پارساشمردگی: اهمیت و مرکزیت این آموزه – بخش دوم


Justification_620

چرا ادامه می دهیم؟

جلسۀ امروز، ادامۀ گفتگوی ما در باب آموزۀ پارساشمردگی است. اگر از من بپرسید که چرا هنوز در این خصوص ادامه می دهیم، پاسخم به شما این خواهد بود؛

اولا: خیلی مطالب است که در این باب باید گفته شود و این آموزه وسعت و عمق بسیاری دارد که مایل هستم، الان که روی این آموزه تمرکز کردیم، تا آنجایی که می توانیم و در توان و وقت مان هست، با هم به تفتیش و وارسی در این خصوص ادامه دهیم؛

ثانیا: اینکه، به نظر من بدون فهم ما از آموزۀ پارساشمردگی، درک صحیح و عمیقی از انجیل نخواهیم داشت. به خواندن ادامه دهید

زنده نگه داشته شده فیض بسیار موثر- تا ابدالآباد : حاکمیت خدا و امنیت نجات


Lose-Their-Salvation_620

زنده نگه داشته شده[1] با فیض بسیار موثر- تا ابدالآباد[2]               

16 ژانویه 1996، موعظه: جان پایپر

مترجم: دنی ک.

کتاب‎مقدس: ارمیا 32: 36- 42   

موضوع: حاکمیت خدا                                                                                            به خواندن ادامه دهید

خشنودی و رضایت خدا در پسرش: الوهیت مسیح


Why-Christology-is-Important_620 خشنودی و رضایت خدا در پسرش[1]       25 ژانویه 1987، موعظه: جان پایپر      کتاب مقدس: متی 17: 5   موضوع: الوهیت مسیح      اينست فرزند عزيز من كه از او كاملاً خشنودم (هزاره نو) به خواندن ادامه دهید

پارساشمرده شدگی: اهمیت و مرکزیت این آموزه


Justification_620

مقدمه

در چند هفتۀ گذشته، وقتی مبحث عادل شمردگی را آغاز کردیم، این آموزه را تعریف کردم تا متوجۀ تعلیم کتاب مقدس در این خصوص گردیم؛ به بحث خودمان در این خصوص ادامه خواهیم داد و جلوتر خواهیم رفت و از زوایای گوناگون آن را بررسی خواهیم کرد تا عمق مطلب بیشتر باز شود.

هر وقت آموزه را مورد بررسی قرار می دهیم و آن را مطالعه می کنیم لازم است که پیش فرض ها را مشخص کنیم؛ هرچند در ابتدای درس، به این مطالب اشاره نکردم(چون نمی دانم که افراد با چه زمینۀ الهیاتی و چه میزان آشنایی با الهیات نظامند در جلسات شرکت می کنند)، اما هدف از ادامۀ این دروس، گسترده کردن بحث است که به تدریج بدان نائل خواهیم شد. به خواندن ادامه دهید

مداومت مقدسین (آموزه امنیت ابدی) : یک مطالعه موردی از عبرانیان 6: 4- 6 و دیگر متون هشداری از عبرانیان


Lose-Their-Salvation_620

مداومت مقدسین[1] یا امنیت ابدی1:

یک مطالعه موردی از عبرانیان 6: 4- 6

و دیگر متون هشدار دهنده از عبرانیان

در «فیض خدا و محدودیت اراده خدا[2]» چاپ و منتشر شد، ویراستار: توماس شرینر[3] و بروس ویر[4]؛ (انتشارات: گراند رپیدس: بیکر[5]، 1995)، جلد یکم، صفحات: 133- 182 و اینترنت[6]

وِین گُرودِم[7]

مترجم: دَنی ک.[8] به خواندن ادامه دهید

آموزهٔ نسبت دادن دوگانه


Justification_620

وجد وصف ناپذیر

گفتگوی خودمان را در باب آموزهٔ پارساشمردگی ادامه می دهیم. سعی دارم در چند جلسۀ اول، یک نگاه کلی به این آموزه داشته باشیم و اساس این آموزه را بگوییم تا تصویری کلی از این موضوع در ذهن ما نقش پیدا کند،سپس باز خواهیم گشت تا این گفتگوها را عمیق تر پیش ببریم. به خواندن ادامه دهید

پارساشمرده شدگی قسمت سوم: پولس و یعقوب


Justification_620مدت زمانی است که در خصوص موضوع خیلی مهمی، مطالبی گفته می شود؛ هر چند شاید خودم به موضوع عادل شمردگی، اهمیت زیادی می دهم، ولی از یک زاویۀ دیگر، آن را تنها موضوع مهم در الهیات مسیحی نمی دانم؛ اگر دقت کرده باشید، در این سری دروسی که با هم آغاز کردیم، تمام آموزه هایی که تا به حال مورد بررسی ما قرار گرفته، با اینکه از هم متمایز هستند، ولی ارتباط تنگاتنگی به هم دارند. تمام این آموزه ها، به علاوه، آموزه هایی که در آینده با هم نگاه خواهیم کرد، مانند تار و پود به هم متصلند و هر کدام در نقش تار و پودی یا تصویری از آن بافت عظیم و شکوهمند نهایی هستند که الهیات مسیحی به ما ارائه می دهد. به خواندن ادامه دهید

پارساشمرده شدگی: قسمت دوم


Justification_620

در طی تاریخ کلیسا، مسیحیان همیشه مایل بودند که به ریشه های کهن و اصیل مسیحیت بازگردند و به منشاء کلیسا و سادگی تعالیم و ناب بودن آموزه های کلیسا برگردند؛ به همین خاطر، هر جنبش و حرکتی که در جامعۀ مسیحی، و در کلیساست، این را به یکی از شعارهای خودش تبدیل کرده است که باید به اصل بازگردیم و تعالیم رسولان را احیا کنیم. کلیسای کاتولیک و ارتودکس وقتی از هم جدا شدند، هر دو خود را نابترین کلیساها اعلام کردند؛ کلیسای ارتودوکس، با بخشیدن این نام به خودش، یعنی راستدین، رسولی بودن خودش را اعلام کرد؛ کلیسای کاتولیک هم خودش را کلیسای جامع، معرفی کرد و رسولی بودن خودش را از این طریق بیان کرد. در ادامه نیز جنبش پروتستانیزم، که از بطن کلیسای کاتولیک برخواست، ادعای بازگشت به تعالیم رسولی داشت و به همین شکل، هر حرکتی، هر شاخه ای، برای حقانیت بخشیدن به نگرش های الهیاتی خودش، رسولی بودن خود را مقتدرانه اعلام می کند. به خواندن ادامه دهید

پارساشمرده شدگی : قسمت اول


Justification_620 مقدمه

در این نوشتار، به تامل و تفکر خود در باب الهیات اصلاحات که البته معتقد هستیم نگرش صحیح کتاب مقدس و تفسیر درست کلام خداست، ادامه خواهیم داد؛ این اصولی را که خدمت شما معرفی می کنم و با هم بررسی می کنیم، ساختار بنیادی این خداشناسی(الهیات اصلاحات)کتاب مقدسی و تاریخی است. من هر وقت در خصوص الهیات کلیسای انجیلی صحبت می کنم، این حقایقی که مطرح می کنم،  مد نظرم است که خدمتتان بیان می کنم. متاسفانه در جامعۀ ایرانی و در برخی از کلیساهای آمریکایی، توجه و تمرکز کلیساهای انجیلی و اصلاح شده (ریفورمد) روی نقد جنبش کریزماتیک و پنطیکاستی قرار گرفته است که البته من (حقیقتش را بخواهید) هیچ وقت دلیل این تمرکز بیش از اندازه را نفهمیدم، در حالی که شایسته آن است که بر درک بهتر از الهیات اصلاحات تمرکز شود که اگر ما این الهیات را به درستی بشناسیم، بعید به نظر می رسد که به سمت و سوهای دیگر مایل شویم. به خواندن ادامه دهید

تولد تازه: بخش سوم – خداشناسی اصلاحات، فقط تولیپ نیست!


Grace-Alone_620  در دو هفتۀ گذشته، به بررسی آموزۀ تولد تازه، نوزآیی،پرداختیم.

همینطور که می دانید، اساس و بستر صحبتهای ما در سه ماه گذشته، روی بنیاد الهیات اصلاحات بوده است و قرار است تا آموزه هایی را که از چشم انداز این خداشناسی تعریف می شود، مورد بررسی قرار دهیم.

اگر دقت کرده باشید،من در این سری دروس،خودم را محدود به 5 نکته تولیپ نکردم(1. تباهی کامل،2. انتخاب شدن بدون شرط، 3. کفارۀ محدود،4. فیض غیر قابل مقاومت، 5.ثبات قدم مقدسین(امنیت نجات) ). هر چند 5 نکته تولیپ، بخشهای اساسی این خداشناسی کتاب مقدسی است، اما خداشناسی اصلاحات به این 5 نکته ختم نمی شود. به خواندن ادامه دهید

تولد تازه: بخش دوم – گفتگوی مسیح و نیقودیموس


Grace-Alone_620  نیم نگاهی، به آنچه که گفته شد

اگر با من از قبل همراه بوده باشید، متوجه شده اید که در خصوص بنیاد الهیات اصلاحات صحبت می کنیم و در کتاب مقدس سیر کرده آن را تفتیش می کنیم؛ و در این سیاحتی که پیش گرفته ایم، نه تنها به آموزه هایی که معمولا در این مباحث مطرح می شود نگاه می کنیم بلکه سعی می کنیم که دایرۀ بررسی خود را – از آن چیزهایی که مهم هستند –  وسیع تر نماییم؛ و تصویر بزرگتری را مدّ نظر قرار دهیم. به خواندن ادامه دهید

تولد تازه – بخش اول


Grace-Alone_620 مقدمه

همانطور که مطلع هستید و در جلسات شرکت می کنید و به موضوعاتی که هر هفته مطرح می کنیم نیز توجه می کنید، می دانید که در خصوص الهیات اصلاحات صحبت می کنیم و اگر کمی هم دقت کرده باشید متوجه خواهید شد که مسائلی که در این خصوص مورد بحث قرار می گیرند، ماهیت نجات شناختی دارد. آن چیزی که برای اصلاحگران، پیش از هر چیز دیگری مهم بوده، انجیل بوده است. اینکه انسان چگونه نجات پیدا می کند؟ محتوای انجیل چیست؟ کفارۀ مسیح چه کاری را انجام می دهد؟ نقش فیض در این عمل چگونه است؟ کارهای انسان چه نقشی دارد؟ ارتباط شریعت با قانون چیست؟

این مسیری است که با هم در حال طی کردن هستیم و هر چقدر فکر کردم دیدم که موضوعی اساسی تر و مهمتر از نجات در کلیسا نمی تواند وجود داشته باشد؛ نجاتی که خدا محور است و تعریف و توضیحش را از ذات خدایی دریافت می کند که کتاب مقدس به ما معرفی کرده است.

به خواندن ادامه دهید

اعتراضات به آموزش گزینش بلاشرط و پاسخ به آنها


Election_620

پیش از اینکه در این مبحث جلوتر برویم و به مسائل دیگری بپردازیم، باید اعتراف کرد که با اینکه مستمراً در این سری دروس اعلام می کنیم که این نگرش و چشم انداز به این آموزه، کتاب مقدسی است، اما آموزۀ گزینش الهی بلاشرط ، در همۀ کلیساها پذیرفته شده نیست و یکدستی ای در این باور در بین کلیساها وجود ندارد. با اینکه تاریخ پذیرش و اعلام این آموزه بسیار قدیمی است، اما در عین حال، گروه های دیگری هم هستند که به این باور معترضند. به خواندن ادامه دهید

رفع کژفهمی ها در خصوص گزینش الهی


Election_620

همان طور که پیشتر هم در دروس قبلی اشاره کردم، تمام کلیساها به نوعی از گزینش الهی معتقد هستند و دلیل اینکه کلیسا باید در خصوص گزینش الهی تعلیم دهد، این است که کتاب مقدس، هم به صراحت و هم به کرات در این مورد تعلیم می دهد؛ اما همان طور که از درسهایی که داریم بر می آید و بر آن هم تاکید کرده ایم، صرف باور به یک نوع از آموزۀ گزینش الهی، کافی نیست و باید باور ما بر آموزۀ صحیح و کتاب مقدسی گزینش الهی باشد، آموزه ای که نتیجۀ تاویل کلام باشد و نه استنتاج یک سری پیش فرضهای فلسفی که به آنها تعهد داریم؛ پیش فرضهایی که مانند قالب عمل می کنند و هر آنچه که در آن جای نمی گیرد به دور می اندازند و بدان برچسب غیرکتاب مقدسی می زنند؛ در حالی که چنین قالبی باید عوض شود و نه اینکه مرتکب تحریف شویم؛ به قول سهراب سپهری «چشمها را باید شست، جور دیگر باید دید»، و این جور دیگر دیدن، نگرش کتاب مقدسی است. به خواندن ادامه دهید

تعمید نوزادان و خاستگاه کتاب مقدسی آن


infant-baptism (1)

چرا کلیساهای انجیلی، نوزادان را تعمید آب می دهند؟

 

باید اعتراف کرد که آموزه تعمید آب، در طی تاریخ، یکی از  آموزه هایی بوده که مباحث بسیاری پیرامون آن مطرح گشته و در نهایت تنوع نظرات تا به امروز نیز در این خصوص باقی است. کلیساهای کاتولیک و اوتدوکس شرق، به گونه ای متفاوت به این مسئله می نگرند (که البته قصد من در این مقاله پرداختن به دیدگاه این دو کلیسا نیست، و مسلما به عنوان یک پروتستان، تعمید آب نوزادان کلیسای کاتولیک را وسیله بخشش گناه اولیه و لازمه نجات می داند نمی پذیرم) و کلیساهای پروتستان نیز به دو گروه مختلف در این خصوص تقسیم شده اند که البته این اختلاف نظر را دلیل کافی و مناسب برای رد یکدیگر نمی دانند. در هر صورت، تعمید آب را بسیاری به درستی آبهای متلاطم ترین خوانده اند.

آنچه در این مقاله مطرح خواهم کرد، نگاهی گذرا به دلایلی خواهد بود که برخی از کلیسا تعمید نوزادان را، آموزه کتاب مقدسی می دانند (تکرار می کنم این نگرش با کلیساهای کاتولیک و اوتدوکس متفاوت است) به خواندن ادامه دهید

پاپ، جانشین مسیح — مقایسه خداشناسی کاتولیک و پروتستانیم: بخش هشتم


pope-francis-gold-candlesticksپاپ، اسقف روم

اجازه بدهید، کمی مسیر صحبت را بجای دیگری جهت بدهیم و سپس باز خواهیم گشت و به مقایسه آموزه تنها کتاب مقدس و سنت کلیسای کاتولیک خواهیم پرداخت و مباحثه خود را در این بخش جلو خواهیم برد.

اما آنچه را که مایل هستم در این بخش از مقاله بررسی کنیم، مقام پاپ در کلیسا است. به هر حال گفتگوهای ما در خصوص اقتدار و اختیار کلیسای کاتولیک در مقام تعلیمی بدون بررسی مقام پاپ کامل نخواهد بود و باید باور این کلیسا را در این خصوص نیز ارزیابی کرد. به خواندن ادامه دهید

مقایسه خداشناسی کاتولیک و پروتستانیم: سنتهای این کلیسا: بخش هفتم


SMT-Trent-May05-DC0306sAR800  سنت مقدس؟

 نکته ای که در برخورد کلیسای کاتولیک با کتب مقدس شایسته توجه است این می باشد که ایشان معتقدند که بجهت تفاسیر متفاوتی که از کتاب مقدس می تواند ارائه گردد، بنابراین کتاب مقدس نیازمند صدایی مقتدر و تفسیر واضح است که ابهامات و اغتشاش در این خصوص را از بین ببرد. و این صدای رسا و تعیین کننده چیست؟ سنتهای کلیسایی. نه تنها این کلیسا کمکی در فهم کتاب مقدس ننموده، بلکه تنها به اغماض کلام، حتی ساده ترین متون آن پرداخته است. افزون بر این، سنتهای خود را نیز که در مقام الهام بالا برده است، در معرض تفاسیر گوناگون قرار داده است. به خواندن ادامه دهید

بیاندیش


what-is-critical-thinking  فرهنگ مخربی در کلیسای امروز حاکم شده است که شاید بتوان این فرهنگ را «ضد خرد» نامید. بنظر می رسد کلیسا بیشتر از هر وقت، اعتماد و توکل خود را بر احساسات و اعمال نهاده است. هرگاه سخن از عقل، تفکر و روشن فکری در کلیسا می شود، ایمانداران احساس خطر کرده، ترجیح می دهند که پیرو احساسات گردند تا اینکه به عقل خود اعتماد کنند. هرگاه صحبت از تعقل می شود، بی ایمانی، عدم اعتماد و توکل به دانش انسانی با آن مترادف گشته، آن را ضدیت با روح القدس می خوانند. تفکر را از خانه بیرون می کنیم که نکند که غرور شخصیت روحانی ما را تخریب نماید. پرسشی که برای من مطرح می شود این است که چرا باید دانش و دعا را از هم جدا کرد؟ چرا گمان می بریم روح القدس با دانش عداوت دارد؟ چرا خود را مشغول به دعا کردن و خواندن نمی کنیم؟ به خواندن ادامه دهید

مقایسه خداشناسی کاتولیک و پروتستانیم: یگانه کتاب مقدس-دلایل کتاب مقدسی: بخش ششم


imagemap   دلایل کتاب مقدسی «یگانه کتاب مقدس»

 این آموزه ریشه بر ماهیت کتاب مقدس به عنوان کلام خدا دارد. فهم «کفایت کتاب مقدس» برای ما امکان پذیر نخواهد بود اگر خاستگاه آن را درنیابیم. اگر شاهد آن هستید که در برخی از حوزه های پروتستانیزم بر این آموزه تاکید چندانی نمی شود به این جهت است که دیدگاه این گروه ها نسبت به الهامی بودن کلام و ماهیت مافوق الطبیعه آن در بخشش مکاشفه الهی و حرمت کتب مقدس کمرنگ گشته است. اگر کسی الهامی بودن آن را مهم نشمارد آیا کفایت آن را باور خواهد داشت؟ اصلاحگران دیدی والا بر کلام خدا داشته و ارزش و جایگاه الهی آن را تاکید بسیار می ورزند و این بنیاد قوی برای کفایت کتاب مقدس می باشد. به خواندن ادامه دهید

مقایسه خداشناسی کاتولیک و پروتستانیم: یگانه کتاب مقدس: بخش پنجم


Sola-Scriptura-Reformers-570x434  یگانه کتاب مقدس: خدا بصراحت سخن می گوید

 زمانی که بیزیل اهل قیصریه[1] (330- 379) با افرادی روبرو شد که بر اقتدار سنت تاکید می ورزیدند، پاسخ داد:

اگر سنت دلیلی بر صحت چیزی باشد بنابراین شایسته است که من نیز، سنتهای خود را ارائه دهم. اگر آنها این سنن را رد نمایند، بنابراین سنتها را دنبال نخواهیم کرد. بنابراین بگذارید تا کلام الهام شده خدا برای ما تعیین نماید که آموزه کدام یک از ما با کلام خدا همخوانی دارد تا صحت آن شخص ثابت گردد.[2] به خواندن ادامه دهید

مقایسه خداشناسی کلیسای کاتولیک و پروتستانیزم- اعتراض کاتولیکها: بخش چهارم


protestant-reformation-art به دنیای آشفته خود نظری افکنید!

 در مباحثات و گفتگوهایی که (برای توافق) انجام می گیرد، یکی از نکاتی که کلیسای کاتولیک به آن تاکید می ورزد اعتقاد ایشان به داشتن اقتدار تعلیمی (آنچه در بالا نام برده شد) و داشتن توازن، تعادل و انسجام الهیاتی می باشد، که آن را در قیاس با کلیساهای پروتستان داده، مدعی می شود که پروتستانها در هیچ آموزه ای توافق نظر نداشته، کلیساهای خود را تبدیل به بازار آشفته ای ساخته اند که هر گروه، تفسیر خود را برحق می داند. سپس این پرسش مطرح می شود: مسیح هرگز مایل نیست که کلیسا در چنین تشویق و آشفتگی قرار گیرد، بنابراین آنچه کلیسای کاتولیک ارائه می دهد، باید راه صحیح و اقتداری باشد که از طرف خدا منصوب گشته است. کلیسایی که تنها یک تفسیر را ارائه می دهد و اعتماد شما به این اقتدار تعلیمی شما را از هرگونه ابهام و تشویش بدور نگاه خواهد داشت. به خواندن ادامه دهید

مقایسه خداشناسی کلیسای کاتولیک و پروتستانیزم-چه کسی انجیل را تعریف می کند؟: بخش سوم


Pilgrimmage of Grace انجیل سلامتی

 انجیل سلامتی، عبارتی است که پولس رسول در افسسیان 6: 15 بکار می گیرد.

» نعلینِ استعدادِ انجیلِ سلامتی را در پا کنید. «

 این عبارت امروز چندان کاربرد ندارد، در حقیقت با تغییر معنی واژه سلامتی از آرامش به شفای جسمانی، این عبارت در نهضت کامیابی بیشتر مورد استفاده دارد تا راستدینی مسیحی! اما انجیل سلامتی، عبارتی کتاب مقدسی است که ریشه در خدایی دارد که آن را به الهام کرده است. (خدای سلامتی – رومیان 15: 23، 16: 20، دوم قرنتیان 13: 11، فیلیپیان 4: 9، اول تسالونیکیان 5: 23، عبرانیان 13: 20) به خواندن ادامه دهید

مقایسه خداشناسی کلیسای کاتولیک و پروتستانیزم-تشخیص موضوع بحث: بخش دوم


OLYMPUS DIGITAL CAMERAابهام

بسیاری در مباحثات سیاسی، اجتماعی، مذهبی برای اینکه بتوانند حرف خود را بر کرسی بنشانند و ضعفهای نظام باورهای آنها مشهود نباشد، دست به ایجاد ابهام و مشوش کردن گفتگوها می کند. زمانی که مه غلیظ ابهام وارد صحنه می گردد، موجبات گیجی و از دست دادن قابلیت اندیشیدن صحیح را بوجود می آورد. گاهی عمدأ و برخی اوقات هم سهوأ بجهت دشوار بودن موضوع مورد بحث، این مه گیچ کننده دیدگان تعقل ما را کم سو می کند. اما منظور من در اینجا، مه های طبیعی نیست، بکه مقصود ابهام و گیجی خودساخته است که طرفین مباحثه برای کتمان ضعف استدلال و برملا گشتن اشتباهات الهیاتی خویش بوجود می آورد، فضایی که سو و جهت خود را از دست داده، گفتگوها به هر سو کشانده می شود. ارائه اطلاعات نامربوط و مطرح کردن موضوعاتی غیرمرتبط به سیر گفتگوها، اذهان شنوندگان را مشوش ساخته، از این ابهام برای پوشش و فرار بهره می گیرد. به خواندن ادامه دهید

مقایسه خداشناسی کلیسای کاتولیک و پروتستانیزم-مقدمه: بخش اول


Catholics-vs-Protestants-2آیا هنوز جدالهای الهیاتی اهمیت دارند و یا دیگر دوران آن بسر آمده است؟ آیا نباید امروز از همه اختلافات خداشناسی دست بشوریم و به هم بپیوندیم؟ آیا نباید به جای آنکه چه چیز ما را از هم جدا می سازد به چه ما را با هم متحد می گرداند توجه کنیم؟ آیا عدم توافقهای الهیاتی (آموزه های بنیادی) در حقیقت عمل کردن بر خلاف دعای اتحادی نیست که عیسی مسیح به حضور پدر کرد؟ (یوحنا 17) آیا انجیل ارزش آن را دارد که برای راست دینی و انجیل حقیقی عیسی مسیح، به حد جدایی و انفقاق بایستیم؟ (غلاطیان 1- 2) پایه و اساس اتحاد مسیحی چیست؟ آیا تنها اینکه همه با هم اقرار کنیم که: عیسی مسیح خداوند است کافی است و بررسی و فهم معنی و مفهمومی که هر کدام از ما برای این گفته در نظر داریم مهم نیست؟ و یا باید پرسشهایی در این خصوص که مسیح کیست، چه کرد و چگونه می تواند نزد او آمد نیز اساسی هستند؟ به خواندن ادامه دهید

آیا عیسی مسیح به جهنم نزول کرد؟ بخش دوم


Descent into Hell - Tintoretto 1568پس از توضیح کوتاهی در خصوص حضور این گزاره در اعتقادنامه رسولان و نظرات چند الهیات دان، اجازه دهید تا برداشتهای موجود در این مورد را فهرست کنم. کلیسای مسیح تفاسیر متفاوتی در این خصوص داشته است که برخی محبوب و بعضی نیز در دسته تعالیم نادرست شناخته شده است. به خواندن ادامه دهید

چشم انداز تازه ای بر پولس: بخش نخست


TomWright در چند دهه گذشته، مباحث پیچیده الهیاتی در خصوص پولس و صحبتهای وی در مورد پارسایی ایمانداران و اعمال شریعت مطرح شده است که بسیاری از الهیات دانهای عهد جدید بویژه متخصصین  پولس را به خود مشغول ساخته است.

این گفتگوها که تحت عنوان «چشم اندازی تازه بر پولس» مشهور گشته است محوریت صحبتهای روز در خصوص آموزه پارساشمرده شدگی شکل داده است. به خواندن ادامه دهید

آیا عیسی مسیح به جهنم نزول کرد؟ بخش اول


01-old-rc-churches-basilica-cattedrale-patriachale-di-san-marco-venezia-it-01-anastasis-11th-c   زیرا که اوّل به شما سپردم، آنچه نیز یافتم که مسیح برحسب کتب در راه گناهان ما مرد و اینکه مدفون شد و در روز سوم برحسب کتب برخاست؛ (اول قرنتیان 15: 3- 4)

 آنچه خواندیم، واقعیت تاریخی است که اهمیت الهیاتی زیادی برای مسیحیان در تمام دوران تاریخ داشته است. حقیقتی که ایمانداران در طی تاریخ کلیسا به قیمت جان خود، آن را اعتراف کرده و اساس ایمان خود اعلام نمودند. سنت الهیاتی و شاخه کلیسایی شما هر چه باشد، از اهمیت این مطلب؛ که عیسی مرد و روز سوم از مردگان برخاست نخواهد کاست. اما آنچه مسیحیان را گاهی مشوش می سازد و پرسشهایی بسیاری بجهت آن بر می خیزد و شاید برخی را به گمراهی می کشاند، آن سه روزی است که عیسی مسیح مرده بود. چه بر سر روح عیسی آمد؟

آیا کتاب مقدس در این خصوص سکوت نموده است و یا سرنخهایی را می توان در کتب مقدس یافت که راهنمای ما باشند؟ به خواندن ادامه دهید

عیسی ناب: بخش اول


084392_w185

عیسی ناب

ان. تی رایت در مقدمه کتاب خود از لوقا 19: 36- 37 نقل قول می کند که چگونه مردم با استقبال او می رفتند.

در این میان هم گروهی در سکوت نظاره گر این استقبال مردمی از عیسی، پسر داود بودند. این افراد، رهبران قوم اسرائیل بودند. و عیسی در حالی که به اورشلیم نزدیک می شود گریه کرد. (لوقا19: 41)

آروزه ها و انتظارات رهبران به کمال می رسید اما این تحقق وعده که به آمدن مسیح موعود، پادشاه اسرائیل نوید می داد، برخلاف انتظار آنها جامه حقیقت پوشید. عیسی آن مسیح موعود نبود که می طلبیدند. آنها منتظر پادشاه اسرائیل بودند، مسیح موعود، اما عیسی ویژگیهایی که آنها از مسیح در ذهن می پروراندند، نداشت. به خواندن ادامه دهید

آیا عهد عتیق طریق نجات با اعمال را به ما تعلیم می دهد؟


law

مطمئن هستم شما هم مانند من گاهی در مجامع عمومی از برخی از مسیحیان می شنوید که می گویند: «نجات در عهد عتیق توسط اعمال تحصیل می شد اما در عهد جدید این ایمان است که ما را نجات می بخشد.»

تقریبا تمام پژوهشگران و الهیات دانان بر این عقیده هستند که این باور صحیح نبوده و هیچ پایه و اساسی برای تاکید بر آن وجود ندارد. زمانی که پولس تلاش می کند تا پارسایی بر اساس ایمان را ثابت کند به ابراهیم رجوع می کند.( رومیان 4: 1- 25، غلاطیان 3: 6- 9)  او همانطور در خصوص داود صحبت می کند (رومیان 4: 6- 8). او این حقیقت را در کتاب پیدایش 15: 6 می یابد که به ما نشان می دهد ابراهیم بخاطر ایمان خود پارسا به حساب می آید.کلام خدا در کتاب یوشع 24: 2 به ما می گوید که ابراهیم یک بت پرست بود و همینطور کتاب رومیان ابراهیم را،  پیش از نجاتش، بی دین خطاب می کند (رومیان 4: 5) به همین جهت او (ابراهیم) به خدا اعتماد کرد تا وی را نجات بخشد. اینکه ابراهیم و داود در کتاب رومیان باب چهارم ذکر شده اند، قابل توجه است. به خواندن ادامه دهید