پارساشمرده شدگی قسمت سوم: پولس و یعقوب


Justification_620مدت زمانی است که در خصوص موضوع خیلی مهمی، مطالبی گفته می شود؛ هر چند شاید خودم به موضوع عادل شمردگی، اهمیت زیادی می دهم، ولی از یک زاویۀ دیگر، آن را تنها موضوع مهم در الهیات مسیحی نمی دانم؛ اگر دقت کرده باشید، در این سری دروسی که با هم آغاز کردیم، تمام آموزه هایی که تا به حال مورد بررسی ما قرار گرفته، با اینکه از هم متمایز هستند، ولی ارتباط تنگاتنگی به هم دارند. تمام این آموزه ها، به علاوه، آموزه هایی که در آینده با هم نگاه خواهیم کرد، مانند تار و پود به هم متصلند و هر کدام در نقش تار و پودی یا تصویری از آن بافت عظیم و شکوهمند نهایی هستند که الهیات مسیحی به ما ارائه می دهد.

نکتۀ مهم

این را هم در نظر داشته باشید و خواهش می کنم همیشه به آن توجه کنید؛ ارائۀ تعریف مجدد و متفاوت نسبت به آموزه هایی که بدانها پرداختیم، باعث می شود که کلیت بافت و تصویر اصلی نیز تغییر یابد؛ این بدان معناست که تغییر یک عامل، کل ساختار را به هم خواهد ریخت؛ آن موقع شما دو گزینه در جلوی روی خود خواهید داشت:

  1. یا کل خداشناسی را بازبینی کنید و با یک بافت تازه به نظام اعتقادی خود نگاه کنید؛
  2. یا با عدم پذیرش یک بافت نو (دقت شود، نو نه به معنای بدعت آمیز، بلکه نو به معنای اینکه نسبت به دیدگاه ناصحیح گذشته مان، کاملا متفاوت باشد)؛ با یک مجموعه از آموزه هایی سر کنید که منسجم نیستند؛ نیز این عدم انسجام هم شما را اذیت نکند و شما چشم تان را روی این ناموزونی شدیدا مخرّب ببندید.

متاسفانه، نظام باورهای ما، به خاطر اینکه هوشیارانه به آن نگاه نمی کنیم، با هم در اکثر موارد هم آوا نیستند و در نهایت برای ما در فهم صحیح ایمان مسیحی دردسر درست خواهند کرد!

از آموزه ای مرکزی به بنیادی

به هر حال نگاه خودمان را به آموزۀ عادل شمردگی (پارساشمردگی) ادامه خواهیم داد و با اینکه این آموزه از لحاظ تاریخ دورۀ اصلاحات (ریفورمیشن)، آموزه ای مرکزی و بنیادی به حساب آمده، شاید امروز با اینکه جنجال سر این آموزه به همان شدت و حدت است، اما از مقام آموزه ای مرکزی به آموزه ای بنیادی تغییر جایگاه داده باشد؛ اما به هر حال، ارزش این آموزه، بسیار زیاد است.

امروز هم، می توان دلیل اصلی جدایی کلیسای پروتستان از کاتولیک را همین آموزۀ عادل شمردگی به حساب آورد. البته در ده سال گذشته، هیاتهایی مستقل، از گروه های لیبرال کلیسای لوتری و در یک نشست مستقلانۀ دیگری، چند الهیات دان انجیلی، سندهایی را جهت مصالحه در باب این آموزه با کلیسای کاتولیک امضا کردند – که در آینده به آنها خواهیم پرداخت- اما این قدمها و تاملات تازه، مشکل را حل نکرده است؛ اخیرا هم پاپ فرنسیس، پیغامی ویدیو یی را به یک کنفرانسی که توسط کنت کوپلند، (که یکی از پرچمداران انجیل دروغین کامیابی است) اداره می شد فرستاد که ظاهرا لابی گری آن به عهدۀ یک اسقف کلیسای مستقل و جدا شده از کلیسای انگلیکن بوده است؛ در این پیغام، پاپ در مورد اتحاد با پروتستانها صحبت می کند و از همبستگی حرف می زدند. البته در همین کنفرانس، همان اسقفی که از و یاد کردم نیز صحبت می کند، و در ضمن حرف هایش به سندی که لوتری ها با کاتولیک ها امضا کرده بودند اشاره کرده، می گوید که اعتراض لوتر به پایان رسیده است. در این دروس، با هم به این مسائل خواهیم پرداخت و متوجه خواهیم شد که علی رغم تلاش بسیاری، این شقاق هنوز هم وجود دارد، چون در نهایت، تعاریف اساسا متفاوت است.

عادل شمردگی تماما از خدا

هفتۀ گذشته به دو بُعد عادل شمردگی نگاه کردیم و امروز بخش نخستی را که بررسی خواهیم کرد این خواهد بود: عادل شمردگی، تماما از طرف خدا می آید و به کارهای صالح و نیک ما برقرار نمی شود.

اجازه بدهید این را هم خدمت شما دوستان یادآوری کنم که در آینده، شاید به برخی از مطالبی که در این خصوص داشتیم، باز گردیم؛ اما در آن صورت، بررسی ما از جوانب دیگر و البته عمیق تر از پیش خواهد بود. امید من این است که پیش از اینکه به بحثهای عمیق برسیم، با اساس این مطالب، آشنایی لازم را بیابیم تا این مطالب در جان ما ساکن شوند تا اینکه با عمیق تر شدن این مباحث، زمینۀ درک آنها نیز در ما به وجود آید.

پس از اینکه پولس رسول در کتاب رومیان 1: 18 و 3: 20، به این مسأله می پردازد که انسان قادر نیست به قوت و کارهای خودش در حضور خدا عادل شود، در مورد فیض، صحبت می کند؛ فیضی که از طریق آن، انسان گناهکار نزد خدا، عادل به حساب می آید.

در کتاب رومیان 3: 20 می خوانیم:

از آنجا که به اعمال شریعت هیچ بشری در حضور او عادل شمرده نخواهد شد، چونکه از شریعت دانستن گناه است.(قدیم)

سپس در رومیان 3: 23- 24 ادامه می دهد:

23زیرا همه گناه کرده‌اند واز جلال خدا قاصر می‌باشند، 24   و به فیض او مجّاناً عادل شمرده می‌شوند به وساطت آن فدیه‌ای که در عیسی مسیح است.(قدیم)

پولس از «فیض خدا» صحبت می کند؛ یعنی چیزی که ما شایستۀ دریافتش نیستیم، یعنی چیزی که نتیجه و محصول نیکی ما، یا رعایت قوانین و اصولی از جانب ما نیست، بلکه چیزی است که ما در قبال شایستگی خودمان دریافت نکرده ایم؛ چون ما در وضعیت سقوط کرده هستیم، در آیۀ قبلی( 23) می گوید که از جلال خدا قاصر هستیم. از استاندارد پایین تر هستیم.

تنها طریقی که می توانیم در حضور خدا عادل اعلام بشویم، عادل گردیم، این است که خدا به صورت رایگان، محض فیض خودش، کاملا جدا از کارها و شایستگی و تلاش مان، ما را نجات ببخشد.

دقت کنیم!

 

خواهش می کنم به واژه هایی که استفاده می شود دقت کنید! چون متاسفانه کلیسای کاتولیک، خیلی زیرکانه با این مسائل برخورد می کند؛ اگر شما از یک کاتولیک آگاه بپرسید که پروتستانیزم، معتقد است که به وسیلۀ فیض خدا نجات پیدا می کنیم، او به صحبت شما آمین خواهد گفت؛ اما آنچه این افراد در واقع به شما نخواهند گفت، این است که «بله، به وسیلۀ فیض خدا نجات می یابیم، اما نه فقط به خاطر فیض» در این میان، باور به آیین کلیسای کاتولیک و باورهای این نظام مذهبی و اجرای آنها نیز الزامی است. هفتۀ گذشته گفتیم که این کلیسا، تعمید آب نوزادان را وسیله ای برای تزریق عدالت می داند.

نهضت پروتستان به واژۀ «یگانه»، «تنها» یا به لاتین، «سولا» اهمیت زیادی می دهد، این واژه در 5 حوزۀ مختلف ایمانی مطرح می شود که به آن 5 سولای پروتستانیزم می گوییم؛ مثلا «سولا فیده»، تنها به وسیلۀ ایمان؛ «سولا گراتیا»، تنها محض فیض، و غیره.

اعمال و فیض

پولس رسول ادامه می دهد ودر افسسیان 2: 8- 9 می گوید:

8 زیرا به فیض و از راه ایمان نجات یافته‌اید – و این از خودتان نیست، بلکه عطای خداست – 9   و نه از اعمال، تا هیچ‌کس نتواند به خود ببالد. (هزارۀ نو)

در تیطس 3: 7 می گوید:

تا به فیض او عادل شمرده شده، وارث گردیم بحسب امید حیات جاودانی.(قدیم)

خواهش می کنم توجه کنید، در این آیات، اعمال و فیض در مقابل هم قرار گرفته اند و این آیات می گویند که خدا به خاطر فیضش ما را نجات می دهد، ما را عادل می گرداند و نه به خاطر کاری که ما انجام می دهیم.

خدا به هیچ وجه مجبور نبود تا گناهان ما را به حساب مسیح بگذارد و یا عدالت و نیکی او را به ما منتقل کند؛ او این کار را فقط به خاطر فیضش انجام می دهد.

 نکتۀ دیگر

نکتۀ دیگری که امروز به آن می پردازم این است که خدا، به وسیلۀ ایمان ما به مسیح است که ما را عادل می گرداند.

زمانی که مبحث عادل شمردگی را بررسی کردیم، در همان آغاز درس، گفتم که عادل شمردگی، پس از ایمان نجات بخش می آید. پولس رسول در خصوص این ترتیب، بسیار واضح صحبت می کند. او در غلاطیان 2: 16 می گوید:

امّا چونکه یافتیم که هیچ‌کس از اعمال شریعت عادل شمرده نمی‌شود، بلکه به ایمان به عیسی مسیح، ما هم به مسیح عیسی ایمان آوردیم تا از ایمان به مسیح و نه از اعمال شریعت عادل شمرده شویم، زیرا که از اعمال شریعت هیچ بشری عادل شمرده نخواهد شد.(قدیم)

پولس رسول می گوید که عدالت، محصول انجام شریعت نیست بلکه عدالت، نتیجۀ ایمان به عیسی مسیح است. پولس می گوید که اول ایمان می آید، و هدف این ایمان این است که عادلت از آن نشأت بگیرد.

تمام باب 4 رومیان، در تلاش است تا بفهماند مان که به وسلیۀ ایمان عادل شمرده می شویم و نه از اعمال، همانطور که ابراهیم و داود هم به وسیلۀ ایمان عادل گشتند. پولس در رومیان 5: 1 می گوید:

پس چونکه به ایمان عادل شمرده شدیم، نزد خدا سلامتی داریم بوساطت خداوند ما عیسی مسیح،(قدیم)

ایمان، فی نفسه نجات نمی دهد

کتاب مقدس به ما نمی گوید که به خاطر سرشت نیک ایمان مان نجات می یابیم؛ ایمانی که در حضور خدا شایسته است؛ زیرا ایمان ما، فی نفسه، در ذات خویش، نجات نمی دهد بلکه این ایمان، وسیله ای است که از طریق آن نجات تحصیل می گردد. این ایمان، طریقی است که عدالت به ما بخشیده می شود؛ این ایمان، مجموعۀ اعمال مذهبی نیست، بلکه صرفا باور و اعتمادی است که تبدیل به وسیله ای می گردد تا ما عادل محسوب گردیم. اساس عدالت ما، نیکی مسیح است؛ نیکی ای که مسیح به خاطر اطاعت او از شریعت خدا، کسب کرده است (در مقام آدم آخر)؛ ما نیز به وسیلۀ ایمان، این نیکی را از مسیح دریافت می کنیم.

رومیان 5: 17- 19 می گوید:

17   زیرا اگر به‌سبب خطای یک نفر و به‌واسطۀ آن یک موت سلطنت کرد، چقدر بیشتر آنانی که افزونی فیض و بخشش عدالت را می‌پذیرند، در حیات سلطنت خواهند کرد به‌وسیلۀ یک، یعنی عیسی مسیح. 18   پس همچنان که به یک خطا حکم شد بر جمیع مردمان برای قصاص، همچنین به یک عمل صالح بخشش شد بر جمیع مردمان برای عدالت حیات. 19   زیرا به همین قسمی که از نافرمانی یک شخص بسیاری گناهکار شدند، همچنین نیز به اطاعت یک شخص بسیاری عادل خواهند گردید.(قدیم)

(دراینجا شایان ذکر است که در آیۀ 17، کلمه ای که در ترجمۀ قدیم، » می پذیرند» ترجمه شده است، در یونانی از فعل lambanó است که ترجمۀ فارسی از مصدر «دریافت کردن» یا «گرفتن» برای آن مناسب تر است، چنانکه ترجمه های مژده و هزارۀ نو نیز از مصدر «دریافت کردن» استفاده کرده اند. علت ذکر این نکته بدان سبب می باشد که معمولا معنای «پذیرفتن»، مقابل » رد کردن» فهمیده می شود، از این نظر، گویی ما می توانستیم، فیض خدا را بپذیریم یا رد کنیم؛ در حالیکه ترجمۀ صحیح تر دریافت کردن یا گرفتن، به خودی خود، ترجمه ای خنثی است و نشانگر این نیست که می توانستیم فیض خدا را رد کنیم؛ بلکه فقط بر صِرف دادن فیض توسط خدا و گرفتن یا دریافتن آن توسط انسان تاکید می کند؛ از این دیدگاه، خدا وقتی فیض را می دهد، این معنا که انسان در برابر فیض او می تواند مقاومت منفی نماید، از فعل یونانی این آیه قابل برداشت نمی باشد)

ایمان به تنهایی

 

زمانی که می گوییم به عیسی مسیح ایمان داریم، یعنی من دیگر دست از خودم، کارهای خودم، می شویم و به خودم اعتماد نمی کنم، بلکه به عیسی مسیح اعتماد می کنم. می دانم که نمی توانم با کارهای خوب خودم در حضور خدا عادل باشم و در حضورش پذیرفته شوم. من به خدا اعتماد می کنم و می خواهم که او خودش مرا عادل گرداند. این روحیه ای است که ایمان می طلبد. ایمانی که به فیض خدا متوسل است و به آن امید دارد.

رومیان 4: 16 می گوید:

از همین‌رو، وعده بر ایمان مبتنی است [وابسته به ایمان است، به ایمان متکی است] تا بر پایۀ فیض باشد و تحقق آن برای تمامی نسل ابراهیم تضمین شود، یعنی نه تنها برای آنان که به نظام شریعت تعلق دارند، بلکه برای کسانی نیز که پیروِ ایمانِ ابراهیم‌اند، که پدر همۀ ماست.(هزارۀ نو)

به همین خاطر اصلاحگران از مارتین لوتر گرفته تا کسانی که پس از وی وارد صحنه شدند، بر روی ایمان به تنهایی اصرار داشتند. نجات، تنها به وسیلۀ ایمان به دست می آید و نه ایمان به علاوۀ کارهای نیکو و حسنۀ ما؛ نه به وسیلۀ ایمان و تعمید، نه به وسیلۀ ایمان و شرکت در مراسم عشاء ربانی؛ بلکه به وسیلۀ ایمان به تنهایی.

یعقوب یا پولس؟

 

اما پرسشی که در اینجا برای ما پیش خواهد آمد، این است که آیا این درک از نجات و عادل شمردگی، با گفته های یعقوب، هم آواست؟ آیا یعقوب هم، همین حرف را می زند و یا رسالۀ او با گفته های پولس و یا به قول کاتولیکها، از تفسیر پروتستانها از نوشته های پولس در تعارض است؟

یعقوب در 2: 24 می گوید:

پس می‌بینید که انسان از اعمال عادل شمرده می‌شود، نه از ایمان تنها.(قدیم)

باید توجه داشته باشیم، زمانی که یعقوب از واژۀ عادل گشتن در این آیه استفاده می کند، مفهوم دیگری را برای آن قائل است.

در دو جلسۀ پیش اشاره کردم که واژۀ «دیکایو» در یونانی، که ریشۀ عادل گشتن، در صَرفهای مختلف است، معانی مختلفی دارد. معانی ای که در نوشته های پولس به کار رفته شده بود را دیدیم، که در آن، خدا عادل بودن کسی را اعلان می کرد و این نمادی قانونی داشت. در این آیه، واژۀ عادل شمرده شدن در یونانی، «دیکایوتای» است؛ که به معنی عدالت خود را به نمایش گذاشتن است. به عنوان مثال، عیسی مسیح به فریسیان در لوقا 16: 15( که در اینجا فعل «عادل می نمایید»، از همان ریشۀ فعل آمده در یعقوب 24:2 می باشد) گفت:

15   به ایشان گفت، شما هستید که خود را پیش مردم عادل می‌نمایید، لیکن خدا عارف دلهای شماست. زیرا که آنچه نزد انسان مرغوب است، نزد خدا مکروه است.(قدیم)

این آیه اعلام نمی کند که فریسیان در بین مردم، عدالت خودشان را اعلان می کردند، بلکه سعی داشتند تا عدالت خودشان را به نمایش بگذارند، به تصویر بکشند؛ مردم با دیدن رفتارشان، آنها را عادل ببینند؛ عدالت آنها از کارهایشان دیده و خوانده شود.

یا در داستان لوقا 10 می خوانیم:

25   ناگاه یکی از فقها برخاسته، از روی امتحان به وی گفت، ای استاد چه کنم تا وارث حیات جاودانی گردم؟ 26   به وی گفت، در تورات چه نوشته شده است و چگونه می‌خوانی؟ 27   جواب داده، گفت، اینکه خداوند خدای خود را به تمام دل و تمام نفس و تمام توانایی و تمام فکر خود محبّت نما و همسایة خود را مثل نفس خود. 28   گفت، نیکو جواب گفتی. چنین بکن که خواهی زیست. 29   لیکن او چون خواست خود را عادل نماید، به عیسی گفت، و همسایة من کیست؟(قدیم)

در اینجا هم، همین واژه به کار رفته است، اما مفهوم آن، همانی است که در یعقوب مشاهده می کنیم؛

یعنی: عدالت خود را به نمایش گذاشتن، ثابت کردن.

ترجمۀ هزارۀ نو (چاپ2009م) ، این واژه را (ادیکایوته) به همین مفهومی که خدمت تان عرض کردم ترجمه کرده است:

پس می‌بینید با اعمال است که پارسایی انسان ثابت می‌شود، نه با ایمانِ تنها.(هزارۀ نو، 2009م )

اگر این ترجمه های گوناگون با هم تفاوت دارند، به این خاطر است که برخی از ترجمه ها، به خاطر رفع سوءتفاهم، برگردانی را به فارسی انتخاب کرده اند تا بتوانند بهترین و نزدیکترین معادل به نظر نویسنده را ارائه دهند. (البته من از ترجمۀ مژده در این قسمت به هیچ وجه راضی نیستم: «پس می‌بینید که چگونه انسان نه فقط از راه ایمان، بلکه به وسیلة کارهای خود نیک و عادل شمرده می‌شود.«)

این واژه با این مفهوم در جایهای دیگر هم به کار رفته است: متی 11: 19، لوقا 7: 35، رومیان 3: 4

تفسیر ما از باب دوم کتاب یعقوب، با متن کلی این باب همآهنگ است.

دقت در نوشتۀ یعقوب

زمانی که یعقوب در آیۀ 21:2 می گوید:

مگر اعمال جد ما ابراهیم نبود که پارسایی او را ثابت کرد، آنگاه که پسر خود اسحاق را بر مذبح تقدیم نمود؟(هزارۀنو، چاپ 2009)؛

باید دقت کرد که او به واقعه ای در زندگی ابراهیم اشاره می کند که بعدها اتفاق افتاد (پیدایش 22)؛ این داستان، پس از داستان پیدایش 15: 6 اتفاق افتاده است.

و به‌ خداوند ایمان‌ آورد، و او، این‌ را برای‌ وی‌ عدالت‌ محسوب‌ کرد.(قدیم)

ایمان آوردن ابراهیم در پیدایش 15، همان واقعه ای است که پولس رسول در رومیان 4 به آن اشاره می کند و می گوید که به این خاطر عادل شمرده شد. حالا، یعقوب به یک داستان دیگر، پس از ایمان ابراهیم نگاه می کند، به واقعه ای که سالها بعد اتفاق می افتد؛ بعد از زمانی که اسحاق به دنیا می آید.          در اینجاست که عدالت ابراهیم با کارهایش ثابت می شود؛ در حقیقت، ابراهیم با اطاعت از خدا، که از ایمانش سرچشمه گرفته است، انگیزه و خاستگاه این اطاعت را که اعتماد به خدا به منظور تحقق وعده اش بوده، با عدالت خویش به نمایش می گذارد.

در حقیقت، یعقوب در تلاش است تا زندگی ایمانداری را که میوۀ ایمان در آن دیده نمی شود به چالش بکشد و به آن گروهی که دم از ایمان می زنند، اما نحوۀ زندگی ایشان تغییری نکرده، بگوید که این ایمان، مُرده است. ایمانی که زنده و پویا است، از خود، کارهای نیکو و زندگی خداپسندانه ای تولید می کند.

ترتیب باید به این گونه باشد

شخص ایمان می آورد، عادل محسوب می شود و اکنون زندگی تبدیل یافتۀ او، با کارهای نیکو و خداپسندانه، به نمایش گذاشته می شود و این زندگی نیکو، حقانیت و اعتبار و درستی، ایمان و عدالت او را ثابت می کند.

تعلیم یعقوب ضد تعلیم پولس رسول نیست که می گوید بۀ وسیله ایمان، عدالت به حساب شخص ریخته می شود؛ بلکه او می خواهد که حقیقت دیگری را تاکید کند؛ اینکه نجات یک مسیحی باید یک نمای درست و صادقانۀ بیرونی هم داشته باشد؛ پولس رسول هم با این نگرش و این صحبت کاملا هم عقیده و هم راستاست. (ر.ک دوم قرنتیان 13: 5، غلاطیان 5: 24- 26)

نویسنده: ادوین کشیش آبنوس

ویراستار: فرید یاسینی

ژانویه ۲۰۱۵

3 دیدگاه برای “پارساشمرده شدگی قسمت سوم: پولس و یعقوب

  1. «ایمان و عمل نه ایمان در برابر عمل» هر چه بیشتر برادر جان مطالب شما را می خوانم پی به راستی تعلیم شما می برم که آن هم نتیجه بیداری و مطالعه شما است و چقدر خوشحالم که در کنار بقیه فعالیتها در این فضا هم فعال هستی. خدا هم به شما برکت مضاعف بده هم شما رو زیاد کنه

پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس گوگل+

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google+ خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

درحال اتصال به %s