مقایسه خداشناسی کلیسای کاتولیک و پروتستانیزم-چه کسی انجیل را تعریف می کند؟: بخش سوم


Pilgrimmage of Grace انجیل سلامتی

 انجیل سلامتی، عبارتی است که پولس رسول در افسسیان 6: 15 بکار می گیرد.

» نعلینِ استعدادِ انجیلِ سلامتی را در پا کنید. «

 این عبارت امروز چندان کاربرد ندارد، در حقیقت با تغییر معنی واژه سلامتی از آرامش به شفای جسمانی، این عبارت در نهضت کامیابی بیشتر مورد استفاده دارد تا راستدینی مسیحی! اما انجیل سلامتی، عبارتی کتاب مقدسی است که ریشه در خدایی دارد که آن را به الهام کرده است. (خدای سلامتی – رومیان 15: 23، 16: 20، دوم قرنتیان 13: 11، فیلیپیان 4: 9، اول تسالونیکیان 5: 23، عبرانیان 13: 20) به خواندن ادامه دهید

مقایسه خداشناسی کلیسای کاتولیک و پروتستانیزم-تشخیص موضوع بحث: بخش دوم


OLYMPUS DIGITAL CAMERAابهام

بسیاری در مباحثات سیاسی، اجتماعی، مذهبی برای اینکه بتوانند حرف خود را بر کرسی بنشانند و ضعفهای نظام باورهای آنها مشهود نباشد، دست به ایجاد ابهام و مشوش کردن گفتگوها می کند. زمانی که مه غلیظ ابهام وارد صحنه می گردد، موجبات گیجی و از دست دادن قابلیت اندیشیدن صحیح را بوجود می آورد. گاهی عمدأ و برخی اوقات هم سهوأ بجهت دشوار بودن موضوع مورد بحث، این مه گیچ کننده دیدگان تعقل ما را کم سو می کند. اما منظور من در اینجا، مه های طبیعی نیست، بکه مقصود ابهام و گیجی خودساخته است که طرفین مباحثه برای کتمان ضعف استدلال و برملا گشتن اشتباهات الهیاتی خویش بوجود می آورد، فضایی که سو و جهت خود را از دست داده، گفتگوها به هر سو کشانده می شود. ارائه اطلاعات نامربوط و مطرح کردن موضوعاتی غیرمرتبط به سیر گفتگوها، اذهان شنوندگان را مشوش ساخته، از این ابهام برای پوشش و فرار بهره می گیرد. به خواندن ادامه دهید

مقایسه خداشناسی کلیسای کاتولیک و پروتستانیزم-مقدمه: بخش اول


Catholics-vs-Protestants-2آیا هنوز جدالهای الهیاتی اهمیت دارند و یا دیگر دوران آن بسر آمده است؟ آیا نباید امروز از همه اختلافات خداشناسی دست بشوریم و به هم بپیوندیم؟ آیا نباید به جای آنکه چه چیز ما را از هم جدا می سازد به چه ما را با هم متحد می گرداند توجه کنیم؟ آیا عدم توافقهای الهیاتی (آموزه های بنیادی) در حقیقت عمل کردن بر خلاف دعای اتحادی نیست که عیسی مسیح به حضور پدر کرد؟ (یوحنا 17) آیا انجیل ارزش آن را دارد که برای راست دینی و انجیل حقیقی عیسی مسیح، به حد جدایی و انفقاق بایستیم؟ (غلاطیان 1- 2) پایه و اساس اتحاد مسیحی چیست؟ آیا تنها اینکه همه با هم اقرار کنیم که: عیسی مسیح خداوند است کافی است و بررسی و فهم معنی و مفهمومی که هر کدام از ما برای این گفته در نظر داریم مهم نیست؟ و یا باید پرسشهایی در این خصوص که مسیح کیست، چه کرد و چگونه می تواند نزد او آمد نیز اساسی هستند؟ به خواندن ادامه دهید

آیا عیسی مسیح به جهنم نزول کرد؟ بخش دوم


Descent into Hell - Tintoretto 1568پس از توضیح کوتاهی در خصوص حضور این گزاره در اعتقادنامه رسولان و نظرات چند الهیات دان، اجازه دهید تا برداشتهای موجود در این مورد را فهرست کنم. کلیسای مسیح تفاسیر متفاوتی در این خصوص داشته است که برخی محبوب و بعضی نیز در دسته تعالیم نادرست شناخته شده است. به خواندن ادامه دهید

چشم انداز تازه ای بر پولس: بخش نخست


TomWright در چند دهه گذشته، مباحث پیچیده الهیاتی در خصوص پولس و صحبتهای وی در مورد پارسایی ایمانداران و اعمال شریعت مطرح شده است که بسیاری از الهیات دانهای عهد جدید بویژه متخصصین  پولس را به خود مشغول ساخته است.

این گفتگوها که تحت عنوان «چشم اندازی تازه بر پولس» مشهور گشته است محوریت صحبتهای روز در خصوص آموزه پارساشمرده شدگی شکل داده است. به خواندن ادامه دهید

آیا عیسی مسیح به جهنم نزول کرد؟ بخش اول


01-old-rc-churches-basilica-cattedrale-patriachale-di-san-marco-venezia-it-01-anastasis-11th-c   زیرا که اوّل به شما سپردم، آنچه نیز یافتم که مسیح برحسب کتب در راه گناهان ما مرد و اینکه مدفون شد و در روز سوم برحسب کتب برخاست؛ (اول قرنتیان 15: 3- 4)

 آنچه خواندیم، واقعیت تاریخی است که اهمیت الهیاتی زیادی برای مسیحیان در تمام دوران تاریخ داشته است. حقیقتی که ایمانداران در طی تاریخ کلیسا به قیمت جان خود، آن را اعتراف کرده و اساس ایمان خود اعلام نمودند. سنت الهیاتی و شاخه کلیسایی شما هر چه باشد، از اهمیت این مطلب؛ که عیسی مرد و روز سوم از مردگان برخاست نخواهد کاست. اما آنچه مسیحیان را گاهی مشوش می سازد و پرسشهایی بسیاری بجهت آن بر می خیزد و شاید برخی را به گمراهی می کشاند، آن سه روزی است که عیسی مسیح مرده بود. چه بر سر روح عیسی آمد؟

آیا کتاب مقدس در این خصوص سکوت نموده است و یا سرنخهایی را می توان در کتب مقدس یافت که راهنمای ما باشند؟ به خواندن ادامه دهید

عیسی ناب: بخش اول


084392_w185

عیسی ناب

ان. تی رایت در مقدمه کتاب خود از لوقا 19: 36- 37 نقل قول می کند که چگونه مردم با استقبال او می رفتند.

در این میان هم گروهی در سکوت نظاره گر این استقبال مردمی از عیسی، پسر داود بودند. این افراد، رهبران قوم اسرائیل بودند. و عیسی در حالی که به اورشلیم نزدیک می شود گریه کرد. (لوقا19: 41)

آروزه ها و انتظارات رهبران به کمال می رسید اما این تحقق وعده که به آمدن مسیح موعود، پادشاه اسرائیل نوید می داد، برخلاف انتظار آنها جامه حقیقت پوشید. عیسی آن مسیح موعود نبود که می طلبیدند. آنها منتظر پادشاه اسرائیل بودند، مسیح موعود، اما عیسی ویژگیهایی که آنها از مسیح در ذهن می پروراندند، نداشت. به خواندن ادامه دهید

آیا عهد عتیق طریق نجات با اعمال را به ما تعلیم می دهد؟


law

مطمئن هستم شما هم مانند من گاهی در مجامع عمومی از برخی از مسیحیان می شنوید که می گویند: «نجات در عهد عتیق توسط اعمال تحصیل می شد اما در عهد جدید این ایمان است که ما را نجات می بخشد.»

تقریبا تمام پژوهشگران و الهیات دانان بر این عقیده هستند که این باور صحیح نبوده و هیچ پایه و اساسی برای تاکید بر آن وجود ندارد. زمانی که پولس تلاش می کند تا پارسایی بر اساس ایمان را ثابت کند به ابراهیم رجوع می کند.( رومیان 4: 1- 25، غلاطیان 3: 6- 9)  او همانطور در خصوص داود صحبت می کند (رومیان 4: 6- 8). او این حقیقت را در کتاب پیدایش 15: 6 می یابد که به ما نشان می دهد ابراهیم بخاطر ایمان خود پارسا به حساب می آید.کلام خدا در کتاب یوشع 24: 2 به ما می گوید که ابراهیم یک بت پرست بود و همینطور کتاب رومیان ابراهیم را،  پیش از نجاتش، بی دین خطاب می کند (رومیان 4: 5) به همین جهت او (ابراهیم) به خدا اعتماد کرد تا وی را نجات بخشد. اینکه ابراهیم و داود در کتاب رومیان باب چهارم ذکر شده اند، قابل توجه است. به خواندن ادامه دهید

تفرفه در مسیح: بخش سوم


DIC  تصور کنید که هر وقت صندلی را می دیدید، هیچ دانشی در مورد آن نمی داشتید. هرگاه با شیعی با چهار پا و یک تخته در بالای آن روبرو می شدید، مجبور بودید تا آن را مورد آزمایش و ارزیابی قرار می دادید تا آن را شناخته، کاربرد آن را دریابید. اگر چنین چیزی واقعیت داشت، مطئمنا بخش عمده از انرژی ما صرف شناخت محیط اطراف مان که با آن کاملا بی گانه بودیم می گشت. به خواندن ادامه دهید

شورای ترنت، پاسخی به پروتستانیزم


Pasquale_Cati_Da_Iesi_-_The_Council_of_Trent_-_WGA04574

دیروز سالگرد ۴۵۰-ام شورای ترنت، یکی از مهمترین گردهمایی ها در تاریخ مسیحیت، بود. بد نیست مسیحیان پروتستان در خصوص این شورا چند نکته اساسی را بدانند. (در گفتگوهایی که در چند ماه گذشته با دوستان پروتستان داشتم، متوجه شدم بسیاری از تاریخچه پدیدار شدن این نهضت اطلاعی نداشتند)

۱- شورای ترنت مهمترین حرکت کلیسای کاتولیک در برابر مقابله با نهضت پروتستانیزم بود و این شورا در واقع نخستین پاسخ و اقدام جدی این کلیسا، در برابر پروتستانها به شمار می رود. دلیل اصلی و بنیادی تشکیل این شورا، رد تعالیم کلیسای پروتستان بود. افزون بر مقابله با پروتستانها (معترضین) کلیسای کاتولیک قصد داشت تا آموزه های کلیسای خود را مشخصتر و واضحتر بیان کند. به همین جهت حدود چهل کشیش و اسقف در طی مدت هجده سال، در ۲۵ نوبت مختلف، گرد هم آمدند.

تفرقه در مسیح: بخش دوم


DICمحقق و پژوهشگری به نام تئودور نیوکامب، در آزامایشی که در خوابگاه دانشجویان انجام می دهد، متوجه می شود که در خوابگاه که متشکل از گروه های قومی متنوعی که دارای ادیان متفاوتی بودند، آنانی که وجوه مشترکی داشتند کنار هم، گروه های مختص خویش را تشکیل دادند. سیاه پوستان کنار سیاه پوستان، زرد پوستان به همراه زرد پوستان و سفید پوستان با هم نوع های خود در ارتباط قرار گرفتند و به همین منوال آنانی که دارای مذهب و جهانبینی هم شکل بودند دسته های خاص خود را شکل داند. این دسته بندی و انفکاک در سطح جامعه نیز قابل مشاهده است. به عنوان مثال در استانهای آمریکا، شاهد این هستیم که هندی ها در یک شهر، ایرانی ها در  منطقه ای دیگر، یهودیان در یک مکان جغرافیایی مشخص و ارامنه در یک بخش از این استان کنار هم سکنی می گزینند. عنصر اصلی این دسته بندی، آشنایی، تجربه واحد و همشکلی است. به خواندن ادامه دهید

تفرقه در کلیسا: مسیحی درست/مسیحی نادرست


DICگمان می برم شما هم مثل من وقتی به کلیسا می روید، معمولا با شخصی (یا اشخاصی) روبرو می شوید که چندان ملاقات با وی هیجان انگیز نیست. حتمی افرادی را می شناسید که زیاد باب میل شما نیستند. منظورم تنها اخلاقشان نیست. طرز لباس پوشیدنشان آزار دهنده است، خوراک خوردنشان اعصابتان را خرد می کند، نحوه برخوردشان با مردم دلنشین نیست، صحبتها و گفتگویی که با اطرافیان دارند بسیار سطحی و بی محتوا است. به قول یکی از دوستانم، شاید قیافه اشان لج آور است. همه ما در بین خانواده کلیسایی خود با چنین احساساتی کلنجار می رویم و ته دل خودمان هم گاهی احساس گناه می کنیم که چرا نمی توانم فلان شخص را دوست داشته باشم. البته برای رفع این احساس گناه، دلیل داریم، دلیل خوبی هم داریم. چون این فرد مسیحی درستی نیست. چرا درست نیست؟ خوب، پاسخ این پرسش بسیار واضح است. چون در چارچوب تعریف و استاندارد یک مسیحی درست و خوب قرار نمی گیرد. شاید بپرسید که این تعریف و چارچوبی که از آن سخن می گویی چیست؟ خوب، اممممم.. مثل من لباس نمی پوشد، مثل من خوش برخورد نیست، از نگاهش خوشم نمی آید و از همه مهمتر، دیدگاه سیاسی و الهیاتی اش نیز صحیح نیست….منظورم این است که جزو فرقه دیگر ای است و حداقل سر یک موضع الهیاتی هم عقیده نیستیم! به خواندن ادامه دهید

عیسی تنها طریق به خدا


the-crossگمان می کنم، هر یک از ما عضو عزیزی از خانواده، دوستی نزدیک و یا آشنایی را از دست داده ایم که بدون داشتن ایمان، دار فانی را وداع گفته و از میان ما رخت بربسته است. و فکر می کنم بسیاری از ما، از خود پرسیده ایم؛ عاقبت او چه می شود؟

این پرسش را من نیز، هنگامی که پدرم از دنیا رفت از خود پرسیدم. هجده ساله بودم بود که او ما را تنها گذاشت. پس از چند سال، حقیقت انجیل، به فیض مسیح بر من مکشوف شد و از نو زآده شدم. در آن زمان بود که به آخرت پدرم اندیشیدم و اینکه او الان کجاست! آیا خدا او را نجات داده و یا در عذاب الهی مجازات می گردد؟ فکر می کنم، درد مرا می فهمید. پسری که به عاقبت پدر خود می اندیشد و در عجب است که آیا پدر نازنین او در جاودانگی که عاری از عذاب و بدور از خشم الهیست بسر می برد؟ من تنها کسی نیستم که چنین تجربه ای داشته است. به خواندن ادامه دهید

تفسیر رساله رومیان


Romans_Cover  مقدمه

 یکی از بانفوذترین و پرجنجالترین متون کتاب مقدس که در تاریخ اصلاحات کلیسا از بدو تولدش تا به امروز و زندگی روحانی ایماندارن به مسیح نقش داشته، رسالۀ رومیان می باشد.

 بوستان

آگوستین در سال 386 م که در بوستان دوست خود آلیپیوس نشسته بود، به شرارت خود اندیشیده، گریه می کرد، در همان حال صدای کودکی را شنید که به لاتین می گفت: توله لگه، توله لگه[1]، یعنی بردار و بخوان، بردار و بخوان؛ او طومار رومیان را که در کنارش بود برداشت و اولین متنی را که به چشمش آمد، خواند. به خواندن ادامه دهید

راستدینی فروتنانه


Humble

جامعۀ مسیحی ایرانی مانند هر جامعۀ مسیحی دیگر، در حال رشد و شکوفایی است،لذا  بسیاری به مسیح ایمان آورده، به کلیسای مسیح افزوده می شوند؛ در حالی که کلیسا رشد  می کند، نیاز به تعلیم و شاگردسازی نیز مبرم می گردد؛ در کنار تعالیم کتاب مقدسی که خادمان به جماعت مقدسان می دهند، علف های هرز، و آموزه هایی که جزء راست دینی نیستند، به سرعت چون کرکاس در خانۀ خدا ریشه می دوانند.

کلیسای مسیح از بدو تولد خود تا به امروز با دشمنان خدا دست و پنجه نرم کرده است و مخالفین کلام به شکل های گوناگون قصد نابود و آلوده ساختن آن را داشته اند. مقدسان خداوند همواره در چند جبهۀ گوناگون با دشمن به ستیز مشغول بوده اند؛ به خواندن ادامه دهید

مریم در خداشناسی کاتولیک: مقدمه


Mariology_Cover

جان کالوین می گوید: «قلب انسان کارگاه بت سازی است»، دلی که کلام خدا در خصوص او می گوید: «هر تصور از خیالهای دل وی دائمأ محض شرارت است»[1]. نه تنها کلام خدا این حقیقت را بی پرده عیان ساخته ، بلکه تاریخ بشر نیز خود گواه دل مریض و خودکامه آدمی است. حقیقت تلخی که پیوسته آن را انکار کرده، و در حالیکه خدا را از تخت پادشاهی پایین کشیده، خود بر آن کرسی ملوکانه جلوس می فرماییم، و «جلال خدای غیرفانی را بصورت شبیه انسان فانی»[2] تبدیل نموده، بشری که مخلوق است را به عرش رسانده، رو به این آدم عاصی کرده می خوانیم: «آواز خداست نه آواز انسان»[3]. به خواندن ادامه دهید

جایگاه مریم در کلیسای کاتولیک- بخش سوم


mary-2     تکریم یا پرستش؟

 اگر تا به حال به کلیسای اورتودکس و یا کاتولیک داخل شده باشید، حتمی به نقاشی های باشکوهی که بر دیوارهای سالن نقش بسته و یا به تابلوهایی که در آن به نمایش گذارده شده اند، توجه نموده اید. شخصی که شاید پس از مسیح، بیش از هر فرد دیگری به تصویر کشیده شده، کسی نیست جز بانویی که در خصوص وی این نوشتار نگاشته شده است؛ مریم مادر عیسی.

چگونه است که ارج و رفعت این شخص در ستایشگاه های این فرقه ها به چنین حد والائی رسیده است؟ این پرسشی است که در صفحات پیشین در تلاش پاسخگویی به آن بودم، و اما اکنون پرسشی نو به میان می آید. آیا کاتولیک ها مریم را می پرستند؟ به خواندن ادامه دهید

جایگاه مریم در کلیسای کاتولیک- بخش دوم


220px-Madonnadellastrada_churchofthegesu   مریم طاهر از گناهان شخصی بود و هرگز بکارت خود را از دست نداد

 هرگاه به اختلاف بین پروتستانها و کاتولیکها می اندیشیم، یکی از تفاوت نظرها و اختلافهای الهیاتی که این دو را از هم جدا می سازد (در کنار آموزه های بسیار اساسی دیگر) جایگاه مریم و احترام و ستایش ویژه ای است که کلیسای کاتولیک در خصوص وی دارد. تعلیمی که پروتستانها بشدت از پذیرش آن امتناع نموده و کاتولیکها با احساسات برانگیخته، با حرارت بسیاری از آن دفاع می کنند. آنچه را که خواننده باید به خاطر بسپارد این است که جدال این دو فرقه در خصوص مریم، تنها بر میزان اکرام و حرمت این بانو نیست، بلکه نتایج الهیاتی و استنتاجهای عقیدتی است که سایر باورهای کلیسای کاتولیک از این تعلیم تاثیر می پذیرند. تاثیری که کلیسای پروتستان معتقد است به ویرانی مفهوم انجیل و به قیمت مخدوش کردن کار منحصر بفرد مسیح در فدیه بشر ختم می شود. ناگفته نماند که تکریم مریم از طرف کلیسای کاتولیک، به باور کلیسایهای پروتستان، بت پرستی بوده و منجر به پرستش این بانو گشته است. در این باب بیشتر سخن خواهم گفت. به خواندن ادامه دهید

جایگاه مریم در کلیسای کاتولیک- بخش اول


Marilogy

 یکی از آرزوهای زنان یهود این بود که، آن مادری باشند که از طریق وی مسیح موعود به دنیا می آید. برکت و افتخاری والاتر از این برای یک زن یهود نبود، که مادر مسیح گردد. اما زمانی که مریم مژده بدنیا آمدن مسیح را از طریق فرشته شنید ناراحت و مغموم گشت. غم او به این خاطر بود که اطرافیان وی، با شنیدن حاملگی مریم، او را متهم به انحراف جنسی می کردند. افزون بر این، قرار بود پسری که از بطن وی بدنیا می آید روزی کشته شود. (لوقا 2: 35) [1] برکتی و افتخاری که همراه با درد و رنجی غیرقابل وصف بود.

 بیاد می آورم، که شمایل مریم، همیشه در خانه ما وجود داشت. مجسمه کوچک و تابلویی که مادرم، از مریم در خانه نگاه داشته بود، از خاطرم نمی رود. مریم، مادر عیسی، از جایگاه والا، و ارزش خاصی در خانواده و جامعه میسحی که در آن زندگی می کردم، برخوردار بود. هر بار که به کلیسا می رفتم، شمایل مریم، در حالی که در محراب کلیسا، عیسی نوزاد را در آغوش خود کشیده، نخستین چیزی بود که به آن نگاه می کردم. چشمانی که بنظر می رسید به اعماق روحم نفوذ کرده، مرا را بر آن می داشت تا با حرمت و فروتنی، در مقابل آن زانو زده و به مناجات بپردازم. این احساس احترام آمیخته به ترسی که از مریم مقدس داشتم، هرگز فراموش نخواهم کرد. به خواندن ادامه دهید

الهیات و شقاق – بخش نخست


schism  در بین مسیحیان دیدگاهها و موضعهای الهیاتی متفاوتی وجود دارد، دیدگاههایی که به اندازه ای بزرگ و مهم هستند که نمی توان از این شقاقها بخاطر حفظ اتحاد گذشته و آنها را نادیده گرفت. و هنگامی که از شقاقها و اختلافهای عقیدتی سخن به میان می آورم به آن دسته از آموزه ها اشاره می کنم که به نوعی با بنیاد و شالوده پیغام انجیل مربوط می باشند. انجیلی که ایمان ما بر مژده شیرین آن بنا نهاده شده است.

در طی تاریخ مسیحیان بخاطر اعتقادات خود مورد شکنجه و آزار بسیاری قرار گرفته تعداد زیادی نیز جان خود را از دست داده اند. ولی بنظر می رسد اصول اعتقادی و باوری در کلیسای امروز چندان جایگاه مقدسی ندارند و پذیرش گروه های مختلف مسیحی با ضعفهای آموزه ای جدی، امر چندان غریبی نمی نماید. تعهد به تعالیم صحیح دیگر مسئله ای نیست که کلیسا خود را بدان مشغول کند و شاید در برخی از کلیساها، گوسفندان گله تفاوت میان علوفه تازه با غذای مسموم را نمی دانند. کلیسا تخت ارجهیت و اهمیت را به اتحاد داده و حقیقت و راستی از خانه خدا رانده شده است. به خواندن ادامه دهید

جنبش درونی


«نهضت و جنبش درونی » پدیده ای تازه است که در دنیای بشارت بر روی صحنه آمده است. گروهی که پیرو و پذیرای این نهضت هستند و بنام «جنبش درونی برای مسلمانان» نامیده شدند، می گویند که محمد پیامبری از طرف خدا بوده و قرآن در بخشهایی از آن الهام خدا است. آنها می گویند که یک تازه ایمان از زمینه اسلام می تواند در حین نگاه داشتن ایمان مسیحی خود، هویت اسلامی خویش را نیز حفظ کند. این گروه دست به ترجمه کتاب مقدس و کتب مسیحیی زده اند که عباراتی چون «پسر خدا»، «پسر»، «پدر» و «پسر انسان» دقیقا واژگان ترجمه نشده اند. هدف من در این مقاله، نگاه اجمالی بر این نهضت و خطراتی است که برای کلیسای مسیح بویژه کلیسای ایران به همراه دارد. به خواندن ادامه دهید

انجیل برنابا، تلاشی دیگر در تایید اسلام و رد مسیحیت


اگر به کتابخانه بروید در بخشی که به ایمان اسلامی تخصیص داده شده است، قرآن، احادیث و کتب دیگری خواهید یافت که با ایمان مسیحی به دایالوگ پرداخته اند، در کنار این کتب، انجیلی نیز خواهید دید، البته این انجیل، انجیل متی، مرقس، لوقا و یوحنا که مسیحیان، الهام خدا می دانند نیست. این انجیلی که از آن صحبت می کنم، انجیل برنابا است. انجیل برنابایی که مسلمانان بسیار تبلیغ کرده و این کتاب را به زبانهای متعددی ترجمه و آن را سراسر دنیا پخش نموده اند. به خواندن ادامه دهید

آیا مسیحیان دیو زده می شوند؟


   برای شخص کمال گرایی چون من که مایل هستم فرصتی کافی برای بررسی مطالب اختصاص داده و آنها را از جوانب گوناگون معاینه نمایم، پاسخ کوتاه به پرسشهایی نظیر آنچه مطرح شده است، آنچنان خوشآیند نیست. مخصوصأ اینکه در راستای تامل در این خصوص باید پرسشهای بنیادی دیگری را نیز پاسخ دهیم. پرسشهایی نظیر؛ دیو زدگی در تعریف عهد جدید به چه معنا است؟ چه افرادی دیو زده بودند؟ آیا به ایمانداران در خصوص دیو زدگی هشدار داده شده است؟ آیا متونی در عهد جدید وجود دارد که با آموزه دیو زدگی ایماندارن مغایرت داشته باشد؟ اما در هر صورت نگاه اجمالیی بر این مبحث خواهیم داشت و امیدوارم که کلیسای ایران به تحقیقات عمیقتری در این خصوص بپردازد. به خواندن ادامه دهید

رهبر پرستش، مقامی کتاب مقدسی؟


این جایگاه، در دهه اخیر، توجه بسیاری را بخود جلب کرده است و رهبری پرستش تبدیل به حرفه ای گشته که کلیساهایی که از لحاظ مالی توانایی آن را دارند، شخصی را برای رهبری پرستشهای جماعتی خود استخدام می کنند. بخش عمده ای از جلسات کلیسایی به این قسمت و رهبری پرستش تخصیص داده می شود. نکته نگران کننده این است که بسیاری از ایمانداران، بخصوص جوانان، کلیسای خود را بر اساس پرستش و رهبر پرستش کلیسا انتخاب می کنند. شاید لازم به ذکر نباشد که الهیات، اعتقادنامه و تعالیم کلیسا نقش اولیه و اساسی در انتخاب کلیسا ایفا نمی کنند و بسیاری بنوعی این دو را از هم منفک می دانند. کلیساهایی که دارای نوازندگان و خوانندگان مجرب نیستند، چندان مورد پذیرش جوانان قرار نمی گیرند. ایشان اکثرآ جذب کلیساهایی می گردند که در این قسمت سرمایه گذاری کرده، رهبر پرستش حرفه ای را استخدام کرده اند. الحاق جوانان به چنین کلیساهایی، والدین را نیز وا می دارد تا با فرزندان خود همراه گردند.

به خواندن ادامه دهید

انسان نیازمند آخرت


باورها و ائیده اولوژیهای بسیاری، به زندگی پس از مرگ اشاره دارند. هرچند اعتقاداتشان یکسان نیست و مفاهیم برخاسته از تعالیمشان با یکدیگر، تفاوت ژرفی دارد اما در شباهت انکار ناپذیری با یکدیگر همخوانی دارند. مسیحیان در انتظار دنیایی هستند که فدیه داده شده و شرارت از آن برچیده و خلقت از وضعیت اسفناک و سقوط کرده، بازیافت گشته است. یهودیان چشم براه، حکومتی جهان شمول هستند که خداوند در تخت پادشاهی خود جلوس نموده و بر دنیا سلطنت می کند. مسلمانان نگران عالمی هستند که رفع نیازهای جسمانی و احتیاجات جنسی در محوریت آن قرار دارد. بودایها انتظار می کشند تا چون قطره ای به اقیانوس متصل گشته، و با یکی شدن با کل، هویت و شناسائی خود را از دست بدهند. با وجود چنین گوناگونی باوری و ناسازگاری اعتقادی، جملگی در یک چیز متفق القول و همصدا می باشند. دنیایی بهتر، عالمی والاتر، حیاتی کاملتر و وافرتر. چه در شکل قناعت و رضایت، که نیازهای آدمی رفع گردد یا در عالمی که نیازی نبوده واحتیاجهای انسانی نابود گشته است. به خواندن ادامه دهید

اخلاقیات و خدا


مثال ربای دیوید هارون بزیبایی رابطه ما را با خدا بتصویر می کشد. » اگر خدا نقاش بود ما نیز نقاشی او بودیم، اگر او آوازه خوان بود ما نیز آواز او بودیم، اگر او نویسنده بود ما کتاب او بودیم. اما خدا هست بنابراین ما نیز هستیم.» او باشنده است و ما نیز وجود داریم اما این بودن تنها در انعکاس حیات وی در مخلوقات خویش محدود نمی گردد.
تجلی وجود او در خلقت انسان همانگونه که در داستان پرجلال آفرینش مکتوب گشته است در ابعاد عمیقتری نمایان است. انسان از خاک سرشته می شود اما این انسان خاکی که خالق او روح حیات را در او می دمد با او وارد مشارکتی بی نظیر می گردد. مشارکتی که سایر مخلوقات از آن بی بهره هستند، مشارکتی که به ما می آموزد که این رابطه جهت بقا نیازمند است تا دو طرف این رابطه دارای شباهتهایی که قابلیت تعریف این رابطه را داشته باشد باشند. به خواندن ادامه دهید

هنرهای بصری و ایمان: بخش اول


در ابن مقاله کوتاه، نگاه اجمالی بر هنرهای بصری و ارتباط آن با ایمان مسیحی و مسائلی که پیرامون آن مطرح می شود، خواهم داشت. شاید لازم باشد پیش از هر چیز، نخست برای فهم بهتر و نهادن بنیادی صحیح، هنر را تعریف کنیم. «در معنای اصطلاحی هنر، اختلافات زیادی به چشم می خورد كه نشان می دهد هنر به خاطر عمق و گستردگی و ظرافت خود، در عین پیدایی ناپیداست؛ چنان كه تولستوی، نویسنده كتاب معروف «هنر چیست؟» می نویسد: «براستی هنر كه از دیرباز از زمان افلاطون و ارسطو این همه گفت و گو در پیرامون خود برانگیخته، چیست؟ آیا هنر از درون انسان بر می خیزد؟ آیا مائده ای است آسمانی كه از ماورای ابرها به روح و جان حلول می كند؟ یا نه، آمیزه ای است از تمامی اینها و یا به باور «فروید» تبلور امیال سركوفته آدمی است؟» «هنر وسیله ای است برای ثبت و ضبط احساس انسانی در قالب مشخص و نیز انتقال آن در خارج از عوالم ذهنی و همچنین تفهم آن احساس هنر به دیگران است»»
هنر هرچه باشد و به هرگونه آن را تعریف کنیم، مطمئنا با من هم عقیده خواهید بود اگر بگویم، که در تعریف فرهنگ جامعه و ارائه جهان بینی ها نقش عمده ای دارد. به قول مارسل پرآست، از طریق هنر می توانیم جهانبینی دیگران را بشناسیم. و زمانی که صحبت از جهانبنی و باور پیش کشیده می شود، ارزیابی اثر هنری، تنها محدود به خلاقیت و اصول زیباشناختی نمی گردد. جهانبینی و اعتقادات، تنها احساسات ما را بر نمی انگیزند بلکه اخلاقیات، روش زندگی و آخرت ما را نیز جهت می بخشند. همچنین در این گفتار، هنری که ایمان مسیحی را بتصویر می کشد و یا شاید بهتر است بگوییم، ایمان مسیحی متبلور شده در هنری که آن را نمایان می سازد، جستجو خواهیم کرد. به خواندن ادامه دهید

راز


راز عنوان کتابی است که بتازگی منتشر گشته و البته توجه بسیار زیادی در رسانه های سکولار نیز پیدا نموده است. راندا برن[i] نویسنده این کتاب از رازی صحبت می کند که به قول وی در ادیان کهن، از مذاهب بابلی ها گرفته تا بودیزم دیده می شود. حتی آلبرت انیشتن نیز به آن معتقد بود.

برن که یک تهیه کننده تلویزیونی استرالیایی است پرده از این «راز » می گشاید. او با معرفی قانون جذب[ii] می گوید که اگر به ثروت فکر کنید ثروتمند خواهید شد. در ذهن خود به ماشین تازه ای بیاندیشید و شما صاحب آن ماشین خواهید گشت.  آیا دنبال جایی برای پارک کردن ماشین خود می گردید؟ تنها کافیست به پارکینگ فکر کنید. به آنچه که بیاندیشید آن را بطرف خود جذب خواهید کرد. پول، ثروت، سلامتی، حتی مرضها، درد و فقر و آنچه که منفی است بخاطر تفکرات منفی یا مثبت ما بطرفمان می آیند. به خواندن ادامه دهید

اراده مضروب – تباهی کامل – بخش سوم


یکی از مطالب مهمی که پیشتر بدان اشاره کردم، آنچیزی بود که آگوستین در پاسخ به پلیجیوس مطرح کرد: اراده آزاد انسان، که بخاطر گناه مضروب گشته است.

در بین اعتراضاتی که در این راستا مطرح می گردد تضاد بظاهر آشکاری است که در این مطلب مشهود است.» انسان اراده آزاد دارد ولی قادر به اطاعت، پذیرش و مطابعت خدا نیست.» چگونه است که وجود اراده آزاد انکار نمی شود در حالی که قابلیت و توانایی پذیرش و متابعت خدا در شخص غایب است. هر چندبنظر می رسد که این گفته در صورت و ظاهر مسئله در تضاد با خودش است اما در حقیقت چنین نیست. پیش از هر چیزی باید معترف شد که هر گاه در مورد آزادی اراده انسان صحبت می کنیم این آزادی بدان معنی نیست که انسان قادر است هر آنچه را که در سر می پروراند انجام دهد. ما از انجام بسیاری از کارها معذوریم چون قابلیت انجام آن را نداریم. بنابراین مفهوم واژه آزاد را نباید بدون حرص و مرز دانست. آدم پس از گناه کردن و نتیجتأ تباهی طبیعت وی، هنوز نیز قادر است که آزادانه تصمیم گرفته انتخاب کند، اما این آزادی اراده ای که کتاب مقدس از آن صحبت می کند را از کف داد. به خواندن ادامه دهید

تباهی کامل – بخش دوم


آگوستین و پلیجیوس

آگوستین یکی از بانفوذترین الهیاتدانهای قرون اول مسیحیت در این باره صحبتهای بسیار دارد. او در کتاب خود تحت عنوان «اعترافات آگوستین» در مورد گناه اولیه و تباهی انسان سقوط کرده با نمونه گذاشتن زندگی خود مطالبی را با ما در میان می گذارد. او در این کتاب به زندگی گذشته خود نگاهی انداخته، بیاد می آورد که در جوانی از باغ همسایه خود گلابی می دزدید.

«آن میوه چندان خشمزه، خوش رنگ و جذاب نبود، با این وجود تا آنجایی که توانایی حمل آن را داشتیم میوه ها را دزدیدیم. اینکار را برای خوردن میوه ها نکردیم، هر چند، تعدادی از این میوه ها را چشیدیم، اما بعدأ باقی میوه ها را جلوی خوکان انداختیم. لذتی که در این میان عاید ما می شد انجام کاری بود که اجازه آن را نداشتیم… بدون هیچ دلیلی شرارت می کردم. هیچ دلیلی برای انجام کار خلاف نداشتم، صرفأ چون خلاف بود آن را انجام می دادم. آن شرارت بد بود و من آن را دوست داشتم. دوست داشتم. نه کاری را که کرده بودم، بلکه گناه را دوست داشتم.»

به خواندن ادامه دهید