پارساشمردگی: اهمیت و مرکزیت این آموزه – بخش دوم


Justification_620

چرا ادامه می دهیم؟

جلسۀ امروز، ادامۀ گفتگوی ما در باب آموزۀ پارساشمردگی است. اگر از من بپرسید که چرا هنوز در این خصوص ادامه می دهیم، پاسخم به شما این خواهد بود؛

اولا: خیلی مطالب است که در این باب باید گفته شود و این آموزه وسعت و عمق بسیاری دارد که مایل هستم، الان که روی این آموزه تمرکز کردیم، تا آنجایی که می توانیم و در توان و وقت مان هست، با هم به تفتیش و وارسی در این خصوص ادامه دهیم؛

ثانیا: اینکه، به نظر من بدون فهم ما از آموزۀ پارساشمردگی، درک صحیح و عمیقی از انجیل نخواهیم داشت.

آنچه گذشت

هفتۀ گذشته به مبحثی سنگین پرداختیم؛ به صحبتی که در محافل الهیاتدانان مطرح است، و البته خوشحالم که شما دوستان عزیز با من همراه می شوید و این مباحث را مورد بررسی قرار می دهید؛ به گمان من، این گفتگوها نباید محدود به جوامع کارشناسان شود، بلکه هر مسیحی بهتر است که به تفتیش عمیق کلام بپردازد و این تعهد و تلاش اگر البته با فروتنی و بلوغ همراه گردد، می تواند باعث رشد و سلامت کلیسا شود.

یک اعتراف:

بگذارید این را هم اعتراف کنم که تنها مطالعۀ کتاب مقدس باعث غرور نمی شود، غرور می تواند در جهل هم گریبانگیر کلیسا شود؛ بعضی ها دانشمندان مغرورند، بعضی ها هم متکبرین تهی از مایه هستند.

به هر حال، گفتگو در این مسیر پیش رفت که تلاش کردیم این گمان را که می گوید، پارساشمردگی، یکی از تشبیهاتی است که کتاب مقدس برای تعریف فدیه بکار می برد، رد کنیم. صحبت ما این بود که نمی توان، به پارساشمردگی به عنوان یک استعاره نگاه کرد، بلکه آنچه پارساشمردگی بیان می کند در حقیقت، معرف انجیل است.

ادامۀ مبحث

تمرکز امروز ما بر پاسخ به این پرسش خواهد بود که آیا پارساشمردگی، آموزه ای محوری در الهیات پولس بود و یا خیر؟

پس از اصلاحات و بیانات متعدد و زیادی که مارتین لوتر(1) در خصوص اهمیت پارساشمردگی مطرح کرد، نظرات مختلفی دربارۀ این مبحث وارد صحنه شد؛

الف-موافقین: برخی با گفته های اصلاحات در خصوص اهمیت پارساشمردگی هم عقیده بودند؛

ب- مخالفین: بعضی ها مخالفت کردند؛

ج- گروهی دیگر از مخالفین: گروهی هم بودند که از مارتین لوتر هم، لوتری تر بودند!

نخست مایل هستم تا به برخی از این موضع ها نگاه مختصری داشته باشیم و سپس تلاش خواهیم کرد پرسش مطرح شده را(آیا پارساشمردگی، آموزه ای محوری در الهیات پولس بود و یا خیر؟) پاسخ دهیم.

اعترافی دیگر:

من یکی از منتقدین سرسخت سانسور اطلاعاتی در الهیات هستم؛ خصوصا در این دور و زمانه، اگر ما اطلاعات کافی و مباحث روز را به جامعه ارائه ندهیم، مخاطبین برای دریافت اطلاعات به جای های دیگر می روند و از منابع غیر معتبری که در اینترنت هست، تغذیه می شوند و این ضمن آنکه فزایندۀ ابهام مخاطبین است می تواند عنصر اعتماد را هم از بین ببرد؛ به همین خاطر، من سعی می کنم تصویر کلی و کافی را از آنچه در مورد موضوعات گوناگون مطرح می شود، در کنار آنچه خودم به آن معتقد هستم به شما ارائه دهم.

دیدگاه لوتر در خصوص مرکزیت پارساشمردگی

در اعتقادنامۀ اسمالکالد(2) که عنوانش از پسِ نام شهری در آلمان به نام شمالکالدن(3) آمده است، اعتقادنامه ای که در سال 1537 م نوشته شده است و انعکاس باورهای لوتر است،بیانات و نظریات بسیار مشهور مارتین لوتر در خصوص پارساشمردگی موجود است. مارتین لوتر در این مجموعه می گوید که هیچ کدام از عناصر این تعالیم را در این نوشته نمی توان ترک کرد؛ او می گوید که در این اعتقادنامه، هر آنچه را که ما به آن باور داریم و تعالیمی هم که در مقابل تعالیم پاپ، دنیا و شریر باید ارائه دهیم وجود دارد؛ بنابر این باید روی آنها استوار باشیم و آن ها را ترک نکنیم، در غیراین صورت، پاپ، شیطان و دنیا بر ما چیره خواهند شد.

توضیح ضروری

اجازه بدهید، توضیح کوتاهی را هم اینجای بحث به شما بدهم؛ چون ممکن است، گفته های لوتر برای شما کمی تند و سنگین به نظر برسد. خُب، اصلاحگران در جریان اعتراضات خود، سختی های زیادی دیدند. آنها زمانی که با آن دستگاه عریض و طویل مذهبی مقاومت کردند و تعالیم شان را نقد کردند و گفته های ایشان را رد نمودند، آن دستگاه مذهبی که تنها هم به امور دینی مشغول نبود و برای خود قدرت سیاسی عظیمی محسوب می شد، با تمام قدرت با اصلاحگران به مقابله برخاست. پیش از لوتر، اصلاحگران دیگری از داخل کلیسای کاتولیک وارد صحنه شدند که در تلاش بودند تا کلیسای کاتولیک را از فساد در تعالیم آزاد کنند؛ افرادی مانند ویکلیف(4) و هاس(5) و دیگران، که به دست کلیسای کاتولیک کشته شدند. این خفقان و کشتار و زورگویی و تفتیش عقاید، جوّ دوران اصلاحات را تشکیل می داد. زمانی هم که مارتین لوتر وارد صحنه شد، به خاطر شرایط خاص سیاسی حاکم بر آن زمان، محکوم به مرگ نشد، هر چند اگر شرایط کمی متفاوت تر می شد، حتی او هم توسط کلیسای روم به قتل می رسید. بعدا پس از رشد جنبش اصلاحات، وقتی که تعداد مخالفین زیاد شد، دیگر نتوانستند قتل عام کنند، مجبور شدند تا در شورای ترنت(6)، پس از تثبیت و تایید باورهای خودشان، پروتستانها را تکفیر و لعن کنند. با توجه به این همه جنایت که توسط چنین دستگاه مذهبی اِعمال گردید، زبان تند و واکنش نه چندان آرام لوتر و اصلاحگران نسبت به دستگاه مذهبی کاتولیک، قابل درک می نماید. این تنش، پس از چند قرن کاهش یافته است، اما آتش گفتگوهای الهیاتی همچنان گرم است.

ادامۀ بحث

با در نظر گرفتن تاکید لوتر به آموزۀ پارساشمردگی، این طبیعی است که موضع کلیسای لوتری را هم در این خصوص درک کنیم. اگر با نوشته های الهیاتدان های لوتری آشنا باشید، از اهمیت و محوریت این آموزه در نظام الهیاتی ایشان، باخبر خواهید شد.

الف-موافقین:

در اثری به نام «لوکی کامیونس» (7) که نوشتۀ فیلپ ملکتن(8)، یکی از الهیات دانهای لوتری است، اثری که در سال 1543 م نوشته شده، اینطور درج شده است:
پارساشمردگی، در خود تمامیت انجیل را جای داده است. برکات مسیح را به شکل صحیحی نشان می دهد، این آموزه، تسلی جنبش ناپذیری را به شخص پرهیزکار می بخشد؛ پرستش صحیح خدا را به ما می آموزد و نیایش صحیح را به ما تعلیم داده، کلیسای خدا را از سایر مردم جدا می سازد. یعنی از یهودیان، مسلمانان و پلیجنها.(9) در اعتقادنامه ای دیگر آمده است: آموزۀ پارساشمردگی، آموزه ای است که بر آن نجات جانها استوار است.(10)

در کنار الهیاتدانان لوتری، در قرن شانزدهم و هفدهم، صداهای دیگری هم از طرف اصلاحگران با این نظریه هم آوا بود.

به عنوان مثال، جان کالوین(11)، در خصوص آموزۀپارساشمردگی، در کتاب مبانی دین مسیحیت(12) اینگونه می گوید: پارساشمردگی، آن لولایی است که دین مسیحیت روی آن می چرخد؛ بنابراین باید توجه بیشتری به آن بکنیم. تا زمانی که درک درستی در ارتباط خود با خدا نداشته باشیم، تا زمانی که در مورد ماهیت داوری خدا، آگاهی نداشته باشیم؛ نه بنیادی خواهیم داشت تا نجات خود را روی آن بنا کنیم و نه بستری خواهیم یافت که در حضور خدا با پاکی زندگی کنیم.

تورتین(13)، یکی دیگر از الهیاتدان های اصلاحات، که پیشتر هم از وی نقل قول کرده بودم، می گوید:

آموزۀ پارساشمردگی را باید با دقت و توجه زیادی بررسی کرد، چون این آموزۀ نجات بخش، بزرگترین آموزۀ ایمان ما است. لوتر این را آموزه ای می داند که کلیسا با باور به آن استوار گشته، با رد آن سقوط می نماید؛ دیگران در خصوص آن گفته اند که این خصوصیت اساسی ایمان مسیحی است. اگر این آموزه آلوده گردد، پاسبانی از خلوص آموزه های دیگر، امکان ناپذیر خواهد بود.

اما اجازه بدهید که نگرشهای معاصر در این خصوص را مطرح کنیم؛ هم آنانی که مرکزیت آن را تایید کرده اند و هم گروهی که آن را رد نموده اند.

ب-مخالفین:

در قرن نوزدهم، گروهی از پژوهشگران، تفسیری را که الهیات اصلاحات از نوشته های پولس ارائه می دهد نپذیرفتند؛ این گروه، که هفتۀ گذشته از آنها نام بردم، اتحاد با مسیح را محوری دانستند و به این ترتیب، آموزۀ پارساشمردگی را به حاشیه فرستادند. هنس کونگ(14)، یکی از الهیاتدان های کاتولیک که از مغزهای متفکر شورای واتیکان دوم و شکل دهندگان اسناد این شوراست و در همان حال هم تفکراتش باب میل واتیکان نیست و خواهان اصلاحات در کلیسای کاتولیک است، می گوید: پارساشمردگی، آموزۀ اساسی در ایمان مسیحی نیست بلکه آنچه اساسی و بنیادی است، راز مسیح است، مسیحی که در وی راز تثلیث و خلقت، سقوط و بازیابی، نهفته است.

این گروه، عیسی را آموزۀ بنیادی می دانند و در این میان گروهی هم هستند که اتحاد با مسیح را محوری می دانند. به عنوان مثال، الهیاتدان اصلاحات، ریچارد گفین(15) می گوید که اتحاد با عیسی مسیح قیام کرده، تعلیم بنیادی و مرکزی ایمان مسیحی است و نه پارساشمردگی. او معتقد است که توجه پولس بیشتر به اتحاد با مسیح قیام کرده معطوف است تا پارساشمردگی. هرچند او این دو آموزه را به هم متصل و مرتبط می داند اما اتحاد با مسیح را بنیادی می خواند.

ج- گروهی دیگر از مخالفین:

گروهی دیگر از الهیاتدان های فنلاندی هم هستند که با مطالعۀ نوشته های مارتین لوتر معتقدند که کلیسای لوتری، نوشته های لوتر را اشتباه تفسیر کرده است و در حقیقت مارتین لوتر، اتحاد با مسیح را بنیادی و مرکزی می دانسته است.

پرسش هایی اساسی

با وجود نظرات و تمایلات مختلفی که در این خصوص مطرح است، باید توجه داشته باشیم که مبحث اهمیت عادل شمردگی، صورت ها و جنبه های مختلفی دارد که باید به آنها پرداخت؛ لازم است که این پرسش ها را از هم تفکیک کنیم و برای هر کدام پاسخ مورد نظر را بیابیم.

به عنوان مثال، در خصوص تفکیک پرسش ها:

1) این آموزه، در تفکرات پولس چه نقش و جایگاهی دارد؟

2) جایگاه این آموزه در ساختار الهیاتی شخص چیست؟

3) آیا اصلاحگران، موضع پولس را در این خصوص درست تفسیر کرده اند؟

4) آیا اصلا این آموزه، یک تعلیم مرکزی است؟

5) آیا پارساشمردگی، آموزه ای است که کلیسا با باور و یا رد آن، استوار گشته، یا سقوط می کند؟
آموزۀ مرکزی، خیر!

نکتۀ کلیدی در یافتن پاسخ به پرسشهای فوق، فهم عبارت «آموزۀ مرکزی» است. اینکه این آموزه را در مرکز الهیات مسیحی قرار دهیم و سایر آموزه ها را در ارتباط با این تعلیم، تعریف کرده، آنگاه آن را پذیرفته، سایر آموزه ها را بر آن استوار کنیم، البته مفهومی نیست که هم از لحاظ تاریخی پشتیبانی شود و کاربرد داشته باشد و هم به لحاظ تحلیل های فلسفی مستحکم باشد. اینکه بگوییم این آموزه جایگاه اساسی و بنیادی در تفکرات پولس دارد، با این ادعا که این آموزه مرکزی است، به نوعی که سایر آموزه در ارتباط با پارساشمردگی، تعریف و تبیین شوند، چیز دیگری است.

از مرکزی به تمرکز

خیلی ها معتقدند که مرکزیت پارساشمردگی، به این معنایی که گفتم، محصول منطق گرایی قرن هجدهم است و برای اصلاحگران، چنین تحلیلی غریب بوده است؛ به این معنا که یک آموزه، کلیدی برای فهم و تعریف تمام الهیات باشد. به همین جهت، شاید بهتر است که نگرش ما به این آموزه، از مرکزی بودن به تمرکز تغییر یابد. این آموزه ای است که پولس رسول، تمرکز و تاکید خاصی بر آن دارد. پولس این آموزه را تعریف کنندۀ سایر آموزه ها نمی داند، بلکه پارساشمردگی را آموزه ای می داند که آنقدر اهمیت دارد که شایستۀ تاکید بسیار و تمرکز بیشتری است.

مثالی از بدن

بگذارید با ذکر مثالی این مفهوم را برای شما کمی ملموس تر کنم؛ اعلام اینکه پارساشمردگی، آموزۀ مرکزی و محوری به معنای آموزه ای تعریف کننده است، مانند این است که بگوییم، باید تشخیص دهیم، کدام یک از اعضای بدن، به معنای مرکزی بودن، نسبت به سایر قسمت ها مهمتر است؟ آیا قلب از همه مهمتر است یا مغز؟ ششها مرکزی هستند و یا معده؟ بدن بدون هر یک از این اعضا، نمی تواند به حیات خود ادامه دهد. آنچه کتاب مقدس هم به ما تعلیم می دهد به همین شکل است و مرکزی و محوری کردن یکی، ساده سازی الهیات پولس است. این نگرشی بوده است که اصلاحگران به عاریه گرفته اند، هر چند تاکید و توجه زیادی به پارساشمردگی وجود داشته است، اما این تنها آموزۀ محوری و تعیین کنندۀ الهیات اصلاحات نیست.

فهم مکاشفه در متن عهد

یکی دیگر از توضیحاتی که الهیاتدانان اصلاحات در خصوص مرکزیت و یا شاید بهتر است بگوییم، عنصر تفهیم کنندۀ الهیات می دهند این است که باید مکاشفۀ الهی را در متن عهدی که خدا با انسان می بندد فهمید. خدا خودش را در مسیح و عهد به ما آشکار می کند. خدا خودش را در یک مدرسۀ الهیاتی آشکار نکرد و حقایق سماوی را در یک نشست به قوم خود تعلیم نداد بلکه آنچه ما در مورد خدا می دانیم از مطالعۀ داستان تاریخ فدیۀ بشر قابل درک است؛ و ما آنچه را که با بررسی، تحلیل و تامل در باب این داستان، از آن استخراج می کنیم در کنار هم قرار داده، به آن نظم می بخشیم؛ از این منظر، اینکه یکی از این آموزه ها و حقایق را، به نوعی در ساختار الهیاتی خود قرار دهیم که به طورمطلق، تعیین کننده و تعریف کنندۀ بقیه باشد، به گونه ای است که سیستم الهیاتی خود را تبدیل به یک قانونی کنیم که مکاشفۀ خدا باید در چارچوب آن قانون جای بگیرد؛ در غیر این صورت یا باید نظام باورهای ما تغییر یابد و یا آن آموزه بازبینی شده و کاملا رد گردد. بنابر این شاید نگاه درست تر آن باشد که ما با قرار دادن تاکید بر اصل عهد، تعمق بیشتر و بینش وسیع تری را موجب گردیم.

نویسنده: ادوین کشیش آبنوس  آوریل ۲۰۱۵

ویرایش:  فرید یاسینی

——————————————

  1. Martin Luther
  2. Smalcald
  3. Schmalkalden
  4. Wycliffe
  5. Hus
  6. Trent
  7. Loci Communes
  8. Philip Melanchthon

9.Philip Melanchton, loci Communes (1543), trans.J.A.O.Preus (St. Louis: Concordia, 1992), 8

  1. Formula of Concord, Solid Decelaration 3.58 in Kolb and Wengert, Book of Concord; Martin Chemnitz, Loci Theologia, trans. J.A. O.Preus (St. Louis: Concordia, 1989), 12.3.7
  2. John Calvin
  3. Institutes of the Christian Religion
  4. Turretin
  5. Hans Küng
  6. Richard B. Gaffin

نویسنده: ادوین کشیش آبنوس  آوریل ۲۰۱۵

ویرایش:  فرید یاسینی

6 دیدگاه برای “پارساشمردگی: اهمیت و مرکزیت این آموزه – بخش دوم

  1. ببخشيد برادر من نميتونم اين سايت شما را روى موبايل به بينم اگربايد اپليكاسيون خاصى داشته باشم ميتونم خواهش كنم راهنماييم كنيد؟

    Sent from my iPhone

    >

  2. با سپاس از محبت بیدریغ و زحمات بی وقفهٌ شما، برادر گرامی. در این مسیر از خدا و خداوندمان عیسی مسیح توفیق روافزون شما را میطلبم.

  3. سلام برادر.
    نميدونم كه ايا مطلع هستيد كه اين صفحه را وقتي در tablet يا تلفن هوشمند باز ميكنيم نيم صفحه خالي است و نيم نوشته ها از طرف ديگه خونده نميشه. بنظر مياد كه صفحه به سمت چپ انحراف داره. نميدونم كه اين مشگل در pc هم هست يا نه. به هر حال اين اشكال تا حالا مانع شده كه من از مقالاتتون بهره مند بشم. ممنون ميشم اگه رسيدگي كنيد.

    Sent from my iPad

    >

پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس گوگل+

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google+ خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

درحال اتصال به %s