پارساشمردگی: عهد اعمال – بخش دوم


Justification_620

آنچه گذشت

بحثی که در جلسۀ گذشته شروع کردیم این بود که آموزۀ پارساشمردگی که آموزه ای اساسی و بنیادی در ایمان مسیحی است، با آموزۀ عهد چه ارتباطی دارد؟

اگر درس جلسۀ پیش را دنبال کرده باشید، گفتیم که برای بررسی این مبحث باید نخست مفهوم عهد را در کتاب مقدس درک کنیم و برای این کار، اول عهد را تعریف کردیم و گفتیم که قرار است به دو عهد مهم، یعنی عهد اعمال و عهد فیض نگاه کنیم و بعد از اینکه این دو را تعریف کردیم و ارتباط شان را با هم مشخص کردیم، برگردیم و جایگاه آموزۀ پارساشمردگی را در رابطه با عهد، واکاوی کنیم.

نکته

دوستان عزیز، پیش از اینکه این بحث را جلوتر ببریم لازم می دانم نکته ای را بگویم؛ این دروسی را که روزهای یکشنبه با هم بررسی می کنیم، صحبتهایی است که هرگز در سطح کلیسایی نخواهید شنید، این دروس در مجامع آکادمیک، در دانشگاه ها و کتابهای الهیاتی مطرح می شود و نتیجتاً ممکن است کمی سطح آن برای دوستانی که تا به حال با این بحثها دست و پنجه نرم نکرده اند بالا باشد و طبعاً قدری هم ثقیل بنماید؛ به همین خاطر برای اینکه بتوانید با این مباحث جلو بروید و سیر فکری آن را دنبال کرده، رشتۀ بحث را گم نکنید، تشویق تان می کنم تا دروس قبلی را مطالعه کنید. آن درس ها به شما کمک خواهد کرد، زمینه و بستری را که مطالب این درس در آن شکل یافته، دریابید تا  برای درک عمیق تر این درس، دچار مشکل نشوید.

در ادامه…

این را هم بیفزایم، درسهایی که یکشنبه ها با هم داریم، مجموعهْ نوشته های الیهاتدان های معتبری است که در جامعۀ مسیحی از احترام و جایگاه والایی برخوردارند؛ بنابراین پیشنهاد می دهم که از این دروس استفاده کنید، چون گمان نمی کنم حداقل در آیندۀ نزدیک، این نوع کتابها به فارسی ترجمه شوند، خاصه از آن نظر که هنوز کلیسای ایران، به مراتب به کتاب های ساده نیازمندتر می نماید، کتابهایی که بتوانند آن جمعیت بزرگ را خوراک روحانی بدهد.

پیدایش، باب 1 تا 3

خُب، در این درس، به سراغ باب های یک تا سه از کتاب پیدایش می رویم تا عهدی را که خدا با آدم بست، یافته بررسی کنیم.

وقتی این سه باب از کتاب پیدایش را مطالعه می کنیم، در گزارشاتی که در این بابها موجود است، عناصری یافت می شود که به ما کمک می کند تا عهدی را که خدا با آدم بست، بشناسیم؛ عهدی که آدم، در آن خدا را می شناسد و او را خدمت می کند. البته در کنار این متن، متون دیگری هم هست که باید مطالعه  شوند.

وقتی که این فصلهای کتاب پیدایش را می خوانیم، چیزی که در نگاه اول به نظر ما می رسد، داستان آفرینش است؛ اینکه خدا چگونه دنیا را آفریده است و به نظر می رسد که اثری از عهد در این بابهای نخستین از کتاب پیدایش نمی توان یافت.

جی وی فسکو(1)، الهیاتدان خداشناسی اصلاحات در کتاب خود با عنوان «پارساشمردگی» می گوید: «ممکن است سبب تعجب برخی گردد اگر بدانند که همین گزارشات کتاب پیدایش، خود عناصر و نشانه هایی از این عهدی هستند که در مورد آن صحبت می کنیم، این درحالی است که در نگاه اول، به سادگی قابل تشخیص نیستند.»

عهد خدا با روز و شب

ببنیید که ارمیای نبی، در همین راستا، در خصوص آفرینش روز و شب چه می گوید، در این سخنان، می توانیم سر نخهایی بیابیم که شاید به این تحلیل ما کمک کند؛

«20خداوند چنین‌ می‌گوید: اگر عهد مرا با روز و عهد مرا با شب‌ باطل‌ توانید کرد که‌ روز و شب‌ در وقت‌ خود نشود، 21   آنگاه‌ عهد من‌ با بندۀ من‌ داود باطل‌ خواهد شد تا برایش‌ پسری‌ که‌ بر کرسی‌ او سلطنت‌ نماید نباشد و با لاویان‌ کهنه‌ که‌ خادم‌ من‌ می‌باشند. (قدیم، ارمیا 33: 20- 21)

در هیچ جای کتاب پیدایش نمی خوانیم که خدا عهدی را با روز و شب برپا کرده باشد، اما ارمیای نبی به این مطلب اشاره می کند.  زمانی که خدا خلق می کند، این آفرینش بر روی عهد استوار است.

حالا عناصر دیگری هم هستند که کم کم به این بررسی و تحلیل ما کمک می کنند، در کنار این ما حضور روح خدا را را روی آبها مشاهده می کنیم. پیدایش1: 2

«و زمین‌ تهی‌ و بایر بود و تاریکی‌ بر روی‌ لجه‌ و روح‌ خدا سطح‌ آبها را فرو گرفت‌.»(قدیم)

این تصویر، در جای های دیگری از کتاب مقدس هم دوباره ظاهر می شود، در جای  هایی از کتاب مقدس که در خصوص عهد است؛ در نتیجۀ مطالعه آن جای ها، می توان خصوصیات عهد را در کتاب پیدایش نیز یافت. به عنوان مثال، حضور ستون ابر و آتش در داستان خروج(خروج13: 21- 22) و یا نزول روح القدس در زمان تعمید عیسی مسیح( مثلاً متی 3: 16)، هر دو در قالب عهد انجام گشت. خدا با قوم اسرائیل عهد بست و آنها را فدیه داد و حضور روح او در بین قوم، این عهد را تضمین می کرد و خدا پسر خویش را در عهد با برگزیدگان، بخشید تا آنها را فدیه دهد که نزول روح خدا بر عیسی مسیح، این عهد را تایید کرد. روح خدا، شاهدی است بر این عهدی که خدا با انسان بست و همین حضور و همین شاهد در آفرینش نیز حاضر بوده است.

آفرینش در عهد خدا ریشه دارد؛ در حقیقت، عهد خدا خلقت را به هستی آورد؛ عمل آفرینش الهی با عهد خدا همراه است.

اگر به بابهای دوم  و سوم پیدایش نگاه کنیم، به نکات دیگری نیز بر خواهیم خورد که به ما کمک خواهد کرد تا در این قسمت جلوتر برویم.

برکت و لعنت

زمانی که خدا آدم را آفرید و او را در باغ نهاد، به او دستوراتی دارد که در آن هم برکت بود و هم لعنت؛ در کتاب پیدایش 2: 16- 17 می خوانیم:

و خداوند خدا آدم‌ را امر فرموده‌، گفت‌: «16 از همۀ درختان‌ باغ‌ بی‌ممانعت ‌بخور، 17  اما از درخت‌ معرفت‌ نیک‌ و بد زنهار نخوری‌، زیرا روزی‌ که‌ از آن‌ خوردی‌، هرآینه‌ خواهی‌ مرد.»(قدیم)

این دستور و عقوبت و برکتی که خدا برای آدم در نظر گرفت، هم راستاست با آنچه که خدا به موسی گفت؛ خدا به موسی گفته بود که برکت و لعنت را، موت و حیات را در پیش روی تو می گذارم (ر.ک تثنیه 30: 15 و 19).

درخت نیک و بد

نکتۀ دیگری که در کتاب پیدایش می بینیم، وجود درخت حیات و درخت معرفت نیک و بد است؛ در عهدهایی که خدا با ابراهیم، نوح و موسی بست، به همراه عهدی که با آنها استوار کرد، نشانه هایی هم به آنها داد؛ یعنی ختنه و رنگین کمان را به عنوان وسیله ای برای یادآوری، یک مرجع بصری برای ایشان قرار داد. در کتاب پیدایش هم، این درختها در نقش نشانه های عهد عمل می کنند و زمانی که خدا این عهد را با آنها بست که از میوۀ درخت معرفت نیک و بد نخورند و نتیجه هایش را هم اعلام کرد، این دو درخت را در وسط باغ استوار نمود تا به عنوان نشانه و یادآوری عهد باشند.

نکتۀ مورد توجه

نکته ای که باید اینجا به آن توجه کنیم این است که چون هنوز آدم گناه نکرده بود، لذا این نشانه ها، یعنی درختان نمی توانند نشانۀ فیض باشند؛ آدم به فیض نیازی نداشت، و رابطۀ او و خدا در عهد اعمالی که در خصوص آن صحبت می کنیم برقرار بود؛ یعنی اگر این کار را بکنی زنده خواهی ماند و اگر آن کار بکنی، خواهی مُرد.

هرچند واژۀ عهد در گزارش آفرینش کتاب پیدایش پیدا نمی شود، اما عناصری بنیادین که در کتاب مقدس در خصوص عهد دیده می شود در این بخش از کلام خدا نیز یافت می گردد؛ همان عناصری که در جلسۀ گذشته نیز بدانها اشاره کردم.

حتی در آپوکریفا !

در کتاب یوشع بن سیرا، که جزو کتابهای آپوکریفای(2) عهد عتیق است، کتابهای قانون ثانی، در باب 17: آیات 1 و 11 تا 12 اینطور می خوانیم:

«1خداوند انسان را از خاک برآورد تا سپس او را بدان بازگرداند. 11-12: ایشان را معرفت نیز عطا کرد، شریعت زندگی ارزانی شان داشت، تا فهم کنند که میرنده اند، همانان که اینک زنده اند. با ایشان عهد جاودانه بست و احکام خویش را بدانان شناساند.»

این ایده که آدم با خدا در عهد بود، مفهومی بود که قدمت زیادی داشت؛ حتی پیش از اینکه آگوستین (3)و یا اصلاحگران در خصوص آن صحبت کنند و توضیحاتی را ارائه دهند این مفهوم وجود داشته است.

حالا اگر کمی جلوتر برویم و عهد خدا را با نوح بررسی کنیم، به ما کمک می کند تا عهد خدا با آدم را بهتر بفهمیم؛ واژۀ عهد در کتاب مقدس برای نخستین بار درخصوص نوح استعمال می شود. در پیدایش6: 18 می خوانیم:

لکن‌ عهد خود را با تو استوار می‌سازم‌، و به‌ کشتی‌ در خواهی‌ آمد، تو و پسرانت‌ و زوجه‌ات‌ و ازواج‌ پسرانت‌ با تو. (قدیم)

تفاوتِ بستن با استوار کردن.

می خواهم به واژه هایی که کتاب مقدس استفاده می کند دقت کنید؛ هر واژه، زمان افعال، هر همزه ای که در کتاب مقدس وجود دارد، الهام خداست و برای دلیل و منظوری و ارائۀ اطلاعاتی – بهتر است بگویم در چهارچوب مکاشفۀ آسمانی – استعمال شده است.

مثلا در پیدایش 15: 18، وقتی خدا با ابراهیم، عهد می بندند از عبارت «بستن عهد» استفاده می کند اما در عهدی که خدا با نوح می بندد، می گوید که عهد خود را با تو استوار می کنم؛ بستن و استوار کردن عهد دو چیز متفاوت هستند و باید این تفاوت را تشخیص داد.

به همین خاطر، باید توجه داشته باشیم که وقتی خدا عهد خود را ابراهیم استوار می کند(پیدایش 17: 7)، این به آن معنی نیست که عهدی جدیدی را با او آغاز می کند، در خصوص آغاز عهد تازه ای صحبت نمی کند، بلکه اشارۀ او به ادامۀ عهدی است که از پیش بسته شده بود(پیدایش 17: 2). صحبت در مورد برقراری و استوار کردن عهدی است که خدا قبلا آن را بسته بود. زمانی که خدا با نوح، عهد خود را استوار می کند، وجود عهد پیشین، پیش فرض شده است، عهدی که در خدا، در آفرینش بسته شده است. و زمانی که خدا عهد خود را با نوح در کتاب پیدایش( 9: 9) استوار می سازد، آنچه در این آیات گفته می شود، انعکاس عهدی است که خدا با آدم بسته است. در پیدایش 9: 1-2 اینطور می خوانیم:

و خدا، نوح‌ و پسرانش‌ را برکت‌ داده‌، بدیشان‌ گفت‌: «1 بارور و کثیر شوید و زمین‌ را پر سازید. 2   و خوف‌ شما و هیبت‌ شما بر همۀ حیوانات‌ زمین‌ و بر همۀ پرندگان‌ آسمان‌، و بر هر چه‌ بر زمین‌ می‌خزد، و بر همۀ ماهیان‌ دریا خواهد بود؛ به‌ دست‌ شما تسلیم‌ شده‌اند.(قدیم)

اگر پیدایش 1: 28 را هم بخوانید، متوجه حضور این عناصر در هر دو آیه خواهید شد:

و خدا ایشان‌ را برکت‌ داد و خدا بدیشان‌ گفت‌: «بارور و کثیر شوید و زمین‌ را پر سازید و در آن‌ تسلط‌ نمایید، و بر ماهیان‌ دریا و پرندگان‌ آسمان‌ و همۀ حیواناتی‌ که‌ بر زمین‌ می‌خزند، حکومت‌ کنید.»(قدیم)

عهد خدا با نوح، ریشه در آفرینش دارد و این به این معناست که عهدی را که خدا با نوح استوار کرد، عهدی تازه نیست، بلکه ادامۀ عهدی است که نخست با آدم بسته شده است.

حال اجازه بدهید به کتاب هوشع 6: 7 برویم.  این آیه اینطور می گوید:

« اما ایشان‌ مثل‌ آدم‌ از عهد تجاوز نمودند و در آنجا به‌ من‌ خیانت‌ ورزیدند.»(قدیم)

نظر کالوین!

خُب، مترجمین در خصوص برگرداندن واژۀ آدم با هم بحث دارند که آیا باید «آدم» ترجمه شود و یا آدمی، یعنی انسان؛ اگر برگردان درست این کلمه آدم باشد، بنابراین، حضور عهد در بابهای نخستین کتاب پیدایش به راحتی قابل مشاهده است.

حالا جالب است که بدانیم، جان کالوین(4) معتقد است که این جا صحبت از آدم نیست بلکه اشاره به بی وفایی اسرائیل به عنوان یک انسان گناهکار است و بی وفایی اسرائیل در مقابل وفاداری خدا قرار گرفته است.

یک سوء تفاهم

اجازه بدهید این را هم خدمت شما بگویم، یعنی در حقیقت به یک سوء تفاهم اشاره کنم که در آیندۀ نزدیک در خصوص آن مفصلا صحبت خواهم کرد؛ برخی گمان می برند به خاطر اینکه الهیات انجیلی، الهیات ریفورمد(5)، یا اصلاحات، به نام الهیات کالونیزم یا کالوینی شهرت یافته، این به آن معنی است که هر آنچه را که کالوین گفته است ما تکرار می کنیم، چنین فهمی اساسأ اشتباه است و تنها از داشتن اطلاعات ناکافی در مورد الهیات اصلاحات سرچشمه می گیرد؛ الهیات انجیلی، از یک یا دو نفر نشأت نگرفته است و تنها انعکاس تفکرات مارتین لوتر(6) و کالوین نبوده، بلکه اینها حقایقی کلامی است که کلیسا در طی تاریخ بنابر شرایط مختلفی که از آن عبور کرده، و طی گذار از فرایندهای مختلف، آنها را در یک نظام مشخص، سامان داده است و به خاطر دلایل عدیدۀ تاریخی که بعدها به آن خواهیم پرداخت، نامهای مختلفی در سیاق های مختلف به خودش گرفته است.

اما در خصوص هوشع 6: 7، الان به دلایل و استدلال هایی که در این خصوص وجود دارد نمی پردازم و اینکه چگونه سایر الهیات دانهایی مانند بی بی وارفیلد(7) اشاره می کنند که این واژه نمی تواند به معنای عمومی آن یعنی آدمی یا انسان، در اینجا استفاده شود.

رومیان

بخش دیگری که به مباحث ما کمک خواهد کرد، کتاب رومیان 5: 12- 19 می باشد.

در آنجا پولس رسول، در عهد جدید، آدم اول را در موازات آدم آخر قرار می دهد.

همچنین او در اول قرنتیان 15: 45 می گوید:

«و همچنین نیز مکتوب است که انسان اوّل یعنی آدم نفس زنده گشت، امّا آدم آخر روح حیات بخش شد.»

خُب، اینکه عیسی مسیح، متوسط عهد جدید است، شکی در آن نیست(عبرانیان 9: 15)؛ اما حالا باید به این نکتۀ کلیدی که آدم را به عیسی ارتباط می دهد توجه کنیم؛ پولس رسول، آدم را نمونه و نماد کسی می خواند که آمدنی بود؛ در رومیان 5: 14، می گوید: «آدم، نمونۀ کسی بود که می‌بایست بیاید.»(هزارۀ نو)

آدم از لحاظی، نمونه و منعکس کنندۀ مسیح بود؛ آدم که از طریق او تباهی وارد دنیا شد، نمونه و  تقارنی است از آدم آخر، یعنی عیسی مسیح که از طریق او نجات وارد دنیا شد؛ این تشابه، این نمونه بودن، از طرف خدا مقرر شده است، و تشابهی اتفاقی که پژوهشگران در کتاب مقدس یافته باشند، نیست.

پرسشی بنیادین

حالا پرسشی که در اینجا مطرح می شود این است که اگر مسیح، آدم آخر، کسی که نجات را برای ما به ارمغان می آورد، در چهارچوب عهد، چنین تاثیری را بر دنیا می گذارد، آیا می توان آدم را  و تاثیرگذاری او را خارج از چهارچوب عهد، فهمید و درک کرد؟

انسانها که از صُلب آدم هستند، بدون اینکه شخصاً از میوۀ درخت ممنوعه بخورند، محکوم شدند و مرگ بر آنها چیره شد و در مقابل این واقعه، آنانی هم که در مسیح هستند، عدالت مسیح بر آنها قرار می گیرد، بدون اینکه خودشان شخصا عدالت را تحصیل کرده باشند.

نظر آگوستین

آگوستین نیز آدم را در چهارچوب عهد، در رابطه با خدا و ما قرار می دهد و در کتاب خود، به نام شهر خدا در خصوص رومیان  5: 12 می گوید: حتی نوزادان، با اینکه در زندگی شخصی خودشان، عهد خدا را نشکسته اند، اما به خاطر منشاء مشترک نسل انسانی، یعنی آدم، به خاطر خطای وی، گناه کرده اند.»

او ادامه می دهد و می گوید:

«در کنار دو عهد عتیق و جدید، عهد های زیاد دیگری هستند که به این نام، یعنی عهد خوانده شده اند. اولین عهد، آن عهدی است که با اولین آدم، بسته شد: « اما از درخت شناخت نیک و بد زنهار نخوری، زیرا روزی که از آن بخوری به ‌یقین خواهی مرد.»» (هزارۀ نو، پیدایش 2: 17)

نتیجه گیری

به هر حال، نتیجه ای که در این قسمت می خواهم به آن برسم این است که آدم، در کتاب آفرینش، در چهارچوب عهدِ با خدا قرار داشت. با توجه به آیات و مراجع دیگری که بدانها پرداختیم، استنتاج این حقیقت که خدا با آدم عهدی را بسته بود، غیرقابل انکار است.

عهد آدم و حوا

مثال دیگری که در خاتمه خواهم آورد و با آن تمام خواهم کرد، پیمانی است که آدم و حوا با هم می بندند؛ با اینکه آدم، شوهر حواست و صحبتی از پیمان در این بین، در کتاب پیدایش وجود ندارد، اما خوانندۀ کتاب مقدس، با توجه به توضیحاتی که در جای های دیگر کلام در خصوص ازدواج و اشاره به ارتباط آدم و حوا می خواند، متوجه می شود که این یک عهد و پیمان بوده است؛ مانند کتاب ملاکی 2: 14 که می گوید: « … خداوند در میان‌ تو و زوجۀ جوانی‌ات‌ شاهد بوده‌ است‌ و تو به‌ وی‌ خیانت‌ ورزیده‌ای‌، با آنکه‌ او یار تو و زوجۀ‌ هم‌ عهد تو می‌بود.» بنابراین صرف نبودن واژۀ عهد در کتاب مقدس به معنای بسته نشدن عهد نیست. به فیض خدا، در جلسۀ بعد، به محتوای این عهد و مفاد و اصول آن خواهیم پرداخت و بحث خودمان را جلوتر خواهیم برد.

——————————-

  1. J. V. Fesko
  2. Apocrypha
  3. Augustine
  4. John Calvin
  5. Reformed theology
  6. Martin Luther
  7. B. B. Warfield

نویسنده: ادوین کشیش آبنوس  آگوست  ۲۰۱۵

ویرایش:  فرید یاسینی

7 دیدگاه برای “پارساشمردگی: عهد اعمال – بخش دوم

  1. با درود برادر گرامی
    نوشته های شما برای کسانی که امکان خواندن متون اصلی به زبان اصلی نصیب شان نمی شود، به شرط آنکه با دقت خوانده شوند – تا از نکته پردازی های نوشته ها حظ وافر را ببرند – مشحون از برکاتند و مملو از ثمرات. پاینده باشید.

  2. برادر جان از اینکه بحث های مهمی از این قبیل را به این قشنگی وقت می ذارید و تهیه می کنید تشکر می کنم.

    همانطور که گفتی برای جامعه مسیحی ما درک خیلی از مسايل الاهیاتی در این مقطع که هنوز مسیحیت میان ایرانیان به آن شکل در تعلیم قوی نشده و به رشد کافی، بنا به دلایل مختلفی، نرسیده سخت است که نمی توان خرده گرفت و دعای من این است که ما جوانان بتوانیم به فیض خدا بنیادی محکم بر اساس الاهیات صحیح بنا کنیم برای نسل بعدی چون نسل ما در حال کاشتن است.

    خلاصه اینکه استفاده میکنم از پست های شما ادوین جان و دلیل آن این است که بعد از شنیدن و مطالعه مباحثی که مطرح کردیدِ، از نظر تعلیمی در یک راستا هستیم و امیدوارم این کامت نسبتا طولانی باعث تشویق شما بشود.

    نیما

    • سلام برادر عزیزم نیما
      از شما تشکر می کنم که فرصتی را گذاشتید و این پست تشویق آمیز را برای من ارسال کردید.
      کاری که انجام می دهم سخت است چونکه دانستن این مطلب که چند نفر براستی می خوانند و چقدر مفید واقع می شود بسیار دشوار است.
      خداوند برکتتان بدهد
      ادوین

  3. ادوین جان من یه مدرسه الاهیات کوچولو درست کردم اینجا تو استرالیا که ۴ تا دانشجو داره فعلا. بدون غیر از من ۴ نفر دیگه هستند که خیلی خیلی استفاده می کنن از این نوشته ها. من الاهیات خوندم تو دانشگاه مور کالج سیدنی و الاهیات انجیلی و رفورم درس می دم (مثل شما به این شیوایی نه البته) و درک می کنم برادر جان چه حسی داری.

    کاری که شما می کنی برای آینده می مونه و خداوند استفاده می کنه. خود سی اس لوییس فکر می کرد نوشته هاش زود از یاد می ره و کسی اونا رو نمی خونه ولی می بینیم که بعد از ۵۰ سال که از مرگش می گذره هنوز نوشته های اونو می خونن و در دانشگاها استفاده می کنن. اگه غیر از دعا کمکی از دست من بر میاد تا حدی که بتونم خوشحال میشم در این خدمت شریک باشم.

    من فعلا با این فضا آشنا نیستم🙂

    • نیمای عزیز شکر برای شما
      ممنونم برای تشویقتان. بسیار باعث بنای من شدید.
      گاهی اوقات فکر می کنم که نوشته ها و درسها یا از بالای سر بسیاری می گذرد و یا آنقدر بی اهمیت هستند که کسی از آنها استفاده ای نمی برد.
      اما هر از چند گاهی، یک شهادت زیبا از عزیزانی مانند شما، دل مرا گرمتر از پیش می سازد.
      خدا برکتتان بدهد
      ممنونم

پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس گوگل+

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google+ خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

درحال اتصال به %s