پارساشمرده شدگی: اهمیت و مرکزیت این آموزه


Justification_620

مقدمه

در چند هفتۀ گذشته، وقتی مبحث عادل شمردگی را آغاز کردیم، این آموزه را تعریف کردم تا متوجۀ تعلیم کتاب مقدس در این خصوص گردیم؛ به بحث خودمان در این خصوص ادامه خواهیم داد و جلوتر خواهیم رفت و از زوایای گوناگون آن را بررسی خواهیم کرد تا عمق مطلب بیشتر باز شود.

هر وقت آموزه را مورد بررسی قرار می دهیم و آن را مطالعه می کنیم لازم است که پیش فرض ها را مشخص کنیم؛ هرچند در ابتدای درس، به این مطالب اشاره نکردم(چون نمی دانم که افراد با چه زمینۀ الهیاتی و چه میزان آشنایی با الهیات نظامند در جلسات شرکت می کنند)، اما هدف از ادامۀ این دروس، گسترده کردن بحث است که به تدریج بدان نائل خواهیم شد.

دیباچه ای برای طرح سه مسأله

مبحثی که اتفاق نظر در مورد آن نیست، این است که آیا آموزۀ پارساشمردگی، یکی از چندین طرقی است که عهد جدید توسط آن مفهوم فدیه را برای ما باز می کند؟ آیا پارساشمردگی یکی از چندین استعارۀ مختلفی است که پولس استفاده کرده تا حقیقت نجات را تشریح کند؟

پرسش دومی که مطرح است و باز هم نظرات گوناگونی در خصوص آن ارائه می شود این است که آیا آموزۀ پارساشمردگی، آموزۀ مرکزی الهیات پولس است؟ آیا این آموزه ای محوری در عهد جدید است؟ یا این آموزه ای است که در کنار آموزه های مهم دیگر، مفهوم نجات را غنی تر می سازد.

پرسش دیگری که باید پاسخ داده شود، رابطۀ پارساشمردگی با زنجیرۀ نجات(اردو سالوتیس) است، که در جلسات پیش بدان نگاهی کردیم، این رابطه باید توضیح داده شود. به عنوان مثال در شاخۀ لوتری ها، بعضی ها، آموزۀ پارساشمردگی را مقدم تر از دعوت موثر الهی و حتی نوزایی و یا تولد تازه می دانند؛ این در حالی است که در دنیای اصلاحات، چه در زمان اصلاحات و چه در الهیات معاصر، آموزۀ اتحاد با مسیح را پس از زنجیرۀ نجات می دانند و گفته می شود که شخصی که پارساشمرده نشده است نمی تواند با مسیح متحد گردد.

طرح سه مسأله

بنابراین سه مسألۀ زیر پیش روی ما است:

الف: در خصوص طبیعت و ماهیت زبان و واژگان الهیاتی؛

ب: این پرسش که آیا پارساشمردگی، از دید پولس آموزه ای محوری است؛

ج: و اینکه پارساشمردگی در ارتباط با زنجیرۀ نجات، چه جایگاهی دارد.

اجازه بدهید اول با مسألۀ ماهیت واژگان الهیات و زبان خداشناسی آغاز کنیم.

در بررسی های الهیات و تاملات خداشناسی که در باب آموزۀ پارساشمردگی در پیش از قرن نوزدهم میلادی انجام شد، بسیار بر این باور بودند که گفته های پولس در خصوص پارساشمردگی، در حقیقت انعکاسی بود از حکم نهایی که خدا در روز داوری در خصوص برگزیدگان صادر خواهد کرد، حکمی که پارسایی آنها را اعلان می کند. به عنوان مثال الهیاتدانی به نام چارلز هاج(1) فصل کتاب خودش را در مورد پارساشمردگی، با نقل قولی از دستوارت مذهبی اعتقاد نامۀ وست مینستر که مجموعه ای در خصوص ایمان مسیحی است، آغاز می کند. در پرسش یازدهم از این مجموعه پرسیده می شود:

پارساشمردگی چیست؟

در بخشی از پاسخی که به این پرسش، در این اعتراف نامه آمده است اینگونه می خوانیم:

اشخاصی را که خدا به طور ثمر بخش دعوت می نماید، آنها را مجاناً عادل هم می شمارد. خدا عدالت را برآنها فرو نمی ریزد بلکه گناهان شان را می بخشد و آنها را به عنوان عادل شده می پذیرد… خدا ایمان یعنی عمل ایمان آوردن آنها و یا اطاعت آنها از انجیل را به منزلۀ عادل شدن به حساب آنها نمی آورد بلکه اطاعت و عادل شدن توسط مسیح را به حساب آنها می گذارد…       (ترجمۀ ط . میکائیلیان)

آنچه که از این مستند و اعترافنامه می توان دریافت، این است که به پارساشمردگی به عنوان یکی از چند طریق و روش توضیحی برای تشریح نجاتی که برای ما تهیه شده است نگاه نمی کند؛ به نظر نمی رسد که پارساشمردگی به عنوان یکی از چند تشبیه موجود در کلام به کار رفته باشد؛ پارسا شمردگی به عنوان یک تشبیه استعمال نشده است؛ اما پس از قرن نوزدهم، نظرات و تاملات دیگری هم در خصوص آن مطرح شده است.

دیدگاه های دیگر

ویلیام رِد(2) الهیاتدان لوتری آلمانی، که در اواسط قرن نوزدهم میلادی به دنیا آمد، ادعا کرد که آموزۀ پارساشمردگی، وسیله و نحوۀ مباحثه ای بود که پولس رسول از آن استفاده می کند تا در مقابل یهودیان شریعتگرای زمان خودش که مراسم شریعتی، مثل ختنه و برتری قومی خودشان را رواج می دادند، بایستد و مسیحیت و اهمیت آموزۀ مسیحی را ثابت کند.

ویلیام رِد که نگرش اصلاحات را در خصوص پارساشمردگی نقد می کرد، معتقد بود که می توانیم الهیات پولس را بدون آموزۀ پارساشمردگی بفهمیم، بدین گونه که تنها جای هایی که پولس در خصوص شریعت گرایان صحبت می کند، این آموزه معنا می دهد و لاغیر.

اساس کلام این شخص این بود که آموزۀ پارساشمردگی، آموزۀ مرکزی و محوری عهد جدید، بخصوص در الهیات پولس نیست. پس از او، در قرن بیستم، افرادی هم وارد صحنه شدند، که بخشش گناهان را در کنار اعلان قانونی آن، که در مرگ مسیح اتفاق می افتاد و در کنار فدیه ای که رمز آلود است و در اتحادِ ایماندار با مسیح قیام کرده به وقوع می پیوندد، مطرح کردند. یعنی در حقیقت دو مدل را معرفی کردند؛ مدل قانونی و مدل رازآلود فدیه بشر؛ اعلان قانونی بخشش گناهان ما و اتحاد رمز آلود ما با مسیح.

به هر حال الهیاتدان های زیادی هم هستند که می گویند پارساشمردگی، یکی از تشبیهات متعددی است که عهد جدید در خصوص فدیۀ بشر به ما معرفی می کند و نباید آن را مرکزی دانست. الهیاتدانانی مثل پننبرگ(3) کارکنیان(4)، می گویند با اینکه پارساشمردگی و نسبت دادن دوگانه، در کتاب مقدس یافت می شود و می توان گفت، زبانی عهد جدیدی هم دارد، اما در حقیقت یکی از چندین تصویری است که نجات را معرفی می کند؛ این در حقیقت یک بُعدی از نجات چند بُعدیی است که عهد جدید نشان می دهد.

یادآوری

اجازه بدهید یکبار دیگر خاطر نشان شوم که اگر این قسمت از مطالب برای شما عزیزان کمی ثقیل به نظر می رسد، نگران نباشید، به اینها بازخواهیم گشت. اینها مطالبی نیست که شما در جامعۀ مسیحی ایرانی و یا اصلا در کلاسهای بررسی کتاب مقدسی که هر هفته در کلیسا تشکیل می شود بشنوید. این مطالب برای من هم زمانی ثقیل بود اما پس از مدتی که متوجه داستان شدید، خیلی از مسائل فهمش آسان خواهد شد و این به شما کمک می کند تا عمق الهیات مسیحی و زیبایی گزارشات عهد جدید پررنگ تر جلوه نماید. تشویق می کنم اگر فرصت کردید، این درس ها را مرتب بخوانید تا ملکۀ ذهن تان بشود.

ادامۀ دیدگاه های دیگر: نقدهایی در خصوص اهمیت پارساشمردگی

ان تی رایت(5) اسقف اسبق دورام(6) از کلیسای انگلیکن، که یکی از جنجال برانگیز ترین الهیاتدان های معاصر است که صحبت های وی خیلی هم داغ شده است، و کتابهایی هم به فارسی از او ترجمه شده، در تفسیر خودش از کتاب رومیان می گوید: پولس از تشبیه حسابداری که برای ثبت درآمدها به کار می رود استفاده می کند اما او تنها یکبار از این تشبیه در مبحث پارساشمردگی استفاده می کند، پس ما نباید بگذاریم، تشبیهی که دیگر تکرار نمی شود، تبدیل به تعریفی گردد که بر فهم ما از پارسایی چیره شود.

استلی گرنز(7) که ده سال پیش فوت کرد، الهیاتدان برجسته ای که کتابهای زیادی از او هم در برنامۀ پژواک معرفی کردم، می گوید: برای اینکه کار روح خدا را در به میوه نشاندن کار مسیح بفهمیم می توانیم از تشبیه قانونی استفاده کنیم.

جیمزدان(8) که بیشتر جزو دستۀ انی تی رایت به شمار می آید، می گوید:

پولس رسول از تشبیهات متعدد و متنوعی استفاده می کند تا اهمیت مرگ مسیح را تشریح کند. نماینده بودن مسیح در مقام آدم، قربانی، لعنت، فدیه، مصالحه، غلبه بر نیروها و قدرتها؛ باید توجه داشته باشیم که اینها تشبیهات هستند. برای اینکه فهم عمیقی از مرگ مسیح داشته باشیم باید از این تشبیهات گوناگون استفاده کنیم. مانند هر تشبیهی، مثال ها تنها در تلاش هستند تا آن چیز حقیقی را که در خصوص آن صحبت می کنند نشان دهند و خود مثال در حقیقت تمامی آن حقیقت نیست.

برخی دیگر از الهیاتدان ها نظریه ای را که ارائه می کنند این است که الهیاتدان های کلیسای غرب در طی تاریخ مسیحیت، از آگوستین(9) قرن 4 – 5گرفته تا آنسلم(10) قرن11 – 12 و حتی تا زمان لوتر(11) در قرن 15- 16، تمایل بسیار زیادی از استفاده از این تشبیه قانونی داشتند؛ و دلیلی هم که ارائه می کنند، مبتنی بر زمینۀ تاریخی بوده است که الهیات این افراد در آن رشد و شکل یافته است. دنیای روم و قوانین این امپراطوری و زمینۀ تحصیلات قانونی که این الهیاتدان ها از ترتولیان(12) گرفته تا لوتر و کالوین(13) در آن رشد و نمو یافته اند این نوع نگرش الهیاتی را سبب شده است.

نه سیاه و سفید!

به هر حال تحلیل ها ادامه دارد و در جهان تفکر مسیحی، بحث به این سادگی، به گونه ای سیاه و سفید که برخی از ما گمان می کنیم جلو نمی رود. حالا، اگر آموزۀ پارسایی، از چشم انداز قانونی آن، تنها یک نگرشی است که خاستگاه آن، زمینۀ تاریخی است که در آن مطرح شده، بنابراین می توانیم نتیجه بگیریم که متن تاریخی کلیسایی که در زمان گذشته به این مسأله پرداخته است، می تواند تشبیه دیگری برای توضیح آموزۀ پارسایی ارائه بدهد و حتی رخصت دهید بگوییم، کلیسای شرق نیز هم اکنون(که بعدا به آن خواهیم رسید) که به اتحاد رازآلود ایماندار با سرشت الهی معتقد است، اعتقادش با نگرش کلیسای غرب که نگرشی قانونی است در واقع یکی است. آن وقت باید اعتراف کنیم که این گروه ها، گوئیا تنها تشبیهات گوناگونی برای بیان یک حقیقت واحد به کار برده اند. در حقیقت بر اساس این نگرش باید گفت که هر دو درست می گویند و فقط زاویۀ نگرش آنهاست که با یکدیگر فرق می کند.

پرسشی اساسی

پرسشی که بعد از این همه مطلب می خواهم مطرح کنم و پاسخ دهم این است که آیا واقعا استفادۀ متنوع از تشبیهات در خداشناسی های گوناگون، در آموزۀ پارساشمردگی، در نهایت می خواهند یک چیز را به ما بگویند؟

پاسخ کوتاه من، به این پرسش اساسی، در این زمان از زندگی و فهم من از کتاب مقدس، منفی است. خیر، آموزۀپارساشمردگی را نمی توان به عنوانی یکی از چندین تشبیه کتاب مقدسی بر شمرد.

اینکه کتاب مقدس از تشبیهات استفاده می کند، برای همۀ ما مشهود است؛ مسیح، هیرودیس آنتیپاس را همانطور که انجیل لوقا ثبت شده، روباه خواند(لوقا 32:13). اینکه از تشبیه برای تشریح مطلبی بهره برده می شود شکی نیست، بلکه مشکل ما با الهیات تشبیهی است.

اصلاحگران، همواره معتقد بودند که هر وقت در خصوص خدا صحبت می کنیم، این گفتگوی ما قیاسی است؛ به این معنا که در خصوص خدایی صحبت می کنیم که نمونه ندارد و بی همتا است و ما برای فهم و تشریح این خدا، از وسایل و ابزاری قابل لمس استفاده می کنیم که در دست داریم و برای ما آشناست. به همین خاطر، اصلاحگران دو عبارت الهیاتی را برساختند تا این حقیقت را بیان کند:

الهیات اصلی(14) و الهیات بازسازی شده(15)

این دو واژۀ لاتین به ترتیب این معنا را می دهد(البته با ترجمه ای که خود برای آنها برساخته ام) Theologia archetypa یعنی الهیات اولیه و اصلی، یعنی دانشی که خدا در مورد خودش دارد و Theologia ectypa به معنی الهیات بازسازی شده، یعنی دانشی که ما در مورد خدا داریم. این دانش دوم هم دانش حقیقی است، با اینکه محدود است، اما حقیقی است. حقیقتی که خدا از خودش به ما در کلام خدا مکاشفه کرده است؛ این دانش در حقیقت کپی آن دانش حقیقی است. این دانشی که به ما بخشیده شده، ذات خدا را در الوهیت خودش و در رابطه ای که در عهد با ما دارد تعریف می کند. به قول الهیاتدان بنام، فرنسیس تورتین(16) متفکر قرن هفدهم، دانش در مورد خدا خارج از رابطۀ وی در عهد با ما، کُشنده و مرگبار است.

این دانش الهی، در قالبی انسانی به وسیلۀ ابزارهای قابل فهم، برای ما مکاشفه شده است و به زبان و روشی آشکار شده که قابلیت درک خدای نامحدود، لایتناهی را داشته باشیم. بنابراین باید در گفتگوهای خود، هوشیار باشیم که کلمات ما و سخنان ما در باب خدا، تشبیه و قیاسند؛ تفکیک و تشخیص تفاوت خالق و مخلوق در حوزۀ مطالعات الهیات، همیشه مورد توجه اصلاحگران بوده است؛ حتی الهیات، کلیسا را در زمان غربت (یعنی پیش از مرگ)، با الهیاتی که در حضور خدا خواهیم داشت، از هم تفکیک کرده است. این دو الهیات پیش و پس از مرگ را به لاتین، الهیات زمان سیاحت مسیحی(17) و الهیات وضعیت جلال یافتگی (18) می خوانند.

الهیات قیاسی و الهیات تشبیهی

اما با همۀ اینها، این دو چیز با هم فرق دارند؛ یعنی الهیات قیاسی با الهیات تشبیهی یکی نیستند؛ الهیات قیاسی به محدودیت ما و استفاده از ابزارها، جهت ترجمه و تعبیر حقیقت قدسی معترف است اما الهیات تشبیهی، مکاشفۀ سماوی را در متون تاریخی متفاوت و بسترهای تفکرهای گوناگون، به گونه های متنوعی تشبیه می کند و حتی زبان کتاب مقدس را اساسا زبان تشبیه می داند.

زمانی که کتاب مقدس به ما در مورد دست خدا صحبت می کند، متوجه هستیم که منظور خدا این نیست که خدا دست دارد بلکه این مثال، به حقیقت دیگری اشاره می کند و نباید برخی از خصوصیات این مثال را واقعی کنیم و به خدا نسبت بدهیم. و زمانی که به مسألۀ تجسم خدا می رسیم، باید توجه کنیم که وارد حوزه ای از مکاشفه شده ایم که مختص خود اوست. زمانی که مسیح می گوید که هر کس مرا دیده است پدر را دیده است، منظور این نیست که خدا جسم دارد، بلکه خدایی که غیرقابل فهم است، در زبان قابل فهم در تجسم، به شکلی با ما ارتباط برقرار می کند که برای ما قابل درک باشد.

تجسم پسر خدا، نه تنها پدر را به ما نشان می دهد بلکه توضیح نجات شناختی هم دارد؛ به عنوان مثال، قیام مسیح، نشان دهنده و نمونۀ قیام ایمانداران است؛ مسیح از مردگان برخاست، ما نیز از مردگان قیام خواهیم کرد. فروتنی مسیح هم نمونه ای برای فروتنی ما است؛ به همین شکل، رستاخیز او نیز در حقیقت عدالت مسیح بود، چون خدای پدر با قیام عیسی در حقیقت او را پارسا اعلام کرد، و این حقیقت در موازات رستاخیز مسیحیان کاربرد دارد.

نکته

به این جهت که آموزۀ نجات شناسی و به صورت مشخص، عادل شمردگی، به شکل جداناپذیری به مسیح شناسی متصل و با شخص مسیح، یعنی پسر خدایی که انسان شد، و زندگی، مرگ و قیام وی آمیخته است، به همین خاطر نمی توانیم بگوییم که عادل شمردگی، یک مثل و تشبیه و تصویر در زمرۀ دیگر تشبیهات و تصاویری است که در خصوص فدیه وجود دارد.

به ویژه وقتی عادل شمردگی را در مقابل مفهوم متضاد آن یعنی محکوم شدن قرار می دهیم، آن وقت این ادعا که عادل شمردگی یک تشبیه و یک تصویر در بین تصاویر دیگر است، به نظر چندان قابل پذیرش نمی آید. اصلاحگران، همیشه عادل شمردگی را یک اعلان قانونی دانسته اند؛ اگر بگوییم که عادل شمردگی یک تشبیه است بنابراین باید نتیجتا اعتراف کنیم که محکومیت ابدی هم یک تشبیه است، که در حقیقت، اشتباه بودن این استنتاج به راحتی از گزارشات و تعالیم کتاب مقدس قابل تشخیص است. زمانی که در رومیان 1: 18- 32 در مورد داوری و محکوم شدن بی ایمانان صحبت می شود، به نظر نمی رسد که این تنها یک تصویر است بلکه در مورد وضعیتی صحبت می کند که گروهی از مردم در آن قرار خواهند گرفت، و کلام خدا به ما می آموزد، زمانی که شخصی به مسیح ایمان می آورد، یعنی در حقیقت به او اعتماد می کند، محکومیت او برداشته می شود و در مقابل خدا قابل قبول می گردد. رومیان 8: 1 می گوید:

پس هیچ قصاص نیست بر آنانی که در مسیح عیسی هستند(ترجمۀ قدیم).

هیچ محکومیتی در انتظار آنها نیست؛ این آیه را می توان در مفهوم مقابل آن نیز فهمید: کسانی که در مسیح هستند، عادل هستند. در حضور خدا پذیرفته شده اند. پیش از اینکه عادل گردیم، با خدا دشمن بودیم، اما اکنون که در مسیح هستیم، با خدا آشتی کردیم.

نتیجه گیری

در پایان این قسمت، می خواهم این نتیجه را خدمت شما اعلام کنم، زمانی که کتاب مقدس در مورد عادل شمردگی صحبت می کند و از این زبان و واژگان بهره می برد، در حقیقت در مورد وضعیتی صحبت می کند که انسان را در آن قرار می دهد؛ انسان را در حضور خود عادل و پارسا اعلان می کند، انسانی که سابقا گناهکار بود اما اکنون به خاطر اینکه به مسیح اعتماد می کند، این اعتماد، پاسخی را از طرف خدا می طلبد و خدا به ایمان و اعتماد وی، با عادل کردن وی جواب می دهد.

پس از اینکه امروز به این نتیجه رسیدیم که پارساشمردگی، یک تصویر و تشبیه نیست، بلکه وضعیتی قانونی است که کلام خدا در رابطۀ فرد ایماندار با خدا از آن صجبت می کند، جلسۀ بعد به این مسأله خواهیم پرداخت که آیا عادل شمردگی در مرکز و محوریت الهیات پولس قرار دارد و یا خیر؟

———————————————————-

1 Charles Hodge .

  1. William wrede
  2. Pannenberg
  3. Kärkkäinen
  4. N. T. Wright
  5. Durham
  6. Stanley Grenz
  7. James Dunn
  8. Augustine
  9. Anselm
  10. Luther
  11. Tertullian
  12. Calvin
  13. Theologia archetypa
  14. Theologia ectypa
  15. Francis Turretin
  16. theologia viatorum
  17. theologia beatorum

 

نوشته: ادوین کشیش آبنوس   مارچ ۲۰۱۵

ویرایش:  فرید یاسینی

2 دیدگاه برای “پارساشمرده شدگی: اهمیت و مرکزیت این آموزه

پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس گوگل+

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google+ خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

درحال اتصال به %s