پارساشمرده شدگی : قسمت اول


Justification_620 مقدمه

در این نوشتار، به تامل و تفکر خود در باب الهیات اصلاحات که البته معتقد هستیم نگرش صحیح کتاب مقدس و تفسیر درست کلام خداست، ادامه خواهیم داد؛ این اصولی را که خدمت شما معرفی می کنم و با هم بررسی می کنیم، ساختار بنیادی این خداشناسی(الهیات اصلاحات)کتاب مقدسی و تاریخی است. من هر وقت در خصوص الهیات کلیسای انجیلی صحبت می کنم، این حقایقی که مطرح می کنم،  مد نظرم است که خدمتتان بیان می کنم. متاسفانه در جامعۀ ایرانی و در برخی از کلیساهای آمریکایی، توجه و تمرکز کلیساهای انجیلی و اصلاح شده (ریفورمد) روی نقد جنبش کریزماتیک و پنطیکاستی قرار گرفته است که البته من (حقیقتش را بخواهید) هیچ وقت دلیل این تمرکز بیش از اندازه را نفهمیدم، در حالی که شایسته آن است که بر درک بهتر از الهیات اصلاحات تمرکز شود که اگر ما این الهیات را به درستی بشناسیم، بعید به نظر می رسد که به سمت و سوهای دیگر مایل شویم.

چرا انجیلی؟

اساسا الهیات اصلاحات، نهضت انجیلی، توجه و تمرکزش روی اصول نجات شناسی معطوف بوده است؛ البته منظورم این نیست که در حوزه های دیگر ایمانی حرفی برای گفتن نداشته باشد، اما توجه و واکنش این خداشناسی، به مسالۀ نجات شناختی بوده است، که در این دایره، در این گفتگو، مباحث انسان شناسی و خداشناسی و غیره هم ناچارا مطرح می شود؛ اما مرکز و محور گفتگو ها، انجیل است. به همین خاطر است که این نهضت، انجیلی نام گرفته است؛ یعنی جنبشی که هَمّ و غم آن، انجیل عیسی مسیح است. انجیلی که زیر تاثیر نهادهای مذهبی و باورهای فرقه ای، رنگ و بوی دیگری گرفته بود.

به همین خاطر است که در حال مطالعه و تفکر روی اساس ایمان مان، یعنی انجیل هستیم و داریم از زوایای گوناگون به این انجیل زیبا، به این خبر خوشی که پولس رسول، انجیل خدا، و انجیل عیسی مسیح می خواندش، نگاه می کنیم.

 یک بد فهمی

برخی از دوستان گمان می کنند که انجیلی بودنی یعنی ضد پنطیکاستی بودن و گمان می کنند که کالونیست بودن یعنی کریزماتیک نبودن؛ در حالی که این الهیات در چارچوب تاریخی آن، اساسا متوجه چیز دیگری بوده، ولی خُب گاهی وقتی به لحاظ زمانی از نقطۀ آغازین یک تفکر و نهضتی دور می شویم، به همان میزان در خصوص فهم ما از آن نقطۀ آغاز و شروع، قدری کژ فهمی و بد فهمی نیز پیش می آید؛ گاهی در این مسیر زمانی، کلمات و عبارات و جنبشها و الهیاتها، معانی دیگری پیدا می کنند. همان نام قدیمی را به کار می بریم ولی معنی دیگری را برای آن قائل هستیم( انگار به تعبیر اهل منطق، تبدیل به مشترک لفظی می شود!). می گوییم انجیلی، اما، این انجیلی کجا و آن انجیلی که در تاریخ مطرح شد کجا؟!

امروزه اگر کسی می گوید انجیلی هستم، یا به قول انگیسیها اونجلیکال هستم (که البته این دو کلمه در دنیای ایرانی و آمریکایی به دو معنای مختلف هم به کار رفته است) باید بپرسیم که منظورت دقیقا چی است؟ چون واژۀ انجیل به مفهوم تاریخی آن دیگر به کار نمی رود. خیلی از اصلاحگران خودشان را دیگر انجیلی نمی خوانند، چون معنای انجیلی عوض شده است. خیلی ها خودشان را کلیساهایی می خوانند که متعهد به اعترافنامه های تاریخی هستند(حالا این حکایت دیگری است که شاید یک روزی بدان پرداختیم؛ شاید وقتی دیگر!).

 سه نوع تقلیل سازی

الهیات اصلاحات آنقدر غنی و پربار و رنگین و عمیق است، که در مقابل این صحبتهای سطحی که در خصوص آن مطرح می شود، گم گشته است؛ یعنی یک جورهایی از این نظر مورد ستم قرار گرفته است، ستم در تقلیل معنا. در جامعۀ امروز مسیحی، انجیلی بودن به سه چیز تقلیل پیدا کرده است:

الف: یا انجیلی را ضد کریزماتیکی می دانند؛

ب:یا انجیلی را با از دست ندادن نجات مساوی می کنند؛

ج: و یا می گویند که انجیلی ها به برگزیدگی اعتقاد دارند.

عمده کردن اینها به خودی خود، تقلیل سازی معنا، بی تناسب ساده کردن  و کوتاه نگری و بی اطلاعی است؛ برخی از دوستان این تقلیل سازی را نمایندگی می کنند که من آن را یا به خاطر نادانستگی و ناروشمندی شان می دانم؛ و یا حتی گاه، تعصب و بغض! گاهی هم آمیخته ای از همۀ اینها که من بیش از این بدان نخواهم پرداخت. به هر حال چیزی که هست، این تقلیل سازی ها باعث شده که عزیزانی هم که زیر دست این تقلیل سازان تعلیم می گیرند، نسبت به الهیات اصلاحات ناآگاه باشند که این اسباب تاسف و دلشستگی است؛ و این بخشی از رنجوری هایِ تنهایی هایِ من است…

هدف من این است که دراین سری دروس به این مطالب بپردازم.

این را هم بگویم که با اینکه ما روی هر آموزه ای، دو یا سه جلسه بیشتر فرصت نمی گذاریم، اما خیلی بیشتر از اینها می توان در این خصوص صحبت کرد، اما هدف من و یا روش من این است که اول در سری نخست، یک تصویر کلی از اساس باورهای کتاب مقدس ترسیم کنم، و بعد باز خواهیم گشت تا این تصویر ترسیم شده را رنگ آمیزی کنیم؛ و به هر کدام از این آموزه ها از زوایای دیگر نیز توجه نموده، در آنها تدبّر نماییم.

 ورود به بحث

امروز، فرصت را به بررسی آموزۀ  پارساشمردگی خواهیم داد؛ این مبحث یکی از مباحث اساسی، بنیادی و جنجال برانگیز و بسیار دشوار الهیات مسیحی است که به نظر می رسد، هر فرقه ای نگرشی منحصر بفرد در خصوص آن داشته باشد.

روشمندی

کاری که خواهم کرد این است که اول به اساس این آموزه خواهم پرداخت و بعد سعی خواهم کرد به عمق مطلب وارد بشوم؛ به همین خاطر، خواهش می کنم که تحمل کنید، و هر جلسه حاضر بشوید تا تصویر کامل را پیدا کنید.

یک درخواست

من نمی توانم در یک جلسه همۀ آن چیزی را که در خصوص این آموزه وجود دارد برای شما مطرح نمایم؛ این به دو علت است:

اول: یکی به این خاطر که وقت نداریم در یک جلسۀ مثلا ده ساعته، بدون وقفه این آموزه را بررسی کنیم؛

دوم: اینکه حجم سنگین اطلاعات، اگر یک دفعه ارائه بشود، قابل درک نخواهد بود؛ بنابر این با من همگام باشید، متحمل و منتظر باشید.

نوید به یک مبحث تازه در آینده

در طی ده سال گذشته، مبحث تازه تری هم در این خصوص وارد صحنه شده، به اسم چشم انداز تازه ای بر پولس، که البته این مبحث را بعدها بررسی می کنیم، و دلیل به عقب انداختن محبث «چشم انداز تازه ای بر پولس» این نیست که نمی خواهم در جامعۀ مسیحی مطرح بشود (اتفاقا اولین و تنها شخصی که در خصوص این نگرش صحبت کرده، و مقاله نوشته خود من بودم) بلکه دلیلش این است که فعلا اساس الهیات اصلاحات را داریم بررسی می کنیم  و حرف برای گفتن بسیار داریم و دیگر اینکه به باور من، تا اساس باورهای مطرح  شده را بررسی نکرده ایم،  بیان کردن این نگرش، فقط درک آن را به عنوان یک مساله، پیچیده تر و مبهم تر خواهد کرد.

در گفتگوهایی که پیشتر داشتیم به خبر انجیل اشاره کردیم، به موعظۀ انجیل که به گوش دنیا می رسد و به این اشاره کردیم که با واقعۀ تولد تازه که ما را قادر می سازد تا به این خبر پاسخ مثبت بدهیم همراه است. همینطور اشاره کردیم که پس از اینکه توانا شدیم و پاسخ مثبت دادیم، توبه می کنیم؛  و به خدایی که طریق نجات را برای ما مهیا کرده اعتماد می کنیم تا گناهان ما را ببخشد.

نحوۀ اعلام پارسایی

امروز می خواهیم به کاری که خدا در مقابل این واکنش انجام می دهد بپردازیم؛ پس از اینکه از نو زاده شده و توبه کردیم، خدا چگونه عفو و پارسایی ما را اعلام می کند؟

این یک اعلان قضایی است که خدا در ارتباط با شریعت خود انجام می دهد و می گوید که ما دیگر گناهکار نیستیم و در قبال گناهان پیشین خود، مجازات نخواهیم شد.

فهم درست آموزۀ پارساشمردگی، برای زندگی مسیحی ما بسیار اهیمت دارد؛ زمانی که مارتین لوتر، پارساشمردگی به وسیلۀ ایمان به تنهایی را درک کرد، مسیحی شد و خودش اعلام می کند که این تبدیل، زندگی او را پر از نشاط و شادی کرد؛ این فهم می تواند جهت و کیفیت زندگی ما را دگرگون کند.

این همان اساسی بود که بر مبنای آن، نهضت پروتستان در مقابل کلیسای کاتولیک ایستاد و بر آموزۀ پارساشمردگی تاکید کرد. اگر ما هم مایل هستیم تا انجیل راستین را که پارساشمردگی، یکی از اصول اساسی این انجیل می باشد، به نسل های آینده انتقال دهیم و به دنیا اعلام کنیم، باید این آموزه را به درستی دریابیم.

این جدایی، این شقاق الهیاتی نه تنها در قرن شانزدهم میلادی اتفاق افتاد بلکه امروز نیز یکی از آموزه هایی است که چشم اندازهای گوناگون الهیاتی را از هم جدا می کند: آن چشم انداز الهیاتی که نجات محض فیض را تعلیم می دهد و نیز آن خداشناسی که نجات بر اساس فیض و اعمال را بیان می کند. این آموزه، خط جدایی بین این دو نگرش می کشد.

دوستان عزیز، هر انجیلی، انجیل راستین نیست و هر کلیسایی که به مسیح موعظه می کند، لزوما انجیل مسیح را اعلام نمی کند؛ اسم همان است اما مفاهیم و پیغام و محتوای آن، فرق می کند و البته اهمیت این موضوع، آنقدر زیاد است که پولس رسول می گوید، هر کسی حتی فرشته ای، انجیل غیری را موعظه کند، لعنت بر او باد.(غلاطیان 8:1)

آموزه های دیگر مسیحی، ممکن است آنقدر مهم نباشد که به خاطر آنها شقاقی صورت پذیرد. به نظر من، تعمید نوزادان کلیسای انجیلی، با تعمید بزرگسالان برخی از کلیسای اصلاحات، نباید دلیل شقاق باشد و یا حتی منصوب کردن زنان به مقام کشیشی و یا رد آن نباید دلیل لعنت فرستادن به یکدیگر باشد و همینطور مسائل دیگری که ریشۀ نجات شناختی ندارد و انجیل مسیح را تغییر نمی دهد؛ اما زمانی که بحث انجیل مطرح می شود، باید مانند یک جراح مبرّز عمل نمود و حقیقت را به درستی تشخیص داد.

زمانی که پولس رسول در خصوص فرایند نجات صحبت می کند (مبحث زنجیرۀ طلایی نجات که چند هفته پیش بدان نگاه کردیم)، آموزۀ عادل شدن در حضور خدا به وضوح بیان می شود.

29 زیرا آنانی را که از قبل شناخت، ایشان را نیز پیش معیّن فرمود تا به صورت پسرش متشکّل شوند تا او نخست‌زاده از برادران بسیار باشد. 30   و آنانی را که از قبل معین فرمود، ایشان را هم خواند و آنانی را که خواند ایشان را نیز عادل گردانید و آنانی را که عادل گردانید، ایشان را نیز جلال داد. (قدیم، رومیان 8: 29- 30)

جملۀ «ایشان را هم خواند» مبیّن فراخواندگی موثر در نجات  است  که در خود تولد تازه، ایمان و توبه را به همراه دارد (مبحثی که بعدا به آن خواهیم رسید)  و قدم بعدی، اِعمال کردن فدیه است، یعنی عادل شدن.

نکتۀ مهم

توجه کنید: پولس رسول در این آیه به ما می گوید که این چیزی است که خود خدا انجام می دهد: عادل «گردانید». و اگر دقت کنید، عادل شدن، پس از ایمان، وارد صحنه می شود؛ یعنی واکنش خدا به پاسخ مثبت ما، با عادل شدن ما اتفاق می افتد (نمایان می شود).

پولس در رومیان 3: 26 می فرماید:

عادل شمارد هر کسی را که به عیسی ایمان آورد. (قدیم)

δικαιοῦντα (dikaiounta)

زیرا یقین می‌دانیم که انسان بدون اعمال شریعت، محض ایمان عادل شمرده می‌شود.  (قدیم، رومیان 3: 28)

پس چونکه به ایمان عادل شمرده شدیم، نزد خدا سلامتی داریم بوساطت خداوند ما عیسی مسیح، (قدیم، رومیان 5: 1)

امّا چونکه یافتیم که هیچ‌کس از اعمال شریعت عادل شمرده نمی‌شود، بلکه به ایمان به عیسی مسیح، ما هم به مسیح عیسی ایمان آوردیم تا از ایمان به مسیح و نه از اعمال شریعت عادل شمرده شویم، زیرا که از اعمال شریعت هیچ بشری عادل شمرده نخواهد شد. (قدیم، غلاطیان 2: 16)

یک سؤال

پرسش:  پارسا اعلام شدن، عادل گشتن یعنی چه؟

پارسا گشتن یعنی عملی قانونی و  الهی که در آن گناهان ما بخشیده شده، پارسایی و عدالت مسیح به ما تعلق یافته، خدا ما را در حضور خود، پارسا، عادل اعلام کرده، یا آن را اعلان می کند.

برای توضیح عناصر این تعریف، نخست به بخش دوم آن می پردازیم؛ به قسمتی که خدا ما را در حضور خود پارسا (عادل) اعلام می کند. دلیل اینکه داریم این مطلب را از آخر مورد توجه قرار می دهیم این است که عهد جدید واژۀ عادل گرداندن و افعال مربوط را در مفهوم قضایی خودش، به شکلی که در قسمت دوم این تعریف ارائه دادم استعمال می کند. متون زیادی در عهد جدید وجود دارد که خدا، با پارسایی و عدالت در مقامی برخورد می کند که نشان می دهد، متعلق به ما است.

بنابر این باید مانند یک دانش آموز صادق و امین کتاب مقدس، هر دو بُعد را بررسی کنیم؛ هر چند که تمرکز عهد جدید بر بُعد قضایی و قانونی پارسایی است.

  • پارسایی، شامل، اعلامی قانونی است که خدا بیان می کند.

استعمال واژۀ عادل کردن، تصدیق کردن، پارسا کردن در عهد جدید که از ریشۀ یونانی آن (دیکایوس) dikaios است، نشان می دهد که این یک اعلان قانونی و قضایی است.  این واژه معانی گسترده ای دارد، اما معمول ترین آن، عادل اعلام کردن است.

به عنوان مثال در لوقا 7: 29 می خوانیم:

و تمام قوم و باجگیران چون شنیدند، خدا را تمجید کردند زیرا که تعمید از یحیی یافته بودند. (قدیم)

همۀ مردمانی که این سخنان را شنیدند، حتی خراجگیران، تصدیق کردند که راه خدا حق است، زیرا به‌دست یحیی تعمید گرفته بودند. (هزارۀ نو)

همۀ مردم و از جمله باجگیران، سخنان عیسی را شنیدند و به سبب اینکه از دست یحیی، تعمید گرفته بودند، خدا را برای عدالتش شکر می‌کردند.  (مژده)

When all the people heard this, and the tax collectors too, they declared God just, having been baptized with the baptism of John,

ἐδικαίωσαν (edikaiosan)

(ESV)

Եւ երբ ամբողջ ժողովուրդը լսեց, նոյնպէս եւ մաքսաւորները, ընդունեցին Աստծու արդարութիւնը՝ մկրտուելով Յովհաննէսի մկրտութեամբ

«ارمنی»

kai pas ho  laos akousas kai hoi telōnai edikaiōsan ton Theon baptisthentes to baptisma Iōannou

«آوانگاری»

Καὶ πᾶς ὁ λαὸς ἀκούσας καὶ οἱ τελῶναι ἐδικαίωσαν τὸν θεόν, βαπτισθέντες τὸ βάπτισμα

Ἰωάνου

«یونانی»

et omnis populus audiens et publicani iustificaverunt Deum baptizati baptismo Iohannis

«لاتین، ولگیت»

متاسفانه ترجمه های فارسی رسا نیستند اما در ترجمۀ انگیسی که دیدیم، بهتر بیان شده است و به اصل یونانی آن امین بوده است.

در ترجمۀ یونانی آن، می گوید که » اعلام کردند که خدا عادل است»

خُب مشخص است که این متن به ما تعلیم نمی دهد که خدا محض خاطر اعلام این افراد عادل شد، چون خدا طبیعتا عادل است و جزو سرشت تغییر ناپذیر و غیراکتسابی اوست.

به همین شکل نیز عهد جدید در متون گوناگون، پارسایی و عادل بودن ایمانداران را اعلام می کند. (رومیان 3: 20، 26، 28 و 5: 1،  و 8: 30 و 10: 4، 10، و غلاطیان 2: 16  و3: 24)

به عنوان مثال به این آیه توجه کنید:

(رومیان 4: 5)

امّا کسی که عمل نکند، بلکه ایمان آورد به او که بی‌دینان را عادل می‌شمارد، ایمان او عدالت محسوب می‌شود.(قدیم)

امّا آن که کاری نمی‌کند، بلکه به خدایی توکل می‌دارد که بی‌دینان را پارسا می‌شمارد، ایمان او برایش پارسایی به‌شمار می‌آید.(هزارۀ نو)

و امّا مردی که کار نمی‌کند بلکه به خدایی که حتّی شخص خداناشناس را کاملاً نیک میگرداند ایمان می‌آورد، ایمان او نیکی مطلق به حساب می‌آید.(مژده)

مطمئنا منظور پولس رسول از نیک گرداندن (که من واژۀ عادل گرداند را دقیقتر می دانم) عادل گرداندن، این نمی تواند باشد که او انسان گناهکار و بی دین را، از داخل عوض می کند و آنها را از لحاظ اخلاقی کامل و بی نقص می گرداند، چون آن موقع باید متوسل به کارهای خوب خودشان بشود، به کارهای عادلانه خود، و بر اعمال صالحۀ خود تکیه کند تا به حضور خدا پذیرفته بشود؛ بلکه منظور پولس رسول این است که او بی دین را، گناهکار را عادل اعلام می کند، و این عادل اعلام شدن، که در ترجمه های فارسی آن را عادل محسوب کردن و عادل شمردن برگرداندند (و البته به مفهوم اصلی این واژه در متن امین بودند) بر اساس کارهای نیکو نیست بلکه بر اساس پاسخ خدا به ایمان این بی دینان و گناهکاران است.

دو تفاوت

من می خواهم که شما تفاوت بین عادل اعلام شدن از لحاظ قانونی و تقدیس را دریابید. ما در نتیجۀ فرایند تقدیس، عادل نمی شویم بلکه ما در زمان ایمان آوردن، عادل محسوب می شویم، عادل بودن ما  اعلان می شود. این را گفتم تا آن را در ذهن خود نگاه دارید، به این مطلب در آینده باز خواهیم گشت.

همینطور اگر این نوع استفاده از واژۀ عادل گرداندن را، یعنی عادل اعلام کردن و عادل محسوب کردن و یا شمردن، در کنار محکومیت ما قرار گیرد، درستی مفهوم آن، مشهود (عیان) می گردد.

پولس رسول می گوید:

33کیست که بر برگزیدگان خدامدّعی شود؟ آیاخدا که عادل کننده dikaion –  δικαιῶν     است؟ 34 کیست که بر ایشان فتوا (متهم کند- ملامت کند)  katakrinōnκατακρινῶν دهد؟ آیا مسیح که مُرد بلکه نیز برخاست، آنکه به دست راست خدا هم هست و ما را نیز شفاعت می‌کند؟ (رومیان 8: 33 -34)

واژۀ فتوا: همان واژۀ محکوم کردن است که در جایهای دیگر کتاب مقدس مثل متی 27: 3 κατεκρίθη – katekrithē هم از آن استفاده شده است.

محکوم کردن، یعنی مجرم بودن کسی را اعلام کردن؛ مفهوم مقابل «محکوم نکردن»، «عادل گرداندن است» که در این متن به این معنی است: «کسی را مجرم اعلام نکردن».

پولس رسول در این متن، آشکارا می گوید که اگر کسی ما را متهم کند، برگزیدگان را متهم کند، در حضور خدا، چنین اتهامی یارای ایستادگی ندارد!  چون خدا اعلام کرده که ما عادل هستیم.

در جایهایی از عهد عتیق هم این واژه به این مفهوم استفاده شده است که به استدلال ما در این مسیر کمک می کند؛ واژۀ معادل آن در عبری، صدق است. Tsadak

در تثنیه 25: 1، در خصوص داوران که برای قضاوت خوانده شده اند، می خوانیم:

1   «هرگاه دو نفر با هم دعوایی داشته باشند و به دادگاه بروند، قاضی باید بی‌گناه را تبرئه نماید و مجرم را محکوم کند. (مژده)

این آیه را نمی توان به این شکل خواند که کسی را از درون نیکو گرداند، بلکه او را بی گناه، یعنی عادل اعلام می کند. در کار داوری، اعلام قضایی و قانونی بیان می شود و صحبت از تغییر درون کسی و او را از لحاظ اخلاقی کامل کردن نیست؛ همانطور که کسی که محکوم می شود و گناهکار اعلام می شود، صحبت از تبدیل درون او به یک شخص گناهکار نیست، بلکه اعلان وضعیت قانونی اوست.

ایوب هم به همین شکل، حقانیت کسانی را که سعی در تسلی او دارند رد می کند:

من هیچ‌گاه حرف شما را تصدیق نمی‌کنم و تا زمانی که بمیرم، ادّعای بی‌گناهی می‌کنم (مژده، ایوب 27: 5)

او از همین واژه در زبان عبری استفاده می کند از اینکه دوستان خود را عادل، صحیح و راست اعلام کند، سر باز می زند.

همین مفهوم را هم در امثال 17: 15 پیدا می کنیم:

هر که‌ شریر را عادل‌ شمارد و هر که‌ عادل‌ را ملزم‌ سازد، هر دو ایشان‌ نزد خداوند مکروهند.(قدیم)

تبرئۀ مجرمان و محکوم کردن بی‌گناهان! خداوند از هر دو کراهت دارد.(هزارۀ نو)

مسلما اینجا هم منظور کلام این نیست که شخص از درون عادل شود، بلکه اعلان تبرئه شدن شخص و اعلام عادل بودن وی مطرح است.

پولس به همین مفهوم از واژۀ عادل شدن استفاده می کند؛ یعنی استعمال قانونی آن.

خدا گروهی را عادل اعلام می کند و گروهی را محکوم. حکم قضایی در خصوص وضعیت اشخاص در حضور خدا صادر می شود که این شخص عادل است و این شخص گناهکار است.

 

نکتۀ مهم

ما برگزیدگانی که به مسیح ایمان آورده ایم، با اینکه گناهکار هستیم، به خاطر ایمان آوردن به کار فداکارانۀ عیسی مسیح بر روی صلیب، به وسیلۀ خدا، عادل اعلام می شویم، عادل محسوب می شویم، عادل شمرده می شویم.

مفهوم عادل گشتن در عهد جدید، عادل شمرده شدن، به معنای عادل محسوب شدن است، به همین خاطر است که چنین ترجمه هایی را در فارسی پیدا می کنید.

برقراری یا سقوط کلیسا!

جان موری، الهیات دان قرن بیستم در کتاب خود، تحت عنوان «به کمال رسیدن فدیه و اعمال آن» در این خصوص می گوید:

«نوزآیی (تولد تازه) عملی الهی است که در ما به وقوع می پیوندد؛ عادل گشتن، داوری الهی و اعلانی از طرف خداست، که در خصوص ما صادر می شود. تفاوت این دو مانند تفاوت بین جراح و یک قاضی است.  جراح، سرطان داخل بدن را بر می دارد، و کاری را در درون ما انجام می دهد و این کار با عملکرد یک داور یا یک قاضی متفاوت است.  قاضی، حکم خودش را از لحاظ قانونی صادر می کند؛ اگر ما بی گناه هستیم، اعلان او هم در همین راستا خواهد بود.

بی آلایش بودن و ناب بودن انجیل بسته به این تمایزی است که باید بین این دو قائل گشت؛ اگر عادل گشتن، عادل محسوب شدن، با تولد تازه و تقدیس، یکی فرض شود، آن وقت درهای آلودگی را برای ملوث کردن هستۀ انجیل باز کرده ایم. عادل شمرده شدن، هنوز هم، آموزه ای است که کلیسا با باور و یا رد آن، یا برقرار خواهد ماند و یا سقوط خواهد نمود.»

نویسنده: ادوین کشیش آبنوس

دسامبر 2014

ویراستار : فرید (نتنائیل)، منچسترِ انگلستان

9 دیدگاه برای “پارساشمرده شدگی : قسمت اول

  1. با درود
    عالی بود
    منتهی یک موضوع در باب آن ۳ مورد تقلیلی که به الهیات اصلاحات مربوط می شود می خواستم مطلبی را بگویم
    بله، من نیز معتقدم الهیات انجیلی (به معنای خاص نظامند) محدود به آن ۳ آموزه نمی شود ولی:
    – اگر نگوییم بخشی بزرگ، بخشی قابل توجه از فحوای آن را تشکیل می دهد
    – در جریان خوانش (سولاها) حداقل ۲ مورد از ۳ مورد مذکور جز رفرنس های موجه و متمایز کننده از دیگر الهیات های «انجیلی – کاریزمات» نیز می باشند
    – این سومی از آن دو مهم تر است:
    * مطلبی معتبر به غیر از مطالب کلاسیکی که ازبعضی از متاخرین اصلاحات به پارسی وجود ندارد. که البته آن موضع های الهیاتی نیز همواره در حال تکامل هستند بر فرض آر. سی. اسپرول در کتاب (هر مسیحی یک الهیدان است) نیز مواضع تازه ای را در باب اصلاحات ارائه می دهد (البته این کتاب هنوز به فارسی ترجمه نشده)
    با این حساب انتظاری بیش از این نیست که دید و شناخت معترفین به الهیات اصلاحات پارسی زبان که منابع پارسی در دست ندارند نمی باشد.
    البته که زحمات شما در خور تقدیر و تفکر و تامل است و هرچند در این مدت تلاش شما ادوین عزیز جریانات و حرکتهایی در میان مسیحیاتن ایرانی به وجود آورده اما به جرات می توانم بگویم به دلیل حجم بالا وعمق الهیات اصلاحات و جمعیت بسیار جامعه ایرانی از لحاظ (کمی) لااقل آن تاثیری را انتظار می رود را هنوز برجای نگذاشته (که البته این نیز با توجه به شرایطی که گفتم طبیعی است و البته مقصر شما نیستید)
    با این حساب کما اینکه من نیز با این تقلیل گرایی زیاد موافق نیستم اما وجود این نگرش (۳ موردی که مکتوب کردید) را قدمی خوب در راه اعتلا و شناخت عمیق تر و روشنگرانه تر نسبت کتاب مقدس و الهیات اصلاحات می دانم.

    از زحمات شما بسیار سپاسگذاریم که همواره باعث برکت و رشد جامعه مسیحی ایرانی هستی
    مانی محمدی

  2. اصلاح:
    – در جریان خوانش (سولاها) حداقل ۲ مورد از ۳ مورد مذکور جز رفرنس های موجه و متمایز کننده از دیگر الهیات های «پنطیکاست – کاریزمات» نیز می باشند.

  3. مرسی برادر عالی توضیح دادید فقط قسمت آخر من این را برداشت کردم ک توبه کردن و ایمان آوردن ما ب عیسا مسیح باعث عادل شمرده شدن ما میشود و لی تولد تازه و تقدیس شدن ما هم زمان با هم نیست در طی روند زندگی ایماتی ما رخ میدهد

  4. سلام برادر روز عزیز
    تشکر می کنم برای محبتتون و تشویقتون
    تولد تازه پیش از بخشش گناهان و ایمان در شخص صورت می گیرد. مسیح در یونحا 3 می فرماید تا از نو مولود نشویم نه ملکوت را می بینیم و نه می توانیم به آن داخل شویم. اما تقدیس امری است که پس از تولد تازه اتفاق می افتد و تا آخر عمر ما ادامه می یابد.

  5. بله مانی جان، تاثیر کاملی را نداشته است اما نگرش مسیحیان ایرانی نسبت به 6 سال پیش غیرقابل مقایسه است. رشد و بینشی که کلیسای ایرانیان در مورد الهیات اصلاحات یافته است بسیار دلگرم کننده است

  6. با سلام و طلب بركت،
    خود را موظف دانستم تا هر چند كوتاه بنويسم و به اين طريق امتنان خود را از زحماتي كه در راه توضيح مفاهيم پيچيده و اختلاف برانگيز الهياتي ميكشيد إعلام كنم. و تا مشوق شما بوده و خاطر نشان كنم هميشه إصلاحات سطحي زود به ثمر مي رسد و گاهي هم ماندگار نيست ولي إصلاحات ريشه ايي و بنيادي در درازمدت به ثمر مينشيند و ماندگار است. در انتها يك بار ديگر از محبت و زحمات شما برادر عزيز سپاسگزارم.

    • برادر کامبیز گرامی
      از شما تشکر می کنم برای محبت و تشویقتان
      این تشویقها و دلگرمی ها به من قوت قلبی زیادی می بخشد و بسیار الهام بخش است.
      باشد که کلیسای ایران در راستی و امانت کلام رشد کند

      در مسیح خداوند
      ادوین

  7. ادوین جان – تشکر از این مقاله -خیلی عالی است در مقداری که می توانستم بخوانم. طول میکشد و رفتم به آیات و آخرش و آن نقل قول جان موری خیلی خوب ه. برای من خوب بود، چند کلمه جدیدی را یاد گرفتم. مشکل دیگر این ه که «انجیلی» در ایران به معانی «پرزبتری» (Presbyterian) و باز هم مشکل دیگر این ه که «انجیل» برای اکثر ایرانی ها که از زمینه اسلام آمدند، به معانی «کتاب عیسی ».

    اصطلاح « هم و غم» چه معانی دارد؟ گویا به معانی «اصل مطلب» یا «عمده» یا «برجسته»، درسته؟
    اینو نشنیدم قبلاً
    کن

پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس گوگل+

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google+ خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

درحال اتصال به %s