تولد تازه: بخش سوم – خداشناسی اصلاحات، فقط تولیپ نیست!


Grace-Alone_620  در دو هفتۀ گذشته، به بررسی آموزۀ تولد تازه، نوزآیی،پرداختیم.

همینطور که می دانید، اساس و بستر صحبتهای ما در سه ماه گذشته، روی بنیاد الهیات اصلاحات بوده است و قرار است تا آموزه هایی را که از چشم انداز این خداشناسی تعریف می شود، مورد بررسی قرار دهیم.

اگر دقت کرده باشید،من در این سری دروس،خودم را محدود به 5 نکته تولیپ نکردم(1. تباهی کامل،2. انتخاب شدن بدون شرط، 3. کفارۀ محدود،4. فیض غیر قابل مقاومت، 5.ثبات قدم مقدسین(امنیت نجات) ). هر چند 5 نکته تولیپ، بخشهای اساسی این خداشناسی کتاب مقدسی است، اما خداشناسی اصلاحات به این 5 نکته ختم نمی شود.

بدون اینکه فرصت زیادی را صرف مقدمه کنیم، اجازه بدهید وارد ادامه مبحث شویم.

اما رخصت دهید به چند نکته اشاره کنیم، به مباحثی که مشخصا اشاره کردیم و مطالبی که ضمنی گفته شد:

 اول

اینکه نوزایی، تماما کاری الهی است؛ یعنی انسان در تولد روحانی خودش، اصلا دخالتی ندارد و توانایی از نو مولود شدن را ندارد.

یک نکتۀ عقلانی!

این نکته که انسان توانایی از نو مولود شدن را ندارد منطقا نیز قابل دریافت است:

اگر نوزایی را یک معلول بدانیم، علت وجودی آن نمی تواند خود آن معلول باشد! زیرا این نیازمند آن است که معلول (دراینجا انسان)، پیش از موجود شدن(نوزایی)، موجود بوده باشد(به صورت علت) تا خودش را به وجود آورد! و این عقلا امکان پذیر نیست. اصطلاحا می توان گفت که: سِبقت(پیشی گرفتن) وجودی شیئ بر خودش، غیر ممکن است!

دوم

در این تولد دوباره، کار حیات بخش خدا، روی فهم و ادراک ما نیز تاثیر می گذارد که من به آن «تنویر روحانی» می گویم. خدا، در تولد تازه، افکار ما را باز کرده، فهم و درک امور روحانی را به ما می بخشد؛ چشمهای روحانی ما باز می شود.

(برای نمونه ر.ک: اول قرنتیان 2: 12- 13، دوم قرنتیان 4: 6 ، افسسیان 1: 18، فیلیپیان 1: 9، کولسیان 3: 10، اول یوحنا 4: 7)

انسانی روحانی، یعنی کسی که از بالا زاده شده است، معانی روحانی حقایق را می فهمد؛ به عنوان مثال، انسان نفسانی، یعنی آن انسانی که تولد تازه ندارد، حیات ندارد، و هنوز در گناهان خویش است، چنین انسانی، وقتی می شنود که خدا رحیم است، او این جمله را از لحاظ گرامری و ظاهری می فهمد اما درک و فهم انسان روحانی، یعنی آن کسی که تولد تازه دارد، با وی متفاوت است؛ آنانی که تولد تازه دارند، این حقیقت را فهمیده، درک کرده، عمیقا احساس کرده، با آن رابطه برقرار می کنند.

انسان نفسانی مانند شخص نابینایی است که واقعیت دنیا را، خورشید و درخت و دریا و میز را می شناسد، و توانایی توضیح واژگانی آنها را دارد، اما سطح درک و فهم وی، در یک مرتبۀ ابتدایی قرار گرفته است که به گستردگی و عمق دریافت تجربی یک شخص بینا نیست؛ اما زمانی که چشمان وی باز می شود، آن خورشید و درخت و دریا و میز، برای وی بُعد تازه ای پیدا می کند، بُعدی که در زمانی نابینایی هرگز قادر به دریافت آن نبوده است.

وضعیت افرادی که تولد تازه ندارند، همانی است که مسیح گفت: «آیا چشم دارید و نمی بینید و گوش دارید و نمی شنوید؟…(هزارۀ نو، مرقس 18:8)

این حقایق الهی که شخص روحانی دریافت می کند از درک والاتر و  تاثیر بخشی عمیقتری، در قیاس با آنچه از زبان دیگران جاری می شود، برخورداند.  معلمین مذهبی می توانند در خصوص حقایق الهی با ما صحبت کنند اما تنها زمانی که روح خدا تنویر روحانی ببخشد، تنها آن زمان است که این حقایق جان پیدا می کنند. مسیح گفت:

…کلامی که من به شما می‌گویم، روح و حیات است. (قدیم، یوحنا 6: 63)

انسانها می توانند در خصوص قدوسیت، محبت و زیبایی الهی صحبت کنند، اما تا زمانی که از روح خدا منور نشده باشیم، این واژه ها و مفاهیم در زندگی ما جان نداشته، اساس زندگی ما را تغییر نخواهند داد. به همین خاطر دانش روحانی بدون تولد تازه، جهل است و اما تنویر روحانی که در تولد تازه به ما بخشیده می شود، دانش روحانی و حقیقی است.

عیسی مسیح به رهبران مذهبی یهود که در خصوص کتاب مقدس می دانستند گفت:

«عیسی جواب داد که نه مرا می‌شناسید و نه پدر مرا. هرگاه مرا می‌شناختید پدر مرا نیز می‌شناختید.»(قدیم، یوحنا 19:8)

«در جواب ایشان گفت، دانستن اَسرار ملکوت آسمان به شما عطا شده است، لیکن بدیشان عطا نشده،»(قدیم، متی 11:13)

پولس رسول در این زمینه می گوید:

امّا انسان نفسانی امور روح خدا را نمی‌پذیرد زیرا که نزد او جهالت است و آنها را نمی‌تواند فهمید زیرا حکم آنها از روح می‌شود. (قدیم، اول قرنتیان 2: 14)

سوم 

نکتۀ سومی که باید در خصوص تولد تازه بدانیم این است که ارادۀ انسانی را تازه می کند؛ اگر به خاطر داشته باشید، گفتیم که انسانی که در گناهان خودش مرده است، آزادانه بر طبق طبیعت فاسدش، به آنچه که تمایل دارد، روی کرده، گناه می کند. ارادۀ آزاد انسان، آزادانه، تنها عداوت با خدا را بر می گزیند اما تولد تازه این ارادۀ انسانی را، ارادۀمخلوق را، احیا می کند به نوعی که اکنون انسان توانایی دارد تا امور خدا را انتخاب کند.

آیا حزقیال 11: 19 را بیاد می آورید؟ این آیه بارها خوانده شده، بدون اینکه در این خصوص توضیح کافی شنیده باشیم:

«… در اندرون‌ ایشان‌ روح‌ تازه‌ خواهم‌ نهاد و دل‌ سنگی‌ را از جسد ایشان‌ دور کرده‌، دل‌ گوشتی‌ به‌ ایشان‌ خواهم‌ بخشید.»(قدیم)

نگاهی به چند آیه

همینطور حزقیال 36: 27- 28

27″روح خود را در اندرون شما خواهم نهاد و شما را پیرو قوانین خود خواهم ساخت تا با دقّت دستورات مرا بجا آورید. 28   آنگاه در سرزمینی که به نیاکان شما دادم، زندگی خواهید کرد و قوم من خواهید بود و من خدای شما خواهم بود.»(مژده)

شما را در هر عمل نیکو کامل گرداناد تا ارادة او را بجا آورید و آنچه منظور نظر او باشد، در شما به عمل آوَرَد بوساطت عیسی مسیح که او را تا ابدالآباد جلال باد. آمین. (قدیم، عبرانیان 13: 21)

13 زیرا خداست که در شما برحسب رضامندی خود، هم اراده و هم فعل را به عمل ایجاد می‌کند. (قدیم، فیلیپیان 2: 13)

و البته آیات بسیاری دیگر نشان می دهد که روح خدا، به وسیلۀ عمل نوزآیی، ارادۀ ما را توانا می سازد تا در ارادۀ او حرکت کرده، تصمیم گرفته، از او اطاعت کنیم. بنابراین خدا در تولد تازه، قلب و ارادۀ ما را نسبت به تقدس متمایل کرده، از گناه بی زار می سازد.

داود هم کراراً در مزامیر از خدا در خواست می کند و می گوید:

دلم را به اطاعت از اوامرت مایل گردان… (مژده، مزمور 119: 36)

چشمانم را از دیدن بطالت بگردان، و در طریق خود مرا زنده ساز. (قدیم، مزمور 119: 37)

14 و زنی لیدیه نام، ارغوان فروش، که از شهر طیاتیرا و خداپرست بود، می‌شنید که خداوند دل او را گشود تا سخنان پولُس را بشنود. (قدیم،اعمال 16: 14)

این کاری است که روح القدس و تنها خدا قادر است در روحهای ما انجام دهد؛ این کاری است که انسان نمی تواند با قرار گرفتن در جایگاه خدا آن را انجام دهد؛ انسان قادر نیست تا چنین تغییر عظیمی را در انسانی دیگر ایجاد کند. مهم نیست که واعظی برجسته و زبردست، سخنگویی شیوا و معلم کلام بسیار ماهری باشیم، این کاری است که تنها روح القدس در زندگی ها انجام می دهد. کلام حقیقتی که در آن حیات است، از طریق واعظ کلام، که هر کدام از ما می توانیم باشیم، جاری می شود اما کار اصلی و نهایی را خداوند انجام می دهد و قلبهای سنگی را به قلبهایی تبدیل می کند که برای اوامر خداوند تمایل پیدا می کند. ارادۀ ما را نو ساخته، قادرمان می سازد تا بتوانیم به انجیل خدا، لبیک بگوییم.

الیهاتدان بنام، ویلیام شِدWilliam Shedd ) ( در خصوص این تولد تازه زیبا می گوید؛ او می گوید که «در تولد تازه، سرشت روحانی، سرشت روحانی را لمس می کند. خدا انسان را لمس می کند. خدا و انسان دو ماهیت متفاوت از هم هستند اما در تولد تازه، خدا به انسان بسیار نزدیک می شود، حتی نزدیکتر از زمان خلقت و نزدیکتر از زمانی که هر روزه در زندگی تو عمل می کند. » [1]

بوسۀ آسمانی

نامی که من بر روی تولد تازه گذاشته ام، بوسۀ الهی است؛ خدا از آسمان انسان گناهکار را می بوسد و این بوسۀ آسمانی، روح حیات را در روح مردۀ وی می دمد و او را از نو زنده می سازد؛ او را به روحی تبدیل می گرداند که عاشق خدا می گردد و او را متابعت می کند.

چهارم

چهارمین نکته ای که در خصوص آن صحبت کردیم، این است که انسان در خصوص تولد تازه، منفعل است، غیرفعال است، تابع است.

خداوند بخشنده است و انسان دریافت کننده. انسان در گناه مرده است و قادر نیست زندگی حیات بخشی را که منجر به پارسایی بشود تولید کند.

پنجم

نکتۀ پنجم، از نکتۀ چهارم، یعنی نکتۀ قبلی سرچشمه می گیرد؛ از آنجایی که انسان در خصوص تولد تازه منفعل است، بنابراین قادر به همکاری با خدا در این باب نیست. شرط همکاری، این است که هر دو با هم هماهنگ باشند، یعنی نوعی انسجام و هارمونی بین خدا و انسان باشد اما کلام خدا به ما می آموزد که انسان در وضعیت دشمنی با خدا قرار دارد. رومیان 8: 7 می گوید که: «…تفکّر جسم دشمنی خدا است،»(قدیم)

دو واژۀ الهیاتی در این خصوص وجود دارد که یکی به همکاری انسان با خدا در نجات اشاره دارد که به آن سینرجیزم می گویند و دیگری به کار نجاتی که یکطرفه از سوی خدا برای ما انجام می شود، به آن مونورجیزم می گویند. نکته دیگر در خصوص نوزآیی این است که این یک راز است. آنچه دقیقا در این زمان اتفاق می افتد، برای ما یک راز است.  می دانیم که در گناه مرده بودیم، و اکنون زنده هستیم، و این مرگ و حیات، یک امری رازآلود است.  نمی دانیم که دقیقا چگونه اتفاق می افتد و اینکه خدا با ما چه می کند که ما از نو مولود می شویم. عیسی مسیح، روح القدس را به باد تشبیه می کند که هر کجا می خواهد می وزد و ما صدایش را می شنویم، ولی نمی دانیم از کجا می آید و به کجا می رود، تولد تازه هم به همین شکل است ر.ک یوحنا 3: 8.

کتاب مقدس این زندگی جدید را، این نوزایی را پدیده ای می داند که تمامیت ما را تحت تاثیر خود قرار می دهد.  کلام خدا در دوم قرنتیان 5: 17 می گوید که  17   پس اگر کسی در مسیح باشد، خلقت تازه‌ای است؛ چیزهای کُهنه درگذشت، اینک همه‌چیز تازه شده است.(قدیم)

چون این اتفاق در درون ما انجام می شود و زندگی های ما را تغییر داده به ما حیات می بخشد، بنابراین می توانیم بگوییم که تولد تازه، یک امری آنی است و در یک زمان اتفاق می افتد و اینکه برخی معتقد هستند که تولد تازه، فرایندی تدریجی است، به نظر با شواهد کتاب مقدس همخوانی ندارد. ما در یک زمان متولد می شویم و پس از آن رشد روحانی شروع می شود. ممکن است، زمان دقیق آن را ندانیم و یا به وقوع آن هوشیار نباشیم، اما نتایج آن را در زندگی خود در طی زمان می بینیم.

ششم

 اما نکتۀ ششم این است که تولد تازه، در زندگی های ما باید میوه آورده، یا به اصطلاح، ثمر بخش باشد.

در اول یوحنا 3: 9 آمده است:

هر که از خدا مولود شده است، گناه نمی‌کند زیرا تخم او در وی می‌ماند و او نمی‌تواند گناهکار بوده باشد زیرا که از خدا تولّد یافته است.(قدیم)

این به آن معنی نیست که ایمانداران به عیسی مسیح زندگی کامل و بی نقص و بی گناهی خواهند داشت بلکه این بدان معناست که استمرار در گناه و در گناه باقی ماندن از زندگی آنها رخت خواهد بست.

شاید اگر بخواهیم از این دیدگاه، تولد تازه را نوع دیگری تعریف کنیم، به جای اینکه بگوییم، شخصی که تولد تازه دارد، گناهکار نیست، بهتر است بگوییم که شخصی که از نو مولود شده است، مطیع مسیح است.

این در خصوص این  نوع نگرش در باب 2 اول یوحنا ( آیه 29 ) می خوانیم:

اگر فهمیده‌اید که او عادل است، پس می‌دانید که هر که عدالت را بجا آوَرَد، از وی تولّد یافته است.(قدیم)

نکتۀ آخر

و اما نکتۀ آخر که من خودم هم به بدان قبلا توجه نکرده بودم در اول یوحنا 5: 18 است که می گوید:

18   و می‌دانیم که هرکه از خدا مولود شده است، گناه نمی‌کند بلکه کسی که از خدا تولّد یافت، خود را نگاه می‌دارد و آن شریر او را لمس نمی‌کند.(قدیم) جالب توجه است که واژه ای که در اینجا «خود» ترجمه شده است در یونانی معنای «او» نیز می دهد، چنانکه در ترجمۀ NASB  این واژه، him ترجمه شده است؛ از این منظر می توان آیه را این گونه نیز ترجمه کرد که: … بلکه کسی که از خدا تولّد یافت، او را نگاه می‌دارد… ؛ که این بدان معناست که این خداست که ما را نگاه می دارد. به هر حال، شخصی که از نو مولود شده است، از حملات شریر مصون است. با اینکه ممکن است مورد حملات قرار بگیرد، اما یوحنای رسول می گوید، کسی که در ماست بزرگتر و قویتر است از آنکه در دنیاست.

 

نویسنده: ادوین کشیش آبنوس

نوامبر 2014

ویراستار : فرید (نتنائیل)، منچسترِ انگلستان

 

 

 

[1]    ص767 الهیات نظاممند ویلیام شِد

1 دیدگاه برای “تولد تازه: بخش سوم – خداشناسی اصلاحات، فقط تولیپ نیست!

پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس گوگل+

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google+ خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

درحال اتصال به %s