند)، اما هدف از ادامۀ این دروس، گسترده کردن بحث است که به تدریج بدان نائل خواهیم شد. به خواندن ادامه دهید

مداومت مقدسین (آموزه امنیت ابدی) : یک مطالعه موردی از عبرانیان 6: 4- 6 و دیگر متون هشداری از عبرانیان


Lose-Their-Salvation_620

مداومت مقدسین[1] یا امنیت ابدی1:

یک مطالعه موردی از عبرانیان 6: 4- 6

و دیگر متون هشدار دهنده از عبرانیان

در «فیض خدا و محدودیت اراده خدا[2]» چاپ و منتشر شد، ویراستار: توماس شرینر[3] و بروس ویر[4]؛ (انتشارات: گراند رپیدس: بیکر[5]، 1995)، جلد یکم، صفحات: 133- 182 و اینترنت[6]

وِین گُرودِم[7]

مترجم: دَنی ک.[8] به خواندن ادامه دهید

آموزهٔ نسبت دادن دوگانه


Justification_620

وجد وصف ناپذیر

گفتگوی خودمان را در باب آموزهٔ پارساشمردگی ادامه می دهیم. سعی دارم در چند جلسۀ اول، یک نگاه کلی به این آموزه داشته باشیم و اساس این آموزه را بگوییم تا تصویری کلی از این موضوع در ذهن ما نقش پیدا کند،سپس باز خواهیم گشت تا این گفتگوها را عمیق تر پیش ببریم. به خواندن ادامه دهید

پارساشمرده شدگی قسمت سوم: پولس و یعقوب


Justification_620مدت زمانی است که در خصوص موضوع خیلی مهمی، مطالبی گفته می شود؛ هر چند شاید خودم به موضوع عادل شمردگی، اهمیت زیادی می دهم، ولی از یک زاویۀ دیگر، آن را تنها موضوع مهم در الهیات مسیحی نمی دانم؛ اگر دقت کرده باشید، در این سری دروسی که با هم آغاز کردیم، تمام آموزه هایی که تا به حال مورد بررسی ما قرار گرفته، با اینکه از هم متمایز هستند، ولی ارتباط تنگاتنگی به هم دارند. تمام این آموزه ها، به علاوه، آموزه هایی که در آینده با هم نگاه خواهیم کرد، مانند تار و پود به هم متصلند و هر کدام در نقش تار و پودی یا تصویری از آن بافت عظیم و شکوهمند نهایی هستند که الهیات مسیحی به ما ارائه می دهد. به خواندن ادامه دهید

پارساشمرده شدگی : قسمت اول


Justification_620 مقدمه

در این نوشتار، به تامل و تفکر خود در باب الهیات اصلاحات که البته معتقد هستیم نگرش صحیح کتاب مقدس و تفسیر درست کلام خداست، ادامه خواهیم داد؛ این اصولی را که خدمت شما معرفی می کنم و با هم بررسی می کنیم، ساختار بنیادی این خداشناسی(الهیات اصلاحات)کتاب مقدسی و تاریخی است. من هر وقت در خصوص الهیات کلیسای انجیلی صحبت می کنم، این حقایقی که مطرح می کنم،  مد نظرم است که خدمتتان بیان می کنم. متاسفانه در جامعۀ ایرانی و در برخی از کلیساهای آمریکایی، توجه و تمرکز کلیساهای انجیلی و اصلاح شده (ریفورمد) روی نقد جنبش کریزماتیک و پنطیکاستی قرار گرفته است که البته من (حقیقتش را بخواهید) هیچ وقت دلیل این تمرکز بیش از اندازه را نفهمیدم، در حالی که شایسته آن است که بر درک بهتر از الهیات اصلاحات تمرکز شود که اگر ما این الهیات را به درستی بشناسیم، بعید به نظر می رسد که به سمت و سوهای دیگر مایل شویم. به خواندن ادامه دهید

اراده مضروب – تباهی کامل – بخش سوم


یکی از مطالب مهمی که پیشتر بدان اشاره کردم، آنچیزی بود که آگوستین در پاسخ به پلیجیوس مطرح کرد: اراده آزاد انسان، که بخاطر گناه مضروب گشته است.

در بین اعتراضاتی که در این راستا مطرح می گردد تضاد بظاهر آشکاری است که در این مطلب مشهود است.» انسان اراده آزاد دارد ولی قادر به اطاعت، پذیرش و مطابعت خدا نیست.» چگونه است که وجود اراده آزاد انکار نمی شود در حالی که قابلیت و توانایی پذیرش و متابعت خدا در شخص غایب است. هر چندبنظر می رسد که این گفته در صورت و ظاهر مسئله در تضاد با خودش است اما در حقیقت چنین نیست. پیش از هر چیزی باید معترف شد که هر گاه در مورد آزادی اراده انسان صحبت می کنیم این آزادی بدان معنی نیست که انسان قادر است هر آنچه را که در سر می پروراند انجام دهد. ما از انجام بسیاری از کارها معذوریم چون قابلیت انجام آن را نداریم. بنابراین مفهوم واژه آزاد را نباید بدون حرص و مرز دانست. آدم پس از گناه کردن و نتیجتأ تباهی طبیعت وی، هنوز نیز قادر است که آزادانه تصمیم گرفته انتخاب کند، اما این آزادی اراده ای که کتاب مقدس از آن صحبت می کند را از کف داد. به خواندن ادامه دهید

تباهی کامل – بخش دوم


آگوستین و پلیجیوس

آگوستین یکی از بانفوذترین الهیاتدانهای قرون اول مسیحیت در این باره صحبتهای بسیار دارد. او در کتاب خود تحت عنوان «اعترافات آگوستین» در مورد گناه اولیه و تباهی انسان سقوط کرده با نمونه گذاشتن زندگی خود مطالبی را با ما در میان می گذارد. او در این کتاب به زندگی گذشته خود نگاهی انداخته، بیاد می آورد که در جوانی از باغ همسایه خود گلابی می دزدید.

«آن میوه چندان خشمزه، خوش رنگ و جذاب نبود، با این وجود تا آنجایی که توانایی حمل آن را داشتیم میوه ها را دزدیدیم. اینکار را برای خوردن میوه ها نکردیم، هر چند، تعدادی از این میوه ها را چشیدیم، اما بعدأ باقی میوه ها را جلوی خوکان انداختیم. لذتی که در این میان عاید ما می شد انجام کاری بود که اجازه آن را نداشتیم… بدون هیچ دلیلی شرارت می کردم. هیچ دلیلی برای انجام کار خلاف نداشتم، صرفأ چون خلاف بود آن را انجام می دادم. آن شرارت بد بود و من آن را دوست داشتم. دوست داشتم. نه کاری را که کرده بودم، بلکه گناه را دوست داشتم.»

به خواندن ادامه دهید

تباهی کامل – بخش اول


در ادامه سری درسهای «الهیات ریفورمد یا اصلاح شده چیست؟» وارد بخشی می شویم که جز مباحث بحث انگیز، ثقیل اما اساسی در الهیات مسیحی است.

در سرفصلهایی که پیشتر به آنها پرداختیم به مسائل بسیار مهمی اشاره شد که الهیات اصلاح شده توجه ویژه ای به آنها داشت اما تمام آنها منحصرأ متعلق به الهیات اصلاح شده نمی باشد و بسیاری از فرقه های پروتستان به آنها اهمیت داده و به این حقایق معترفند. اما تعالیمی که از این پس بیان خواهد شد زمینه گفتگوهایی را می چیند که الهیات اصلاح شده را در برابر دیدگاه دیگری بنام الهیات آرمنین قرار می دهد.

به خواندن ادامه دهید

الهیات اصلاح شده نظامند، کاتولیک و انجیلی است- بخش دوم


در بخش پیشین در آغاز بررسی و تشریح خداشناسی اصلاح شده(Reformed)، به این مسئله اشاره کردیم که این خداشناسی خدامحورانه است و اینکه این الهیات توجه و اهمیت بسیار زیادی بر چگونگی و کیفیت شناخت ما از خدا می دهد. در این مقاله به نکات دیگری که الهیات اصلاح شده را از دیگر خداشناسی های موجود در کلیسای مسیح متمایز و متفاوت می سازد خواهیم پرداخت و از نزدیکتر آن را مورد بررسی قرار خواهیم داد.

به خواندن ادامه دهید

الهیات اصلاح شده خدا محور است – بخش اول


در دورانی زندگی می کنیم که بسیاری از  کلیساها تمایل چندانی به تعهد به ساختاری نظامند از الهیات، که مجموعه آموزه های مسیحی را تعریف کند و آنها را تعلیم دهد نشان نمی دهند. معمولآ کلیسا بدلیل مدیریت و شبانی مستقل و منفک از سیستم شورایی، دارای چهارچوب مشخص و آموزه های معین در رابطه با خداشناسی خود نبوده هر معلم، شبان و مسئول کلیسا به تنهایی بنابر فهم و قابلیت خود، تلاش در تعلیم کتاب مقدس و استخراج حقایق کلام خدا می کند. جماعت ایمانداران هم که برای دریافت خوراک روحانی و دانش خداشناسی وابسته به معلم و شبان در کلیسا هستند، معمولا نادانسته بدون تمییز و تشخیص تعالیم ارائه شده آنچه که در کلیسا بیان می گردد را بدون چون و چرا می پذیرند. پس از اینکه ایشان مدتی در ایمان سپری کرده و فرصتی برای کسب دانش الهی می یابند، متوجه می شوند که تمام تعالیمی را هم که شنیده اند، آموزه های راست دینی نبوده و ضعفهای اعتقادی جدیی در باورها و تعالیم کلیسا وجود دارد. معتقد هستم که باید از همین آغاز، زمانی که هنوز در ابتدای راه هستیم و زمانی که کلیسا جوان است پایه خداشناسی کلیسا را درست بنهیم، در غیر اینصورت این عمارت کج بالا رفته، ویرانی آن عظیم خواهد بود.

به خواندن ادامه دهید

آموزه گناه اولیه


آموزه گناه اولیه در الهیات مسیحی جایگاه بسیار مهم و اساسی را دارد که متاسفانه به آن اهمیت چندانی داده نمی شود. سورن کریکرگارد الهیات دان و فیلسوف دانمارکی قرن ۱۹ معتقد است که این آموزه جز اصول ایمان است و نه مسایل حاشیه ای. اما متاسفانه کلیسای امروز آشنایی چندان صحیح و عمیقی از این آموزه را ندارد و عمومأ نگاه ما به ایمان مسیحی و ساختار و آموزه های گوناگون بسیار ساده، سطحی و ابتدایی می باشد.

کلیسای خداوند به عنوان جماعت مقدسین و امتی که امور الهی بدیشان آشکار و حقایق آسمانی به آنها سپرده شده،  خوانده شده است تا در امور روحانی نظیر آنچه در فوق ذکر کردم تفکر کند ولی متاسفانه مطالعه در این امور به امکانی چون دانشگاههای الهیاتی و مجامع آکادمیک موکول گشته و مردان و زنان خدا در سطوح عمومی جامعه از دریافت تعالیم اصولی کلام در میزانی عمیقتر بی نصیب مانده اند. حقایقی که دانستن آنها ما را از بارهای سنگین مذهب گرایی آزاد می سازد. نه تنها تعالیم با ارزش و جانبخش خدا در کلیساها ارایه داده نمی شود حتی گاهأ ایماندار از جستجو و کنکاش در یادگیری آنها منع می گردد. بیاد می آورم در یکی از برنامه های تلویزیونی پرسشی از شبان مهمان که جهت پاسخگویی به سوالات بینندگان دعوت شده بود پرسیده شد، سوالی که در آن برنامه مطرح گردید در مورد چگونگی انتقال گناه آدم به همه انسانها بود و اینکه اصولأ گناه اولیه به چه معنی می باشد و پاسخی که در جواب به این سوال داده شد باعث حیرت و شگفتی من گردید. تعجب من در عدم توانایی شبان در پاسخ به این پرسش نبود هرچند انتظار می رود که معلم کتاب مقدس در مورد این آموزه دانش کافی برای تعلیم به جماعتش که از طرف روح قدوس خدا ناظر آن گماشته شده است داشته باشد اما حیرت من در پاسخی که در گریز از جواب به این سوال داده شد، بود. او گفت: “به چه علت توجه خود را به چیزهای منفی که شایسته توجه ما نیست جلب می کنیم و چرا بر نکات و مسایل مثبتی که شخص در مسیح دریافت می کند تمرکز نمی کنیم؟” آیا براستی این آموزه چنین ارزش پستی در الهیات مسیحی دارد که حتی شایسته نیست در مورد آن قدری تآمل کنیم؟ آموزه ای به این مهمی که به نوعی بنیاد سایر مباحث الهی را می نهد چگونه می تواند به امری ناچیز تبدیل گردد؟

به خواندن ادامه دهید