مقایسه خداشناسی کلیسای کاتولیک و پروتستانیزم- اعتراض کاتولیکها: بخش چهارم


protestant-reformation-art به دنیای آشفته خود نظری افکنید!

 در مباحثات و گفتگوهایی که (برای توافق) انجام می گیرد، یکی از نکاتی که کلیسای کاتولیک به آن تاکید می ورزد اعتقاد ایشان به داشتن اقتدار تعلیمی (آنچه در بالا نام برده شد) و داشتن توازن، تعادل و انسجام الهیاتی می باشد، که آن را در قیاس با کلیساهای پروتستان داده، مدعی می شود که پروتستانها در هیچ آموزه ای توافق نظر نداشته، کلیساهای خود را تبدیل به بازار آشفته ای ساخته اند که هر گروه، تفسیر خود را برحق می داند. سپس این پرسش مطرح می شود: مسیح هرگز مایل نیست که کلیسا در چنین تشویق و آشفتگی قرار گیرد، بنابراین آنچه کلیسای کاتولیک ارائه می دهد، باید راه صحیح و اقتداری باشد که از طرف خدا منصوب گشته است. کلیسایی که تنها یک تفسیر را ارائه می دهد و اعتماد شما به این اقتدار تعلیمی شما را از هرگونه ابهام و تشویش بدور نگاه خواهد داشت.

اما آیا واقعأ این چنین است؟ آیا با سرسپردگی به کلیسای کاتولیک و تعالیم آن، ما را به تعالیم تاریخی و نظرات واحد پدران کلیسا متصل می سازد؟ البته اجازه دهید اعتراف کنم که چنین ادعایی بسیار جذاب است و مطمئنا شنوندگانی را که هوشمندانه صحت این گفته را ارزیابی نمی کنند، می تواند براحتی متقاعد سازد که آنچه ایشان از کلیسای کاتولیک مشاهده می کنند، منعکس کننده امین نظرات واحد پدران کلیسا است که در طی تاریخ دو هزارساله در مقابل هرگونه آلایش مقاومت کرده و امروز تعالیم ناب رسولی را به ما ارائه می دهد. مسلمأ چنین تصویری که از کلیسا ترسیم می گردد در مقابل شاخه های گوناگون پروتستانیزم که در ابهام و آشفتگی به سر می برند زیباتر و خواستنی تر است.

آنچه کلیسای کاتولیک به دنیای مسیحی ارائه می دهد، تعلیم صحیح و تاریخی کلیسا است. ایشان می گویند، آیا مایلید معنای انجیل را دریابید؟ به کلیسای کاتولیک اعتماد کنید. آیا مایل هستید که حقیقت را در خصوص مریم مقدس بدانید؟ به کلیسای کاتولیک اعتماد کنید. آیا مایل هستیم تعلیم صحیح را در خصوص تعمید آب بدانید؟ به کلیسای کاتولیک اعتماد کنید. اما آیا چنین ادعایی صحت دارد؟ آیا مایل هستید این ادعا را به چالش کشیده و صادقانه ارزیابی کنید؟

پروتستانیزم معتقد است که ادعای مصون از خطا بودن و اقتدار تعلیمی اقتدار ناپذیر کلیسای کاتولیک، توهمی بیش نیست.

پیش از هر چیز اجازه دهید بگویم که کلیسای مدرن کاتولیک آن کلیسای تاریخی روم نیست. آنچه امروز به عنوان کلیسای کاتولیک می شناسیم، با کلیسای که در قرن یازدهم، هشتم و سوم بعد از میلاد وجود داشت کاملا متفاوت است. (در خصوص این تغییرات در ادامه مقاله پرداخته خواهد شد) مطمئنأ اسقفهای کلیسای کهن روم، اگر با کلیسای مدرن کاتولیک روبرو می شدند و آموزه های آن را می دیدند، این کلیسا را با آنچه خود در زمان خویش داشتند یک نمی دانستند.

استدلالی که ایشان ارائه می دهند در همان آغاز فرو می پاشد. به ما گفته می شود که پروتستانها نمی توانند بطور یقین تفسیری را ارائه دهند، زیرا که اقتدار الهیاتی پروتستانها، تنها خودشان هستند. از آنجایی که کلیساهای پروتستان، اقتدار کلیسای کاتولیک را رد می کنند، ایشان تنها با روح خدا و کتاب مقدس واگذارده شده اند و حال به نتیجه آن بنگرید، هر گروهی، مدعی است که تفسیر ایشان برخواسته از کلام و هدایت شده توسط روح خدا است. ایشان می گویند این آشفتگی بجهت تفسیر شخصی گروه های پروتستان است. اما پرسش این است که آیا آنچه کلیسای کاتولیک به عنوان تفسیر کلام و آموزه کتاب مقدسی ارائه می دهد، قابل اعتماد است و می تواند به صحت آن یقین داشت؟ این کلیسای تصمیمی گرفته و الگویی را بنا نهاده و مطابق این الگو به پیش می رود. این الگو می تواند اشتباه باشد همانطور که هر مجموعه مذهبی برای خود موازین و الگوهایی را تعیین می کند و در حقیقت، ایشان نیز ادعا می کنند که آن را از خدا یافته اند. پیامبر مورمونها نیز مدعی است که وی مالک این بخشش و اقتدار الهی بوده و آنچه تفسیر را که می کند صحیح و روشن کننده کتب است و اعلام می کند که آیات و نشانه ها تصدیق کننده این ادعا است. امروز پس از یک و نیم قرن، ده میلیون نفر از مورمونها با این باور او را پیروی می کنند. مجموعه مذهبی شاهدان یهوه نیز الگویی را طرح نموده اند که اقتدار مذهبی و تعلیمی این گروه را تعیین می نماید، ساختاری که میلیونها نفر را در سراسر جهان رهبری می کند.

آنانی که خانواده ای کاتولیک با چنین ساختاری متولد می شوند، ممکن است حقانیت این نظام را نقد نکنند اما اگر کسی مایل به پویستن به این کلیسا باشد، حتمی برحق بودن این اقتدار برای وی پرسش برانگیز خواهد بود. آنچه کلیسای کاتولیک در خصوص مصون از خطا بودن و اقتدار تعلیمی و مذهبی و تنها مفسر صحیح کتاب مقدس ادعا می کند، یکی از ادعاهای بی شماری است که در دنیای مسیحیت موجود است. اینکه به کدام یک از این ادعاها لبیک گفته و به سرسپرده کدام یک از این نظام خواهیم گشت، انتخابی است که شخص باید خود به تنهایی انجام دهد. بنابراین این گفته که کلیسای کاتولیک اقتداری تعلیمی است که مصون از خطا می باشد و تنها مفسر برحق کلام خداست، توهمی بیش نیست.

 تهمت بزرگ

 مبحث اطمینان کامل در صحت تفسیر کلام، موضوعی است که بر علیه پروتستانیزم مطرح می شود. گمان می کنند تا شخص اطمینان کامل و یقین تامی از درستی چیزی نداشته باشد، اعتماد بر موضوع نیز امری محال است. آیا اگر تمام حقیقت را در خصوص چیزی ندانیم، آیا به معنی فقدان فهم راستی در جزء نیز می باشد؟ عدم داشتن عمل تام به معنی نبود علم جزء نیست. به عنوان مثال، هم اکنون که در حال نوشتن این مقاله هستم، چراغی که بر بالای میز کار من روشن است، حاصل جریان الکتریسیته و فعل و انفعالات شیمیایی گازها در لامپ برق است. با اینکه از فرمولهای ریاضی و جریانات شیمیایی و سایر محاسبات علمی که در روشن شدن چراغ سهم دارند آگاه نیستم، به این معنا است که اساسأ هیچ شناخت واقعی (حتی هم محدود و جزئی) از روشن شدن چراغ ندارم؟

در حوزه ایمان نیز به همین گونه است، با اینکه دانش کامل و تام در خصوص امور الهی نداریم، اما شناخت جزئی اما واقعی قابل کسب می باشد. در حقیقت کسی جز خدا در خصوص خود، دانش کامل و بی نقص ندارد. همانطور که می دانید، مخلوقات قادر نیستند تا تمامی کنه خالق خود را بشناسد، بلکه آنچه در خصوص او می دانند، همانی است که بر وی آشکار گردیده و قابلیت ها و ظرفیت محدود وی به او رخصت درک آن را می بخشد. شناخت ما از کلام زنده خدا، که همان مکاشفه ای است که از خود و فدیه بشر به ما بخشیده به همین صورت می باشد. کلیسا خود را برای تفتیش و فهم این مکاشفه تجهیز کرده، در تلاش است تا در صداقت و بدور از اشتباه این مکاشفه ناب الهی را درک، و برای بکارگیری در زندگی مسیحی تفسیر نماید، اما هوشمندترین معلمین، مجهزترین مفسیرین و کارکشته ترین خادمین، قادر نخواهند بود آن را در تمامیت خود فهمیده و درک بی نقص و عاری از سوتفاهم داشته باشند.

اما درست در همین جا، کاتولیکها خواهند گفت: ببینید، خودتان اعتراف کردید که فهم شما از کتاب مقدس ناقص و اشتباه است! به همین جهت شما نیازمند به اقتدار تعلیمی هستید که مصون از خطا باشد. به کلیسای کاتولیک بپیوندید.

آیا ما به عنوان مخلوقات محدود نیستیم؟ بله، البته چنین هستیم. آیا خداوند مکاشفه خود در چارچوب کتاب مقدس به ما انسانهای محدود با قابلیتهای محصور نبخشیده است؟ البته او چنین کرده است. آیا گمان می برید خدا از اینکه در فهم و درک کتاب مقدس در چالش هستیم در شگفت است؟ آیا فکر می کنید خدا از اینکه کلیسا در بسیاری مطالب دارای یک فهم منسجم نیست جا خورده است؟ هرگز.

آن «تهمت بزرگی» که در مورد آن خدمت شما می نویسم اشاره به مقاومت و رد باوری از طرف کلیسای کاتولیک است که در زمان اصلاحات محبوب گشته بود. اصلاحگران بر این عقیده بودند که هر شخص، اعم از زن و مرد، ثروتمند و مستمند، با سواد و بی سواد، به عنوان کاهنین در حضور خدا، در برابر باورها و اعتقادات خود مسئولند.  این باور کهانت فردی هر ایماندار را اعلام می کرد. مارتین لوتر و دیگر اصلاحگران، کشاورزان، دکان داران، زنان و مردان را تشویق می کردند که کتاب مقدس را برداشته و خود آن را بخوانند. هر کس این حق را دارد تا کتاب مقدس را برای خود بخواند و برای فهم آن تلاش کند. و این باور، جنجالهای بسیاری را بوجود آورد. آیا می توان کتاب مقدس را منفک از اقتدار تعلیمی و تفسیر کلیسا و کشیش خواند؟

اما آیا خدا ما را در قبال باورها و اعتقاداتمان پاسخگو نخواهد دانست؟ کتاب مقدس به ما تعلیم می دهد که کتاب مقدس را تفتیش کنیم و «همه‌چیز را تحقیق کنید، و به آنچه نیکو است متمسّک باشید. » (اول تسالونیکیان 5: 21)

ایشان برای نادرست بودن این آموزه به هرج و مرج کلیساهای پروتستان اشاره می کنند و آن را سندی آشکار برای برحق نبودن این باور می دانند. از یک جهت این صحبت صحیح است، اگر مدیریت مرکزی که کنترل عقاید را در دست داشته باشد موجود نباشد، نتیجه آن تفاوت نظرها و گوناگونی باورها خواهد بود. مشکل اینجا است که فهم و درک در خصوص کهانت ایمانداران درست نیست. کهانت هر فرد ایماندار به این معنا نیست که کلیسایی نیست و معلم و شبان جایگاه اساسی ندارند. این بدان معنی نیست که برای فهم به یکدیگر نیاز نداریم و یا نباید به گذشته، به ایمانداران و مقدیسینی که چیزی برای ارائه دادن دارند نگران نباشیم. این به آن معنی نیست که باید از خانه اول شروع کنیم. این بدان معنی نیست که پشت خود را به مقامات کلیسایی کرده، هر که برای خود نظری را ارائه داده، نهضت و جنبشی نو خلق کند. هر چند ممکن است چنین چیزی اتفاق بیافتد اما کاربرد این آموزه این نیست. در ادامه این مقاله در خصوص پرورش یک آموزه صحبت خواهیم کرد، اما باید در همان حال در نظر داشته باشیم که کهانت فردی یک ایماندار به این معنا نیست که حد و حدود و حصاری موجود نیست بلکه تعهد و سرسپردگی به کلیسا و شیوخ، نکته ای است که کتاب مقدس به ما می آموزد و همینطور هر یک از ایمانداران باید به پذیرش کلام به عنوان چوبخط و همگون نهایی برای آزمون آموزه ها متعهد باشند.

در نهایت هر یک از ما بصورت انفرادی در حضور خدا برای باورهای خود پاسخگو هستیم و تقصیر اشتباهات خود را نمی توانیم به گردن کسی دیگر انداخته، او را مسبب و بانی باورهای خود بدانیم. هر یک از ما باید در ارزیبای باورهای خود کوشا بوده، وجدان خویش را در حضور حق منزه نگاه داریم.

تلخیص و گردآوری : ادوین کشیش آبنوس

فوریه 2014

پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس گوگل+

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google+ خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

درحال اتصال به %s