مقایسه خداشناسی کلیسای کاتولیک و پروتستانیزم-تشخیص موضوع بحث: بخش دوم


OLYMPUS DIGITAL CAMERAابهام

بسیاری در مباحثات سیاسی، اجتماعی، مذهبی برای اینکه بتوانند حرف خود را بر کرسی بنشانند و ضعفهای نظام باورهای آنها مشهود نباشد، دست به ایجاد ابهام و مشوش کردن گفتگوها می کند. زمانی که مه غلیظ ابهام وارد صحنه می گردد، موجبات گیجی و از دست دادن قابلیت اندیشیدن صحیح را بوجود می آورد. گاهی عمدأ و برخی اوقات هم سهوأ بجهت دشوار بودن موضوع مورد بحث، این مه گیچ کننده دیدگان تعقل ما را کم سو می کند. اما منظور من در اینجا، مه های طبیعی نیست، بکه مقصود ابهام و گیجی خودساخته است که طرفین مباحثه برای کتمان ضعف استدلال و برملا گشتن اشتباهات الهیاتی خویش بوجود می آورد، فضایی که سو و جهت خود را از دست داده، گفتگوها به هر سو کشانده می شود. ارائه اطلاعات نامربوط و مطرح کردن موضوعاتی غیرمرتبط به سیر گفتگوها، اذهان شنوندگان را مشوش ساخته، از این ابهام برای پوشش و فرار بهره می گیرد. یکی دیگر از مشکلات و یا شاید حداقل بگویم چالشهایی که در دنیای مدرن با آن روبرو هستیم، عدم تمرکز و فقدان قابلیت ارزیابی مباحثات می باشد. جامعه امروز ما، قدرت تمرکز، توجه و ارزیابی بجای موضوعات را از دست داده است و تنها به سنجش دیگران برای پذیرش و رد موضوعات اکتفا می کند. دنیایی که رسانه ها آن را به لگام خود در آورده اند، این قدرت را از جامعه امروز صلب کرده است تا مستقلانه جویای حقیقت باشد و واقعیتها را ارزیابی کرده، صحبت و سقم آنها را دریابد. کلیساها نیز در این مسئله بی تقصیر نیستند. معلمین تنها چشم اندازهای الهیاتی را که خود به آن معتقدند را تعلیم می دهند و دانش آموزان کلام را تنها با بخشی از جامعه مسیحیت آشنا می گرداند.
اما اجازه بدهید به این تشویشی که پیشتر اشاره کردم بازگردیم. بسیاری از ابهامات برخواسته از احساسات شخصی و حراس از مخدوش شدن هویت مذهبی ما بر می خیزد. هنوز بسیاری از کاتولیکها و پروتستانها، احساسات جریحه دار شده، کاتولیکها و پروتستانهای قرن شانزدهم را در دلهای خود حمل می کنند و هرگاه به بحث می نشینند، تنها چیزی که بگوش می رسد، اتهمات و سرزنشهای بی جایی است که در مباحث منطقی و خداشناسی صادقانه جایی ندارد. از این می حراسیم که هویت مذهبی ما مضروب نگردد و عمارت سنتها و باورهای شخصی ما (که شاید هم پیشینیان به عاریه گرفتیم) ویران نگردد. اجازه دهید پیش از هرچیز این پیش فرضهای نادرست، احساسات شخصی و مه غلیظ ابهامی را که خود ساخته ایم (جهت اجتناب از گفتگو) به کنار زنیم و به به مسائل اساسی و مهمی که شایسته توجه هستند، بپردازیم.

معیار دوگانه

حتمی شما هم مانند من از دورویی منزجرید و به نوعی توهین می شمارید، اما حقیقت این است که همه ما گاهی خود متهم به دورویی هستیم. هر چقدر بیشتر بر روی گفتگوی صادقانه و عادلانه تاکید می ورزیم، دورویی خود را بیشتر از دیگران مشاهده می کنیم، اما آنانی که چشمان خود را به معیارهای دوگانه خود می بندند، بیشتر از هر شخصی، طرف گفتگو را متهم به دوروئیی می کنند.
کراهت حفظ دوگانگی معیار در این است که مدعی هستیم که از خداوندی دفاع می کنیم، و پیغامی پشتیبانی می کنیم که خود را «حقیقت» می خواند، اما شاید بسیاری از ما در دروغ به این خدمت مشغولیم. از راستی به وسیله ناراستی دفاع می کنیم. از عیسی مسیحی که خود را حقیقت خواند، با دروغ حمایت می کنیم. وه که چه دورویی زشتی.
باید به عنوان مسیحیان که پیروان راستی هستیم، خود را به اصول راستی بی آراییم و در صداقت لب به سخن بگشاییم. گاهی چنان سنتهای باوری اهمیت پیدا می کنند که شخص برای حفظ آنها، حاظر است تا حقیقتی را که از طرف مقابل می شنود را بی اعتبار نماید. به جای اینکه به نظام اعتقادات خود را بازسازی نموده، سنتهای الهیاتی خویش را بازبینی نماید، پشت به حقیقت می کند و در چشمان خود را به واقعیت می بندد.
گمان نمی کنم هیچ کدام از ما (چه پروتستان و چه کاتولیک) مایل باشیم که دیگران ما را با معیار دوگانه خود بسنجند. شاید بهتر است از خود بپرسیم. اگر چوب خطی را که برای کلیسای کاتولیک و یا خداشناسی پروتستان بکار می برم، برای باورهای خود نیز بکار خواهم برد؟ حقیقت والاتر، ارزشمندتر از سنتهای من است. راستی برجسته تر و گرانبهاتر از، پیروزی من در یک مباحثه است. تعهد به راستی، ویژگی باورمند به مسیح و انجیل راستین وی است.
راجر السن، الهیات دان و تاریخ دان مسیحی می گوید که پیش از اینکه بگوییم، «مخالف هستم» باید بگوییم، «فهمیدم». صداقت لازمه گفتگو سازنده است. پیش از اینکه بر خداشناسی که با آن مخالفید بتازید، اصول اعتقادات آن را به صداقت مطرح کنید. پیش از اینکه نتیجه گیری کنید، آنچه را که طرف مقابل اعلام می دارد را بی کم و کاستی مطرح کنید. شاید بسیاری ما این تجربه ناخوشآیند را داشته ایم که به باوری متهم گشته ایم که هرگز به آن معترف نبوده ایم. همین احساس باید ما را نیز در این خصوص که دیگران را به ناحق تعریف نکنیم، حساس سازد. این انضباطی است که همه ما باید در آن ممارست نماییم. ویژگی که مسیحیان در دفاع از راستی باید در خود بپرورانند. این کیفیت مسیحی، زمانی شکوفا شده به خدمت راستی می گرود که با خصلت دیگری از آن پیشی بگیرد، یعنی فروتنی. بیاد داشته باشیم که استدلالها و براهین ما اگر بر تعریفی نادرست از آموزه های طرف مقابل بنا شده باشد، اعتبار کل نظرات ما را مخدوش خواهد ساخت. دیگر گوش شنوایی نخواهیم داشت. دیگر فرصت مباحثه و دفاع از حقیقت (که آن را در دروغ پشتیبانی کرده ایم) برای ما باقی نخواهد ماند. مهمتر از آن، مسیح با چنین کاری جلال نمی یاد!
مایل هستم که این را هم اضافه کنم که در کنار مستندات کلیسای کاتولیک که تعالیم رسمی این کلیسا را درج کرده است، در بین الهیاتدانان کاتولیک، در بین اسقفان و کاردینالهای این کلیسا، نظرات و چشم اندازهای متفاوتی نیز وجود دارد که هرکدام نفوذ بسیاری زیادی بر پرستش کاتولیکها در سرار جهان گذاشته است. به عنوان مثال در خصوص آموزه تکریم مریم ما با دو گروه ماکسیمالیستها و مینیمالیستها، می توان اشاره کرده که گروهی برخی از آموزه های تکریم مریم را تایید کرده و تعلیم داده و برخی نیز با آنها موافق نیستند.

تمرکز در مباحثه

همانطور که اشاره کردم، در گفتگوهای الهیاتی، (در این خصوص: خداشناسی کلیسای کاتولیک و پروتستانیزم) مباحثات به سوی موضوعاتی سوق می یابد که اساسی و مهم نیستند. این بدان معنی نیست که مسائل «دیگر» و غیربنیایدی ارزش مطرح شدند ندارند، اما نخست باید اصول را ارزیابی کرد و فرصت را به مسائلی بخشید که بستر اختلافات را شکل داده است.
موضوع اساسی و بنیادی در بین گفتگوهای این دو خداشناسی، انجیل عیسی مسیح است. اما در نظر داشته باشیم، در راستای گفتگوهایی که در این خصوص مطرح می شود، آموزه های دیگری نیز وارد صحنه می شوند که مستیقم و یا غیر مستقیم در تعریف انجیل نقش اساسی و مهم ایفا می کنند. بنابراین گفتگو در باب این سری تعالیم نیز، به نوبت و ترتیب خود لازم است. موضوعاتی نظیر، کتاب مقدس، اقتدار کلیسا، سنت و غیره، زیرا که این این آموزه ها در تعریف انجیل تاثیر بسزایی دارند. نمونه هایی که در بالا اشاره شد، و نمونه های دیگر، در زیر چتر موضوع اصلی، یعنی انجیل باید بررسی گردد. بنابراین موضوعات غیراساسی هر آنچه را شامل خواهد شد که در تعریف آموزه انجیل نقشی ندارد.

تلخیص و گردآوری : ادوین کشیش آبنوس

فوریه ۲۰۱۴

1 دیدگاه برای “مقایسه خداشناسی کلیسای کاتولیک و پروتستانیزم-تشخیص موضوع بحث: بخش دوم

پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس گوگل+

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google+ خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

درحال اتصال به %s