پارساشمرده شدگی: قسمت دوم


Justification_620

در طی تاریخ کلیسا، مسیحیان همیشه مایل بودند که به ریشه های کهن و اصیل مسیحیت بازگردند و به منشاء کلیسا و سادگی تعالیم و ناب بودن آموزه های کلیسا برگردند؛ به همین خاطر، هر جنبش و حرکتی که در جامعۀ مسیحی، و در کلیساست، این را به یکی از شعارهای خودش تبدیل کرده است که باید به اصل بازگردیم و تعالیم رسولان را احیا کنیم. کلیسای کاتولیک و ارتودکس وقتی از هم جدا شدند، هر دو خود را نابترین کلیساها اعلام کردند؛ کلیسای ارتودوکس، با بخشیدن این نام به خودش، یعنی راستدین، رسولی بودن خودش را اعلام کرد؛ کلیسای کاتولیک هم خودش را کلیسای جامع، معرفی کرد و رسولی بودن خودش را از این طریق بیان کرد. در ادامه نیز جنبش پروتستانیزم، که از بطن کلیسای کاتولیک برخواست، ادعای بازگشت به تعالیم رسولی داشت و به همین شکل، هر حرکتی، هر شاخه ای، برای حقانیت بخشیدن به نگرش های الهیاتی خودش، رسولی بودن خود را مقتدرانه اعلام می کند.

تلاش ما هم در این سری جلسات این است که ضمن بررسی، تلاش کنیم تا به اصل بازگردیم و در میان این همه صدای مختلف و مبهمی که در الهیات مسیحی ممکن است ما را گیج کند، به انجیل مسیح گوش فرا دهیم.

به همین خاطر، یک چشم به کلام خدا داریم و یک نگاه به غولهای تاریخ کلیسا، با یک دست کلام زندۀ خدا را ورق می زنیم و آن را می خوانیم و با دستی دیگر، نوشته های گذشتگان را که پیش از ما با این موضوعات دست و پنجه نرم کرده اند، ورق می زنیم.

کلام زندۀ خدا، به وسیلۀ فیض، رحمت و کمک روح القدس، برای ما قابل فهم می شود، اما در همان حال هم مسئولیم تا خود، کتب را تفتیش کنیم و مسئولیم که با کلیسا و رشد تفکراتش، به موفقیت ها و چالشهای عروس مسیح هم توجه کنیم و از این تاریخ یاد بگیریم.

همۀ ما جزو این جریانیم،که اگر جز این بیندیشیم، مرتکب تکرار اشتباهاتی خواهیم شد، و محکوم خواهیم شد که تاریخ را تکرار کنیم! اشتباهاتی که به مثابه چاه هایی، کلیسا پیشتر در آنها سقوط کرده است. اگر از تاریخ یاد نگیریم، این دور باطل را، خود نیز به بطالت تکرار خواهیم کرد.

هر چند امروز به چالشهای کلیسا نخواهم پرداخت، اما با این مقدمه می خواهم به یاد شما عزیزان بیاورم که موضوعی که در حال بررسی آن هستیم، از آموزه هایی است که کلیسا در طی 500 سال گذشته، با آن دست و پنجه نرم کرده است و امروز هم یکی از داغترین موضوعات عرصۀ الهیاتی است.

با وارد شدن به این بحث به صورت مشخص، و اساسا با مباحثی که طی چند ماه گذشته دنبال کردیم، وارد سیر تاریخ کلیسا می شویم و خود با مردان و زنان ایمانی که در طی تاریخ با این مسأله کلنجار رفته اند، هم قدم می شویم و در کنار ایشان تلاش می کنیم که انجیل را بفهمیم.

پس زمانی که در خصوص عادل شمردگی می اندیشید، گمان نکنید که این مبحثی بی ربط و غیرکاربردی و غریب است؛ خیر، بلکه شما با توجه به موضوع  وارد جریان عظیمی شده اید که باعث برکت شما خواهد شد.

قلب ایمان؟

عادل شمردگی، برای برخی قلب ایمان است، و برای برخی شاید جایگاه چندان رفیعی در انجیل نداشته باشد، اما گمان می کنم همۀ نگرشهای الهیاتی، اهمیت آن را و جایگاه نقش آفرینی اش را در تعریف انجیل تایید می کنند.

هفتۀ گذشته گفتیم که عادل بودن در حضور خدا، اعلانی قانونی است که خدا انجام می دهد و به واژه هایی اساسی که در این خصوص نیز در کتاب مقدس به کار رفته توجه کردیم؛ دکایو و صادق که در یونانی و عبری، به این تعریف مربوط هستند. فهم ما از این واژه ها و استعمال آنها در عهدین، به ما کمک می کند که خوانش صحیحی از عهد جدید داشت باشیم.

در اعلامی که خدا در مورد عادل بودن ما انجام می دهد، ما را در حضور «خودش» عادل اعلان می کند.

این اعلان، دو بُعد دارد:

نخست

نخستین بُعد آن این است که اعلان می کند، دیگر جریمه ای بابت گناه لازم نیست تا پرداخت کنیم؛ دیگر لازم نیست تا برای گناهان گذشته، حال و آیندۀ خود، در حضور خدا جریمه ای پرداخت کنیم. کلام خدا می فرماید که مزد گناه موت است، جریمه و تاوان گناه مرگ است، اما ما که به خدا ایمان می آوریم، دیگر بابت هیچکدام از گناهان، چه گذشته، حال و آینده، محکوم به هلاکت ابدی نمی شویم.

بسیاری از دوستان ظاهرا نمی دانند که تاوان گناهان آیندۀ ما نیز داده شده است و ما برای گناهان آیندۀ خود نیز بخشیده شده ایم. این را هم در پرانتز بگویم، که البته باعث سوتفاهم بسیاری می شود که این بخشش کامل اصلا به این معنی نیست که مسیحی آزاد است تا گناه کند! این یک نتیجه گیری اشتباه و البته ساده انگارانه است.

پس از اینکه پولس رسول، بحث طولانی ای را در باب های چهارم و پنجم رومیان در مورد  عادل شمردگی بر اساس ایمانِ به تنهایی، به انجام می رساند، و بعد از اینکه یک توضیحی هم در پرانتز در مورد باقی ماندن گناه، در زندگی ایماندار ارائه می دهد، وی به بحث اصلی خودش در کتاب رومیان باز گشته، می گوید:

پس هیچ قصاص نیست بر آنانی که در مسیح عیسی هستند. (قدیم، رومیان 8: 1)

پس اکنون برای آنان که در مسیحْ عیسی هستند، دیگر هیچ محکومیتی نیست، (هزاۀ نو)

پس دیگر برای کسانی که در اتّحاد با مسیح عیسی به سر میبرند هیچ محکومیّتی وجود ندارد، (مژده)

به این معنی، آنانی که عادل شده اند، دیگر زیر محکومیت نیستند و لازم نیست تا مجازات گناهان خود را پرداخت کنند.

سپس او در همین باب رومیان  ادامه می دهد:

33  کیست که بر برگزیدگان خدا مدّعی شود؟ آیا خدا که عادل کننده است؟ 34   کیست که بر ایشان فتوا دهد؟ آیا مسیح که مُرد بلکه نیز برخاست، آنکه به دست راست خدا هم هست و ما را نیز شفاعت می‌کند؟(قدیم)

33چه کسی برگزیدگان خدا را متّهم خواهد کرد؟ خدا آنان را تبرئه می‌نماید! 34   پس کیست که بتواند آنان را محکوم سازد؟ مسیح عیسی کسی است که مُرد و حتّی دوباره زنده شد و اکنون در دست راست خدا برای ما شفاعت می‌کند! (مژده ، رومیان)

بنابراین مفهوم بخشش «کامل»، موضوعی است که هرگاه پولس در خصوص عادل شمردگی صحبت می کند، از آن یاد می کند. بخشش کامل، به عادل شمردگی، ارتباط مستقیم دارد و در حقیقت بُعدی از این آموزۀ زیبا و عمیق کتاب مقدسی است.

پولس رسول از داود پادشاه نقل قول می کند، که در خصوص کسی صحبت می کند که جدا از کارهایش، عادل اعلان گشته است:

6چنانکه داود نیز خوشحالی آن کس را ذکر می‌کند که خدا برای او عدالت محسوب می‌دارد، بدون اعمال، 7خوشابحال کسانی که خطایای ایشان آمرزیده شد و گناهانشان مستور گردید؛8خوشابحال کسی که خداوند گناه را به وی محسوب نفرماید.(قدیم، رومیان 4)

6همان‌گونه که داوود نیز خجسته می‌خواند کسی را که خدا او را بدون اعمالْ پارسا می‌شمارد، و می‌گوید: 7   «خوشا به حال آنان که خطایایشان آمرزیده شد و گناهانشان پوشانیده گردید. 8   خوشا به حال آن که خداوند گناه وی را به حسابش نگذارد.» (هزار نو، رومیان 4)

این عدالت، به همراه بخشش گناهان است.

داود پادشاه به همین منوال در مزمور 103: 12 نیز صحبت می کند؛ او می گوید:

به اندازه‌ای که مشرق از مغرب دور است، به همان اندازه گناهان ما را از ما دور کرده است.(قدیم)

در اینجا تعبیر لطیفی در مزمور داود پنهان است که البته مبتنی بر الهیات صحیح اصلاحات است: آیا این دور شدن گناهان، به معنای آن نیست که آنها بدین معنا دور می شوند که مسیح ، آنها را به خود گرفته، از ما دور کرد؟

اما اگر خدا، فقط گناهان ما را ببخشد، و کار دیگری انجام نپذیرد، مشکل ما، کاملا حل نمی شود؛ یک جای کار هنوز به نظر می رسد ناقص است! چون ما، به وضعیت اولیۀ آدم، باز می گردیم، به وضعیت خنثی باز می گردیم. آدم، در حضور خدا (پیش از اینکه گناه کند) محکوم نبود، اما عادل هم نبود، چون کاری نکرده بود تا عادل به حساب بیاید.

زمانی که گناهان ما بخشیده می گردد، خدا ما را بی گناه اعلام می کند، اما این بدان معنی نیست که عادل هستیم؛ حساب بدهکاری ما در حضور خدا پاک شده است، اما حساب بانک آسمانی، در حضور خدا هنوز یک صفر بزرگ است! باید از این وضعیت اخلاقی خنثی، به وضعیت عادل بودن که نتیجه اش، اطاعت کامل و بدون نقص در حضور خداست وارد شویم.

 دوم

در اینجا وارد بُعد دوم از آموزۀ پارساشمردگی می شویم، بخشی که خدا، ما را نیکوکار به حساب می آورد؛ خدا ما را در این قسمت از خنثی بودن از لحاظ اخلاقی خارج کرده، تبدیل به کسی می گرداند که عادل است. خدا ما را به عنوان کسی به حساب می آورد که کاملا و بدون نقص در حضور او مطیع بوده، اوامر او را انجام داده ایم.

گاهی در عهد عتیق گزارش شده است که چگونه خدا، به آنانی که با کارهای خود، در حضور خدا عدالت را کسب نکرده اند، عدالت را محسوب می کند. در کتاب اشعیا می خوانیم:

در خداوند شادی‌ بسیار می‌کنم‌ و جان‌ من‌ در خدای‌ خود وجد می‌نماید زیرا که‌ مرا به‌ جامۀ نجات‌ ملبّس‌ ساخته‌، ردای‌ عدالت‌ را به‌ من‌ پوشانید. چنانکه‌ داماد خویشتن‌ را به‌ تاج‌ آرایش‌ می‌دهد و عروس‌، خود را به‌ زیورها زینت‌ می‌بخشد. (قدیم، اشعیا 61: 10)

اما پولس رسول در این خصوص بسیار دقیقتر و مشخصتر صحبت می کند؛ وی می گوید:

21   لکن الحال بدون شریعت، عدالت خدا ظاهر شده است، چنانکه تورات و انبیا بر آن شهادت می‌دهند؛ 22   یعنی عدالت خدا که به‌وسیلة ایمان به عیسی مسیح است، به همه و کلّ آنانی که ایمان آورند. زیرا که هیچ تفاوتی نیست،(قدیم، رومیان 3)

21   امّا اکنون جدا از شریعت، آن پارسایی که از خداست به‌ظهور رسیده است، چنانکه شریعت و پیامبران بر آن گواهی می‌دهند. 22   این پارسایی که از خداست از راه ایمان به عیسی مسیح است و نصیب همۀ کسانی می‌شود که ایمان می‌آورند. در این باره هیچ تفاوتی نیست.(هزارۀ نو، 3)

در ترجمۀ مژده، واژۀ عدالت، به معنای بُعد دوم، عادل شمردگی، ترجمه شده است؛ در ترجمۀ مژده می خوانیم:

21   امّا اکنون نیکی مطلق خدا که تورات و انبیا بر آن شهادت داده‌اند آشکار شده است. خدا بدون در نظر گرفتن شریعت 22   و فقط از راه ایمان به عیسی مسیح همة ایمانداران را نیک می‌شمارد، زیرا هیچ تفاوتی نیست،

برای همین است که اصرار داریم و می گوییم که برای حفظ  تعریف کتاب مقدسی و ناب انجیل، مهم است که به این حقیقت تاکید ورزیم که، خدا ما را عادل اعلان می کند؛ عدالتی که بر اساس وضعیت تقدس و عدالت خود ما نیست، بلکه بر اساس عدالت و نیکی کامل مسیح است. خدا عدالت مسیح را به حساب ما می گذارد.

به همین خاطر است که می گوییم، هر سیستم مذهبی، هر مجموعۀ دینی، هر چقدر هم که خودش، یک طرفه خود را کاتولیک و ارتودوکس، یعنی جامع و راستدین معرفی کند- که معمولا همه این ادعا را می کنند-، اگر عدالت را در حضور خدا، اعلانی بر اساس وضعیت شخص معرف کند، یعنی  به این معنا که انسان به عنوان عاملی موثر و لازم برای پارسایی معرفی گردد، چنین سیستم و مجموعه ای یک انجیل غیر را معرفی کرده است! این انجیلی است که دسته ای از افراد آن را  معرفی می کنند، انجیلی که متاسفانه نجات را بر اساس اعمال به ما معرفی می کند.

این بحث، هستۀ اصلی مخالفت اصلاحگران، پروتستانها، با کلیسای کاتولیک بود؛ جنگ بر سر همین موضوع است.

پروتستانیزم از آن زمان تا به حال، به این مسأله اصرار داشته است که عادل شدن ما، ما را از درون تغییر نمی دهد، و این اعلان پارسایی و عدالتی که خدا برای ما بیان می کند، بسته به کارهای ما نیست، بسته به اعمال صالحۀ ایماندار نیست.

اگر عادل شدن ما، ما را از درون تغییر بدهد، و سپس ما بر اساس نیکویی خود که حاصل این تغییر درونی است، عادل اعلان گردیم، بنابراین :

اولا

 ما هیچ وقت قادر نخواهیم بود در این دنیا، به عنوان عادل اعلان گردیم، چون همیشه در زندگی یک ایماندار، تا زمان جلال یافتنش، گناه باقی خواهد ماند.

 ثانیا

 هیچ اساسی برای بخشش گناهان گذشتۀ ما، یعنی پیش از تبدیل درونی شدن مان که برخواسته از پارسایی انجام شده، وجود نخواهد داشت؛ در نتیجه، اطمینان پذیرش در حضور خدا هم نخواهد بود.

این اطمینانی را که پولس رسول می فرماید، : «پس چونکه به ایمان عادل شمرده شدیم، نزد خدا سلامتی داریم بوساطت خداوند ما عیسی مسیح» (قدیم، رومیان 5: 1) برای ما معنا و کاربردی نخواهد داشت.

اگر عادل بودن ما، بر اساس آنچه که در درون ماست فهمیده شود، بنابراین نمی توانیم با پولس رسول، با اطمینان هم صدا گردیم، وقتی که می گوید:

پس اکنون برای آنان که در مسیحْ عیسی هستند، دیگر هیچ محکومیتی نیست(هزارۀ نو، رومیان 8: 1)

دیگر نمی توانیم با پولس هم عقیده باشیم وقتی می گوید:

زیرا اگر به‌سبب خطای یک نفر و به‌واسطة آن یک موت سلطنت کرد، چقدر بیشتر آنانی که افزونی فیض و بخشش عدالت را می‌پذیرند، در حیات سلطنت خواهند کرد به‌وسیلة یک، یعنی عیسی مسیح.  (قدیم، رومیان 5: 17)

کلیسای کاتولیک، همانطور که پیشتر هم گفتم، درک متفاوتی در این خصوص دارد؛ ایشان معتقدند که پارسایی، چیزی است که ما را از درون تغییر می دهد و ما از درون مقدس می سازد.

شورای ترنت، تعلیم می دهد که «پارسایی، تقدیس و نوسازی باطنی است»

برای اینکه این عدالت در زندگی شخص آغاز گردد، او باید نخست، تعمید آب یابد و سپس در طی زندگی خود، به ایمان خود ادامه دهد.

تعمید آب، وسیله ای است که باعث به وقوع پیوستن عدالت «اولیه» در شخص می گردد  اما عدالت زمان بلوغ، بدون ایمان امکان پذیر نیست؛ لکن صرف ایمان، برای عدالت کافی نیست، بلکه افزون بر آن، باور و پذیرش، تعالیم کلیسایی و الهیاتی هم لازم است، تعالیمی که به بیان این کلیسا، مکاشفه ها و حقایق ثابتی هستند که باید پذیرفته گردند(این صحبتها را از لودیک اوت، مدافع معروف کاتولیک گرفتم که کاتولیکها ارادت بسیاری به ایشان دارند).

بنابراین، تعمید آب، وسیله ای است که در وهلۀ اول، باعث دریافت عدالت می گردد و پس از آن، ایمان برای ادامه در این عدالت الزامی است. همانطور که گفتم، این الهیات دان می گوید، صرف اعتماد به عیسی مسیح برای عفو گناهان کافی نیست، بلکه ایمان و پذیرش تعالیم کلیسای کاتولیک الزامی است، dogmatic Faith

تزریق یا به حساب گذاشتن؟

به همین خاطر در الهیات مسیحی می گوییم که کلیسای کاتولیک، عدالتی را که یک ایماندار دریافت می کند، به او تزریق می کند، اما در الهیات اصلاحات (پروتستانیزم) می گوییم، به حساب وی گذاشته می شود.

Infused Righteousness and Imputed Righteousness

نتیجه این تعلیم، یعنی تعلیم کلیسای کاتولیک این می شود که، آنها نمی دانند که آیا در «وضعیت فیض» قرار دارند یا خیر؛ وضعیتی که پذیرش و بخشش کامل الهی را بتوانند تجربه کنند.

کلیسای کاتولیک تعلیم می دهد که ایمانداران هرگز نمی توانند بدانند که آیا در «وضعیت، حالت فیض» هستند یا خیر، مگر اینکه شخص، مکاشفۀ خاصی را از خدا در این خصوص دریافت کرده باشد.

شورای ترنت اعلام کرد:

اگر کسی متوجۀ ضعف و وضعیت معیوب خود باشد، باید در خصوص  باقی ماندن در حالت فیض، نگران باشد، زیرا کسی بطور یقین نمی تواند بداند، که آیا ایمان وی آنقدر کامل است که باعث دوریش از خطا گردد یا خیر، کاملیتی که در آن شخص، فیض خدا را دریافت می کند  (فصل 9)

لودویک اوت، در این خصوص می گوید:

دلیل اینکه شخص نمی تواند یقین داشته باشد که آیا در وضعیت فیض قرار دارد یا خیر این است که بدون مکاشفۀ مخصوص هیچ کس نمی تواند بداند که تمام شرایط لازم برای دریافت عدالت را به کمال رسانده است. امکان ناپذیر بودن یقین ایمان، شهادت وجدان را که در خصوص یقین اخلاقی شخص می باشد، نفی نمی کند.

یک نتیجه گیری غلط

یکی دیگر از نتایج غیر قابل اجتناب تعلیم کلیسا، مبنی بر این که عدالت، چیزی است که خدا در درون ما انجام می دهد، این است که باید لزوما نتیجه گرفت که انسانها بنابر تجربه های گوناگونی که در زندگی مسیحی خود خواهند داشت، دارای درجه های مختلفی از عدالت خواهند بود؛

و همینطور بنابر باور کلیسای کاتولیک در مورد عدالت، این نتیجه گیری هم اجتناب ناپذیر است که حیات جاودانی تنها بر اساس فیض الهی نخواهد بود بلکه به اعمال انسانی نیز مرتبط است.

این کلیسا معتقد است که حیات جاودان نه تنها بخشش الهی است، بلکه پاداشی است که به خاطر کارهای صالحه و نیکوی شخص به ایماندار بخشیده می شود.

تمام این اختلاف ها به علاوۀ آموزه های دیگری که در این کلیسا وجود داشت، جنبش اصلاحات را به وجود آورد. الهیات دانانی که تعالیم کلیسای کاتولیک را مبنی بر کلام خدا نمی دیدند، شروع به تحلیل و بررسی این آموزه ها کرده، در نهایت، اعتراض کرده، جنبش معترضین و یا پروتستانیزم را آغاز کردند.

زمانی که خبر خوش انجیل، که پیشتر در کلیسای کاتولیک چندان نیز خوش نمی نمود زیرا  به مذهبی انسانی تبدیل شده بود، به ناب بودن خودش یعنی به اصلیت خویش بازگشت و خبر نجات، به طور  رایگان و تنها به خاطر کار نجات بخش مسیح، و بدون آلایش کارهای انسانی موعظه شد؛ این خبر چون آتشی سوزنده به همۀ دنیا سرایت کرد و انجیل به همه جا موعظه گشت.

زیرا مزد گناه مرگ است، امّا عطای خدا حیات جاویدان در خداوند ما مسیحْ عیساست.(هزارۀ نو، 23:6)

پس اکنون برای آنان که در مسیحْ عیسی هستند، دیگر هیچ محکومیتی نیست،(هزارۀ نو، 1:8)

 

 

نوشته: ادوین کشیش آبنوس

ژانویه 2015

ویراستار : فرید یاسینی

2 دیدگاه برای “پارساشمرده شدگی: قسمت دوم

  1. برادر ادوین گرامی، تمامی مبحث پیرامون عادل شمردگی همیشه مورد توجه بوده و هست زیرا در برخی برنامه های تلویزیونی مسیحی یا در برخی کلیساها نظرات متفاوتی شنیده میشود. چه بسا بسیاری در تردید به سر میبرند که آیا حقیقتا گناهان گذشته و حال و آینده را خدا بخشیده است؟ حال نمونه ای که میدهند متوسل میشوند به آیه ای که یعقوب رسول خدا بیان داشته اند که ایمان بدون عمل مرده است.این ترس از آینده که آیا بخشیده شده اند یا خیر آنها را به کارهای مذهبی سوق میدهد و فیض و محبت پدر آسمانی که در پسر جلوه گر شد به نحوی به بدعت گذاری کشیده میشود که در کلیساهای سنتی مرقوم است. از توضیحات رسا و روشن شما در این امر سپاسگزارم. برکت خدا و خداوندمان عیسی مسیح با شما باد.
    مونا – سهیلی سوئد

  2. سلام خواهر مونای عزیز،
    بله این یکی از مطالبی است که من تاکنون به شکل نظامند شاهد تدریس آن نبودم و این در حالی است که ارتباط مستقیم ومهمی به انجیل دارد.
    خدا را شکر می کنم که این مقالات مفید بوده، امیدوارم الهام بخش باشد

پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس گوگل+

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google+ خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

درحال اتصال به %s