مقایسه خداشناسی کلیسای کاتولیک و پروتستانیزم-مقدمه: بخش اول


Catholics-vs-Protestants-2آیا هنوز جدالهای الهیاتی اهمیت دارند و یا دیگر دوران آن بسر آمده است؟ آیا نباید امروز از همه اختلافات خداشناسی دست بشوریم و به هم بپیوندیم؟ آیا نباید به جای آنکه چه چیز ما را از هم جدا می سازد به چه ما را با هم متحد می گرداند توجه کنیم؟ آیا عدم توافقهای الهیاتی (آموزه های بنیادی) در حقیقت عمل کردن بر خلاف دعای اتحادی نیست که عیسی مسیح به حضور پدر کرد؟ (یوحنا 17) آیا انجیل ارزش آن را دارد که برای راست دینی و انجیل حقیقی عیسی مسیح، به حد جدایی و انفقاق بایستیم؟ (غلاطیان 1- 2) پایه و اساس اتحاد مسیحی چیست؟ آیا تنها اینکه همه با هم اقرار کنیم که: عیسی مسیح خداوند است کافی است و بررسی و فهم معنی و مفهمومی که هر کدام از ما برای این گفته در نظر داریم مهم نیست؟ و یا باید پرسشهایی در این خصوص که مسیح کیست، چه کرد و چگونه می تواند نزد او آمد نیز اساسی هستند؟
آیا فقط اینکه بگوییم «عیسی مسیح خداوند است» برای اتحاد کافی است، آیا نباید آغوش خود را برای مورمونها نیز باز کرده و آنها را جز خانواده الهی خود بدانیم؟
آیا شاهدان یهوه را که همین اعتراف را به زبان می آورند، نباید در کنار خود بپذیریم؟ هر چند که آنها در کنار اقرار به خداوندی عیسی، او را همان فرشته میکایئل دانسته، رستاخیز بدنی وی را منکر می شود!
آیا آموزه و اعتراف به الوهیت مسیح، اساس اتحاد ایمانی ما می باشد، آیا نباید در کنار آن، انجیل را که از آن خداوند مسیح می باشد را نیز پایه و اساس اتحاد دانست؟
آنچه را که در اینجا مطرح می کنم، ایمان شخصی افراد و ارزیابی اعتقاد و اعتماد قلبی اشخاص به شخص مسیح و کار نجات بخش وی نیست، بلکه صحبت من الهیات و نظام اعتقاد باورهای کلیساهای گوناگون است.
(هرچند در نهایت گروهی یافت خواهند که شد که در بین این گفتگوها به ایمان اشخاص تاخته و یکدیگر را ویران می سازند- این نوشته برای آنانی است که خود را درگیری این صحبتهای سطحی و نادرست نمی کنند)
در سال 1994، سندی تحت عنوان «انجیلی ها و کاتولیکها با یکدیگر» با حضور الهیات دانان دو طرف امضا شد که باعث خشنودی بسیاری و همینطور سبب تنش بی حدی بین دو طرف گشت.
پرسشهای بسیاری در این خصوص مطرح گشت که پاسخ آشکار و قانع کننده ای ارائه نگشت. آیا تنشهای الهیاتی، اختلاف نظرهای بنیادی بین این دو گروه رفع گشته است؟ آیا امضای این سند به معنی توافق هر دو گروه در نرمش نشان دادن به موضع های خشک الهیاتی یکدیگر است، یا هر دو و یا یکی از این دو طرف، از مواضع خود عقب نشینی کرده، دیدگاههای الهیاتی خویش را به مخاطره انداخته است.
آنانی که این سند را امضا کردند معتقد بودند (و هستند) که باید کلیسای کاتولیک و نهضت انجیلی، در خدمت بشارت و کلیسایی دست دوستی به سوی یکیدیگر دراز کرده و خود را مشغول مسائل غیر اساسی نگردانند. اما پرسش همچنان باقی است. آیا هر دو گروه یک انجیل را «بشارت» می دهند؟
این روزها عبارت «انجیل غیر» برای محکومیت گروه های مختلف در جدلهای بی اساس الهیاتی به وفور استعمال می شود. مخصوصا در حوزه هایی که شایسته نیست. شاید غالبا افراد از این عبارت بی جا تنها جهت سرکوب مخالفین خود بهره می برند.
اما هربار که چنین اتهامی به کسی نسبت داده می شود باید آن را سنجید، ارزیابی کرد. پولس رسول فرمود که انجیل مسیح قوت خدا برای نجات است(رومیان 1: 16) بنابراین هرگاه در مورد انجیل صحبت می کنیم، موضوع صحبت مطلبی سطحی و کم ارزش نیست بلکه بنیادی، اساسی و حیاتی است.
به همین جهت است که پیش از اینکه یکدیگر را متهم به موعظه انجیل غیر نماییم، به دقت اساس پیغام را تفتیش کرده، با چوب خط کلام زنده خدا سنجیده، آنگاه حکم را صادر نماییم. بنابارین در صداقت، در کمال مسئولیت پذیری و حس پاسخ گویی به خداوندمان عیسی مسیح باید در این مسیر کوشا، یعنی بیان حقیقت و آشکار کردن ناراستی مشغول بوده، در همان حین نیز، با چشمانی اشک آلود و دلی دردمند، به مدد افراد گمراه رفته در محبت، راستی را به آنها موعظه کنیم.
محبت و راستی دست در دست هم به میدان می روند، مسیح نیز در فیض و راستی ظاهر گشت، و نمونه ای نیکو برای پیروان خود نهاد تا مانند او عمل نماییم.
پیش فرض ما این است که حقیقت عیان و روح خدا در بیان و فهم آن به ما قوت می بخشد. راستی از ناراستی قابل تشخیص است. راستی مطلق است و انجیل یکی است، نسبی گرایی الهیاتی، خطایی است، گناهی است که باید از آن دوری جسته، در پی راستی کوشا باشیم.
آیا ارزش آن را دارد که به این کنکاش بپردازیم؟ بله
آیا آنچه کلیسای کاتولیک و پروتستان را هم از جدا ساخته است، بنیادی است و یا امری حاشیه ای و جدلهایی بر سر قدرت طلبی و سوتفاهمهای الهیتی است؟
این پرسشی است که باید در آخر به پاسخ آن پرداخت. این پرسشی است هر شخص متعهد است برای پاسخ آن تفتیش نماید و خود را به باد احساسات بی اساس چه در برقرار اتحاد و یا چه در بقای شکاف جدایی، نسپارد.
باید کتب را تفتیش نمود و باز هم تفتیش نمود باید به خدا و به خود صادق بود.
آیا این صحبت که نهضت پروتستانیزم و کلیسای کاتولیک روم دو انجیل متفاوت را موعظه می کنند، ادعاهای نهضت انجیلی است و یا کلیسای کاتولیک نیز به همین معطرف است؟ البته بسیاری از کاتولیکها در سر عدم توافق در فهم انجیل از دو طرف اقرار می کنند. اما باید خود سنجید و خود قضاوت کرد.
آیا پیغام مشترکی داریم؟ بله؛ هر دو به عیسی مسیح خداوند معترف بوده به او وعظ می کنیم، اما این تنها پیغام رسولان نبوده است. بلکه آنها این عبارت را «عیسی مسیح خداوند است» را توضیح دادند و معنی آن را به ما تعلیم دادند.
در ایجاست که خط و مرز جدایی بین این دو خداشناسی پررنگ می گردد.
شایسته است بار دیگر تکرار کنم. آیا از نظر پروتستانها (آنانی که از خداشناسی نهضت پروتستانیزم آگاه اند، و نه پروتستانهای نامی) ایمانداران کاتولیک نجات را ندارند؟ البته چنین نیست. بسیاری از ایمانداران کاتویک هستند که در این حیات سماوی با ما شریکند. افرادی چون ویلکیف و هاس که در ساختار کلیسای کاتولیک بودند، انجیل راستین را بزبان می آوردند.و آیا به این معنی است که همه پروتستانها جز خانواده الهی می باشند؟ البته پاسخ منفی است.

بحث ما، باورهای شخصی دو طرف نیست، بلکه تعالیم رسمی کلیسای کاتولیک که نهضت پروتستان با آن سر سازگاری ندارد. تعالیمی که در مستندات و نوشته های این کلیسا بصورت رسمی پذیرفته شده و تعالیمی که در این کلیسا مرسوم بوده و روم (کلیسای کاتولیک) رسمأ آنها را رد نکرده است( هر وقت به این مورد خاص رسیدیم، توضیح خواهیم داد).
البته باید این را هم خاطر نشان کرد که نهضت انجیلی با کلیسای کاتولیک در بسیاری از آموزه های بنیادی دیگر هم عقیده هستند. آموزه هایی چون تثلیث، شخص مسیح رستاخیز و بازگشت ثانوی وی.
اما لازمه گفتگو و بررسی این اختلافات، صداقت و بردباری و احترام متقابل است. این ویژگیها برای هر گفتگوی لازم و مهم می باشند. در غیراینصورت، مباحث به جدل تبدیل خواهد گشت.
خداوند همه شما را برکت دهد

تلخیص و گردآوری : ادوین کشیش آبنوس

فوریه ۲۰۱۴

10 دیدگاه برای “مقایسه خداشناسی کلیسای کاتولیک و پروتستانیزم-مقدمه: بخش اول

  1. خیلی ممنون از این سری مقاله ها – می خوانم و لذت می برم –

    فقط سؤال ـ
    «آیا انجیل ارزش آن را دارد که برای راست دینی و انجیل حقیقی عیسی مسیح، به حد جدایی و انفقاق بایستیم؟ (غلاطیان 1- 2) پایه و اساس اتحاد مسیحی چیست؟»

    کلمه «انفقاق» یعنی چی است؟ آن را تو دیکشانری ( فرهنگ لغت نامه) پیدا نکردم.

    • ممنون هستم برادر کن عزیز، البته همانطور که در انتها هم درج کردم، محتوای اصلی از آن من نیست و تنها خلاصه نویسی کرده و برخی موارد را (در قسمتهایی که لازم دیدم) به متن اضافه کردم. امید است که دوستان حداقل با چارچوب تاریخی و استدلالهای این دو نهضت آشنایی داشته باشند.

      در مورد واژه انفاق هرچند در فارسی معنایی برای آن وجود دارد، ولی با تشکر از شما، استعمال آن در این جمله اشتباه است و معنی شکاف را شاید ندهد. اما به قصد شکاف استفاده کردم.
      معنی انفقاق در دهخدا اینگونه است:
      انفقاق . [ اِ ف ِ ] (ع مص ) گشاده شدن چیزی . (منتهی الارب ) (ناظم الاطباء). انفراج . (از اقرب الموارد). شکافته شدن . (تاج المصادربیهقی ) (مصادر زوزنی

  2. James White’s chapter on «the Early church and Sola Scriptura» is especially good in the Sola Scriptura book you reference above. He gives several quotes from Athanasius, along with some others from the early church, that are amazing.

پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس گوگل+

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google+ خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

درحال اتصال به %s