پارساشمردگی: عهد اعمال – بخش سوم


Justification_620آنچه پیشتر گفتیم

هفتۀ گذشته، به وجود عهد در کتاب پیدایش پرداختیم و اگر درسها را دنبال کرده باشید، دیدید که در پی سرنخها و دلایل کتاب مقدسی بودیم که به وجود عهد در کتاب پیدایش بین خدا و آدم دلالت می کند. خواهش می کنم این دروس را دنبال کنید چون اینها دروسی بنیادی هستند که چشم انداز کلیسای انجیلی را از کتاب مقدس تعریف می کنند؛ من مایل هستم در طی این دروس، نقشۀ فدیۀ برای بشر، از ابعاد گوناگونش برای شما باز شود.

وظایف آدم

حالا که متوجه شدیم که خدا با آدم عهد بسته بود، باید دنبال پیدا کردن وظایف و مسئولیتهایی بگردیم که خدا به عهدۀ آدم گذاشته بود؛ خلاف عهدهایی که خدا یک طرفه در طی تاریخ بسته است؛ به عنوان مثال، عهدی که خدا با روز و شب پیش از طوفان نوح بست، خدا عهدهای دو طرفه ای را نیز برقرار نمود که در حقیقت طرف مقابل را، یعنی طرف دیگر عهد را مسئول و متعهد نسبت به مفاد این عهد می شمارد.

آشکارترین این وظایف را در خصوص آدم می بینیم، وظیفه ای که نسبت به طبیعت و خلقتی است که آدم در آن نهاده شده است؛ کتاب پیدایش 1: 28 در این باره می گوید:

و خدا ایشان‌ را برکت‌ داد و خدا بدیشان‌ گفت‌: «بارور و کثیر شوید و زمین‌ را پر سازید و در آن‌ تسلط‌ نمایید، و بر ماهیان‌ دریا و پرندگان‌ آسمان‌ و همۀ حیواناتی‌ که‌ بر زمین‌ می‌خزند، حکومت‌ کنید.»)قدیم)

خدا وظایف متفاوتی را بر دوش آدم نهاد:

  • زمین را با تولید مثل پر سازد، و این شباهت به خدا از طریق تولید مثل گسترش یابد؛
  • زمین را تحت کنترل خود در آورد؛
  • بر مخلوقات حکومت کند.

نه تنها آدم مسئول بود تا این کار را انجام دهد، بلکه پایانی هم برای این مسئولیتها وجود داشت و قرار بود که در روز سبت بیارامد؛ آدم در دورۀ آزمایش و امتحان قرار داشت و اگر از خدا اطاعت می کرد، کار او ادامه می یافت و این کارِ گسترش حاکمیت خودش و گسترش تصویر الهی، توسط تولید مثل، ادامه می یافت.

اهمیت کار آدم

بیایید کمی به کتاب پیدایش 1 تا 3 بیشتر دقت کنیم و به اهمیت کار آدم پی ببریم.

کار آدم این نبود که یک کشاورز ساده بشود بلکه در وهلۀ اول، نقش یک کاهن را بازی می کرد. شاید اینطور بگوییم که آدم نمونۀ اولیه و نخستین لاوی ها بود. آدم اولین لاوی بود؛ و این باغی که آدم در آن به کار مشغول بود، تنها یک باغ ساده نبود، بلکه این باغ در نقش یک معبد برای وی بود. معبدی(1) که آدم در آن می بایست وظایف کهانت خود را به انجام می رسانید؛ و اینکه آدم به شباهت خدا خلق شده بود و به او وظیفۀ نمایندگی بخشیده شده بود. او ناظر بر خلقت خدا بود؛ همانطور که خدا بر خلقت حکومت می کند، آدم هم مسئول فرمانروایی بر زمین و مخلوقات این کرۀ خاکی بود (مزمور8 : 6 – 8). خدا باران فرستاد و آدم را قرار داد تا به باغ رسیدگی کند و کشاورزی کند، در داخل این باغ، آدم به کار مشغول بود و در آنجا نظم و هدفمندی اِعمال می شد، و قرار بود که این وظیفه به خارج از باغ هم گسترش یابد(2). وظایفی که دراین باب در مورد آدم می خوانیم، به ما کمک می کند که این عهد را در متن صحیحی که ارائه شده مطالعه کنیم.

اطاعت و به کمال رساندن وظایفی که به آدم بخشیده شده بود – یا به زبانی قانونی برای رعایت آن مامور شده بود- ، او را در حضور خدا عادل ساخته، شایستۀ دریافت حیات جاودانی می گردانید؛ به این دلیل که گناه در دنیا وجود نداشت، به همین خاطر، آدم تنها با اطاعت از اوامر الهی و قانونی که پیش روی او نهاده شده بود، می توانست به عدالت نایل شده، حیات جاودانی را کسب کند. در مورد آدم گفته بودیم که او به وسیلۀ کارهای خودش عادل گردید بنابراین عبارت عادل شمرده شدن برای آدم صدق نمی کرد چون آدم با کارهای خودش، با اطاعت از اوامر الهی این توانایی را داشت تا عادل گردد؛ اما ما به خاطر اینکه در حضور خدا گناه کرده ایم، بنابراین نمی توانیم عادل بشویم، بلکه باید عادل شمرده شویم(3).

آیندۀ پرجلالی در انتظار آدم بود؛ تنها اگر او مطیع می بود و آنچه به او گفته شده بود انجام می داد و از گناه دوری می کرد. اگر آدم در مسیری که قرار می بود حرکت کند، ادامه می داد، پایانی برای خلقت وجود نمی داشت و تجربۀ وی و نوادگانش از زندگی، رنگین تر، عمیق تر و با معناتر می گشت.

یادآوری

بگذارید یکبار دیگر عهد اعمال را برای شما تعریف کنم: خدا با آدم عهد بست که اگر کارهایی را انجام بدهی (هر آنچه را که در بالا توضیح دادم) و از گناه اجتناب کنی (یعنی از درخت معرفت نیک و بد نخوری) حیات خواهی یافت و اگر خلاف آنچه به تو دستور دادم عمل کنی، هلاک خواهی شد. آدم با اطاعت از خدا و انجام وظیفه اش، عادل می شد و حیات جاودانی را کسب می کرد.

نظر آگوستین

آگوستین)4)، در توضیحی که از کتاب پیدایش 2: 16- 17 داده، این آموزه را تایید می کند اما متاسفانه در طی تاریخ کلیسا، در قرون وسطی، کسانی هم بوده اند که با این آموزه مخالفت کردند.

نکتۀ مهم

در تاریخ کلیسا همیشه این گفتگوهای الهیاتی وجود داشته است و این افسانه ای که می گویند، تمام کلیسا در طی تاریخ، در باور خودش یکدست بوده، دروغی بیش نیست؛ یا اینکه کلیسای کاتولیک می گوید که باورهای این کلیسا تاریخی و رسولی است، که تنها با خواندن یکی دو جلد کتاب تاریخ کلیسا متوجه می شویم که اولا آنچه کلیسای کاتولیک الان به آن باور دارد، اصلا در قرن یازدهم، دوازدهم وجود نداشته است و آنچه امروزه تشکیل دهندۀ تعالیم کلیسای کاتولیک است، ابداعات جدید این کلیسا است؛ ثانیاً همیشه در طی تاریخ در این مسیر، در خصوص آموزه ها گفتگو شده است و همیشه افرادی بوده اند که مسائلی را تایید و گروهی هم مخالفت کرده اند.

به هر حال، این تنش ها ادامه داشت تا اینکه پس از دوران اصلاحات، این آموزه، به عنوان آموزۀ معمول و استاندارد در الهیات انجیلی معرفی شد.

اعتقاد نامۀ وست مینستر

در اعتقادنامۀ وست مینستر، فصل هفتم، بند دو و سه این گونه می گوید:

2- عهد اولي که با انسان منعقد گرديد عهد اعمال بود که در آن به آدم و فرزندانش وعدۀ حيات داده شد به شرطي که شخصاً بطور کامل اطاعت نمايند.

3- انسان، بر اثر سقوط از حالت اوليه، ديگر قادر نبود به وسيلۀ آن عهد داراي حيات شود. به همين دليل خدا را پسند آمد که عهد دوم را که معمولاً عهد فيض يا لطف خوانده می شود برقرار سازد و به وسيلۀ آن حيات و نجات توسط مسيح را مجاناً به گناهکاران ارزانی فرمود و ازآنها خواست به عيسي مسيح ايمان بياورند تا نجات بيابند و به تمام کسانی که براي حيات مقرر شده‌اند وعده فرمود روح القدس را عطا فرمايد تا آنها را قادر و مايل به ايمان آوردن سازد.

معنای عادل شدنِ آدم

همانطور که دیدیم، اگر آدم اطاعت می کرد، وعدۀ عهد را نیز دریافت می نمود و آدم توسط اعمال خود عادل می گشت. نیز باید توجه شود، زمانی که در خصوص آدم، عادل شدن را به کار می بریم به معنایی که در مقابل محکومیت است استعمال نمی شود بلکه به آن مفهوم است که آدم کار خود را به کمال رساند.

اطاعت مسیح

عهد اعمال آدم که اطاعت وی، بخش مهم آن است باید راهنمای ما در فهم آموزۀ پارساشمردگی باشد که در مورد آن قبلا گفته ایم؛ و با این سخنان، باید توجه داشت که بُعد مهم کار فدیه بخش و نجات دهندۀ آدم آخر، یعنی عیسی مسیح، باید در خود، اطاعتی را داشته باشد که آدم قرار بود به کمال برساند. عیسی مسیح، آدم آخر، در عهد خود با خدا یعنی عهدی که آدم اول نتوانست به آن وفا کند، باید در عوض و به جای قوم خدا (نجات یافتگان) از خدا اطاعت کند.

اطاعت عیسی مسیح، مسیحی که برای ما مصلوب شد، آلفا و اومگای پارسایی ما است، مبنای عادل شدن ما است؛ او با اطاعت خویش، عدم اطاعت ما را پوشش داد و با نیکی خویش، عدم نیکی ما را پوشانید.

مسیح، هم از دستور پدر، برای آن فداکاری که به جهت برگزیدگان بدان خوانده شده بود اطاعت کرد و هم شریعت را مطیع بود.

آدم، با نااطاعتی خود، آن برکتی را که قرار بود خود دریافت کند و از طریق وی، نوادگانش دریافت نمایند از دست داد، به همین خاطر، این حق از ما نیز گرفته شده است و چون او سر ما بوده است، ما نیز دیگر با انجام شریعت و اطاعت از آن، قادر نخواهیم بود تا برکت آسمانی را، آن مقصودی را که آدم قرار بود به آن برسد، دریافت نماییم؛

پولس چه می گوید

پولس رسول در غلاطیان 2: 16 می گوید:

«امّا چونکه یافتیم که هیچ‌کس از اعمال شریعت عادل شمرده نمی‌شود، بلکه به ایمان به عیسی مسیح، ما هم به مسیح عیسی ایمان آوردیم تا از ایمان به مسیح و نه از اعمال شریعت عادل شمرده شویم، زیرا که از اعمال شریعت هیچ بشری عادل شمرده نخواهد شد.» (قدیم)

پولس رسول به این مسأله اشاره می کند که شخص نمی تواند با اطاعت از شریعت موسی، عادل گردد و پس زمینۀ این مسأله، سقوط و شکست آدم است، و چون آدم در این قسمت کوتاهی و قصور کرد، این حق نیز از ما گرفته شده است و ما دیگر نمی توانیم با اطاعت از شریعت نجات یابیم؛ در دنیای پیش از سقوط، انسان می توانست با اطاعت از قانون و شریعت، نجات یابد اما پس از سقوط، تنها راه نجات، ایمان است.

آن چیزی که ما با مطالعۀ کتاب پیدایش می فهمیم این است که آدم، فقط نمایندۀ خودش و یا حوا نبود، بلکه آدم، همۀ ما را نمایندگی کرد؛ آدم سر ما بود. پولس رسول آشکار در رومیان 5: 12می گوید:

«پس، همان‌گونه که گناه به‌واسطۀ یک انسان وارد جهان شد، و به‌واسطۀ گناه، مرگ آمد، و بدین‌سان مرگ دامنگیر همۀ آدمیان گردید، از آنجا که همه گناه کردند – »(هزارۀ نو)

مرگ جهان شمول

جهان شمول بودن مرگ، به خاطر گناه آدم است. می خواهم ارتباط دو سر و آن نماینده ای را که کتاب مقدس از آن صحبت می کند، ببینید؛ آدم اول و آدم آخر( یعنی عیسی مسیح)، پس همانطور که به خاطر نااطاعتی آدم، گناه و نااطاعتی وی به حساب کسانی ریخته شده است که او نمایندگی می کرد، یعنی همۀ انسانها؛ اطاعت مسیح هم، و نیکی و پارسایی وی هم، به حساب آنانی ریخته می شود که ایشان را نمایندگی می کند(یعنی ایمانداران).

این به آن معناست که یکی از عناصر مهم آموزۀ پارساشمردگی، آموزۀ نسبت دادن دوگانه است که پیشتر در مورد آن گفتیم، و باز هم به فراخور بحث، در آینده بدان بازخواهیم گشت.

————————————-

  1. در ترکیب باغ عِدن که در پیدایش 2: 15 آمده است، واژۀ عِدن در عبری اگر چه از جمله به معنای لذت و خوشی، و امثال آن است اما این کلمه در عبری، در ترکیب بیت عدن Beyth ‹Eden نیز یافت می شود که جزء «بیت» آن، در معنای خانه و معبد نیز هست؛ مثلا در ترجمۀ NASB این کلمه از جمله به معنای temple  به کار رفته است. از این دریچه، گوییا که توسعاً باغ عدن، تمثیلی از معبد نیز بوده است.
  2. این گسترش وظیفه به خارج از باغ نیز از آنجا قابل برداشت است که آدم، اگر چه در باغ مشغول به کار بود اما همۀ بهایم و پرندگان و حیوانات صحرا را نیز نامگذاری می کند.
  3. این دروس را قبلا داشته ایم، از دوستان خواهش می کنم، اگر این درسها را ندیده اند، حتما دنبال کنند تا معنای این صحبتها برای ایشان بازتر شود.
  4. Augustine

نویسنده: ادوین کشیش آبنوس  سپتامبر  ۲۰۱۵

ویرایش:  فرید یاسینی

3 دیدگاه برای “پارساشمردگی: عهد اعمال – بخش سوم

  1. خدمت برادر بسيار عزيزم در مسيح

    با تشكر فراوان از مقا له اى كه فرستاديد.
    خداوند شما را بركت دهد و شكر براى
    خدمت شما.

    با احترام
    سعيد خلفازاده

    Sent from my iPhone

    >

  2. درود بر برادر ادوین
    خدا رو شکر به خاطر وجود شما و این دروس
    از خداوند میخوام که برکت بهتون بده و خودش با روح القدس راهنمای شما و این دروس باشه🙂

پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس گوگل+

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google+ خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

درحال اتصال به %s