آیا عیسی مسیح به جهنم نزول کرد؟ بخش دوم


Descent into Hell - Tintoretto 1568پس از توضیح کوتاهی در خصوص حضور این گزاره در اعتقادنامه رسولان و نظرات چند الهیات دان، اجازه دهید تا برداشتهای موجود در این مورد را فهرست کنم. کلیسای مسیح تفاسیر متفاوتی در این خصوص داشته است که برخی محبوب و بعضی نیز در دسته تعالیم نادرست شناخته شده است.

بطور کل نظرات موجود در خصوص وضعیت مسیح پس از مرگ در راستای گزاره مذکور در اعتقادنامه، بقرار زیر می باشد:

 1-     عیسی مسیح پس از تحمل رنج بر روی صلیب به جهنم رفت تا متحمل رنج بیشتری گردد.

2-     عیسی مسیح جهنم رفت تا به آن گروهی که بدون شناخت او مرده بودند، فرصت دوباره ای بخشد.

3-     عیسی مسیح به جهنم رفت تا پیروزی خود را به ایماندارانی که پیش از وی مرده بودند، مژده دهد.

4-     عیسی مسیح به جهنم رفت تا پیروزی خود را بر شیطان اعلان نماید.

5-     عیسی مسیح دفن شد.

6-     روح عیسی نزد پدر آسمانی رفت.

 بررسی نظرات:

 عیسی مسیح پس از تحمل رنج بر روی صلیب به جهنم رفت تا متحمل رنج بیشتری گردد.

  بر اساس این باور، روح انسانی مسیح به جهنم نزول کرد، مکانی که روحهای خاطی و فرشتگان سقوط کرده مجازات می شوند. این گروه معتقد هستند که عیسی بجهت تحمل رنج بیشتر بخاطر گناهان ما و بکمال رساندن کار فدیه، به جهنم نزول کرد. نکته جالبی که مایل هستم خوانندگان این مقاله متوجه باشند این است که چنین تعلیمی بیشتر در بین معلمین انجیل دروغین کامیابی[1] محبوب است. فردریک پرایس یکی از واعظین این نوع تعلیم می گوید:

آیا گمان می برید که مجازات گناهان ما این بود که مسیح بر روی صلیب جان بسپارد؟ اگر چنین بود، آن دو دزدی که کنار او مصلوب شده بودند، توانایی پرداخت بهای گناهان ما را داشتند. خیر، مجازات این بود که (مسیح) به جهنم رفته، مدت زمانی را بدور از خدا در آن مکان سپری کند… شیطان و تمام دیوهای جهنمی، خیال کردند که او را به بند کشیده اند. آنها تورهای خود را افکندند و او را به قعر جهنم کشاندند تا متحمل مجازات گردد.[2]

 در راستدینی مسیحی، فدیه بشر بر روی صلیب به پایان رسید، اما در این سری از بدعتها[3]، صلیب آغاز پرداخت فدیه بشر فرض می شود. هیچ کس مانند جول آستین[4] در این خصوص به این اندازه به انحراف نرفته است،[5] وقتی مدعی می شود:

«عیسی به مدت سه روز با دشمن به ستیز پرداخت. این نبرد، بزرگترین جنگی بود که دنیا به خود دیده بود. نور بر علیه تاریکی. نیکویی بر ضد شریر.»

 او ادامه می دهد:

 «کتاب مقدس نشان می دهد که عیسی به مدت سه روز به اعماق جهنم می رود. درست در میان قلمرو دشمن. و او رو در رو با شیطان به نبرد مشغول گشت. آیا می توانید تصور کنید که چه صحنه ای بود؟ نیکویی بر علیه شر. درست در مقابل نادرست. قدّوسیت در برابر پلیدی. در این جا، قدرتمندترین نیروهای گیتی در مقابل یکدیگر قرار می گیرند برای نخستین بار در تاریخ با یکدیگر به ستیز بپردازند. اما خدا را شکر. کتاب مقدس می گوید: شیطان در مقابل قهرمان ما عددی نبود. این یک نبرد نابرابر بود. عیسی سر شیطان را زیر پای خود خرد کرد. او سر او را کوبید. او یکبار برای همیشه، دشمن ما را شکست داده او را از کرسی اش پایین کشید. یکی از ترجمه ها می گوید: عیسی، شیطان را فلج کرد و قدرتش را از وی گرفت. اما خدا را شکر. او حتی به آن کفایت نکرد. او به آنجا رفت (جهنم) و کلید مرگ و جهنم را از دستان شیطان گرفت. او گردن شیطان را گرفت و او را در کوریدورهای جهنم بر روی زمین کشید. شیطان حسابی کوبیده و مغلوب شده بود، چون عیسی مایل بود تا تمام دیوها شاهد باشند که او (مسیح) در حقیقت قهرمان مسلم تاریخ است.»[6]

 این در حالی است که آیات نظیر عبرانیان 2: 14، بدون اینکه مطرح شود، براحتی نادیده انگاشته می شوند.

 »  پس چون فرزندان در خون و جسم شراکت دارند، او نیز همچنان در این هر دو شریک شد تا بوساطت موت، صاحب قدرت موت، یعنی ابلیس، را تباه سازد؛ «

کنت کوپلند[7]، واعظ تلویزیونی که غالبأ او را از برنامه های شبکه تی بی ان[8] می شناسند، می گوید:

 » وقتی عیسی فریاد زد: تمام شد! او در مورد نقشه فدیه صحبت نمی کرد. هنوز پیش از صعود به تخت، سه روز و سه شب باقی بود… مرگ عیسی مسیح بر روی صلیب تنها آغاز کار کامل وی در خصوص فدیه بود.»

همصدا با اوستین، افرادی مانند کنت هیگن[9] هستند که می گویند، مرگ مسیح بر روی صلیب، برای نجات ما کافی نبود و او» باید مرگ روحانی را هم برای تمام انسانها می چشید. باید روح او و انسانیت درونی اش به نیابت من به جهنم می رفت. مرگ جسمانی مسیح، گناهان را پاک نمی کرد»[10]

 مشکل کجاست؟ ضعف این تعلیم، و یا بهتر است بگویم ریشه این بدعت در این است که این باور، اطاعت کامل مسیح را در زندگی و مرگ، برای نجات بشر کافی نمی داند. چنین تعلیمی با گفته های خداوند ما، در تضاد کامل است. عیسی مسیح فرمود:

 چون عیسی سرکه را گرفت، گفت، تمام شد. و سر خود را پایین آورده، جان بداد. (یوحنا 19: 30)

در حقیقت آنچه مسیح فرمود، بر خلاف باور واعظین انجیل کامیابی، به کامل شدن فدیه بشر بر روی صلیب اشاره می کند. اصل یونانی این آیه می فرماید: Τετέλεσται (tetelestai)  به معنای «کامل شد»[11] است. برای فهم بهتر این آیه، باید دو آیه پیشین را در نظر داشته باشیم.[12] یوحنای رسول این واقعه را (نزدیک کردن اسفنج آغشته به سرکه به دهان عیسی) اینگونه تفسیر می کند:

 » و بعد چون عیسی دید که همه‌چیز به انجام رسیده است تا کتاب تمام شود، گفت، تشنه ام.  و در آنجا ظرفی پُر از سرکه گذارده بود. پس اسفنجی را از سرکه پُر ساخته، و بر زوفا گذارده، نزدیک دهان او بردند.  » (یوحنا 19: 28- 29)

 عیسی مسیح، آخرین نبوت عهد عتیق را که در جهت تکمیل فدیه بشه در کتب مقدسه درج شده بود را به کمال رسانده، اراده پدر آسمانی را اجرا کرد.

جیمز بویس می گوید که یکی از اهداف فن سخن پردازی یونانی این بود که در کمترین واژگان ممکن، بیشتر صحبت و مفهوم را ارائه دهند. «دریایی از اطلاعات را در قطره ای از زبان بیان کنند». «تمام شد» این ششمین جمله ای بود که عیسی بر روی صلیب بزبان آورد. جمله ای در یک فعل ترکیبی، در دو کلمه ادا می گردد و این جمله در زبان یونانی، همانطور که پیشتر نیز ذکر شد، تنها یک واژه است.[13]

جیمز بویس اشاره می کند که در عهد جدید تنها در سه آیه این واژه استعمال شده است.

پس آن دوازده را برداشته، به ایشان گفت، اینک، به اورشلیم می‌رویم و آنچه به زبان انبیا دربارهٔ پسر انسان نوشته شده است، به انجام خواهد رسید.  (لوقا 18: 31)

 زیرا به شما می‌گویم که این نوشته در من می‌باید به انجام رسید، یعنی با گناهکاران محسوب شد؛ زیرا هر چه در خصوص من است، انقضا دارد. (لوقا 22: 37)

س چون آنچه را که دربارهٔ وی نوشته شده بود تمام کردند، او را از صلیب پایین آورده، به قبر سپردند.  (اعمال 13: 29)

 او می گوید که این واژه اشاره به کار فدیه بخش او دارد. مرگ او، اوج رنجهای مسیح و بزرگترین عمل وی و تمرکز اصلی و اساسی نبوتهایی که در خصوص او شده بود، بحساب می آمد.[14]

 عیسی مسیح به جهنم رفت تا به آن گروهی که بدون شناخت او مرده بودند، فرصت دوباره ای بخشد.

 این تفسیر از گزاره موجود در اعتقادنامه، معتقد است که عیسی مسیح پس از مرگ خود، به  هدیس می رود تا آنانی را که پیش از وی جان سپرده اند را فرصتی دوباره بخشد. البته این دیدگاه توسط فلاسطریوس برسیکا[15] در سال 397 محکوم شده است:

 «آنانی که می گویند عیسی مسیح به جهنم رفته است بدعتگذارند و همچنین آن افرادی که می گویند او به جهنم نزول نمود تا به آنانی که پیش از وی مرده بودند خبر نجات را بدهد تا فرصت نجات یابند نیز بدعتگذارند. بر علیه این افراد می توانیم نبوت داود نبی را بخوانیم که می گوید:   زیرا که در موت ذکر تو نمی‌باشد! در هاویه کیست که تو را حمد گوید؟[16] و در رسالات می خوانیم: زیرا آنانی که بدون شریعت گناه کنند، بی شریعت نیز هلاک شوند[17]«

 کلام خدا بصراحت می فرماید:

 و چنانکه مردم را یک بار مردن و بعد از آن جزا یافتن مقرّر است،  (عبرانیان 9: 27)

کلام خدا به ما می آموزد، پیش از اینکه از این دنیا برویم، فرصت توبه برای ما باقی است و خداوند در انتظار بازگشت ما می باشد، اما زمانی که از این دنیا رفتیم، این فرصت از ما گرفته شده، باید در انتظار داوری نهایی باشیم.[18]

 عیسی مسیح قطعیت وضعیت کسانی که از این دنیا می روند را در داستان ایلعازر و مرد ثروتمند به تصویر می کشد:

 و علاوه بر این، در میان ما و شما ورطه عظیمی است، چنانچه آنانی که می‌خواهند از اینجا به نزد شما عبور کنند، نمی‌توانند و نه نشینندگان آنجا نزد ما توانند گذشت.  (لوقا 16: 26)

 اجازه دهید تا به یک آیه دیگر نیز نظر افکنیم.

 زیرا که از اینجهت نیز به مردگان بشارت داده شد تا بر ایشان موافق مردم بحسب جسم حکم شود، و موافق خدا بحسب روح زیست نمایند.  (اول پطرس 4: 6)

 آیا این آیه به آن معنی است که عیسی مسیح پس از مرگ به دنیای مردگان رفته و به آنانی که مرده بودند، موعظه نمود؟

تفسیر این آیه به عنوان «فرصت دوباره» با آیات مذکور همخوانی نخواهد داشت. افزون بر این، این آیه را می توان به این صورت نیز فهمید که،  آنانی که پیشتر زنده بودند و اکنون مرده اند، بشارت را شنیدند. اگر دقت کنیم، متوجه خواهیم شد که حتی این آیه نمی گوید که عیسی خود، این کار را انجام داد، بلکه منظور نویسنده عمومأ موعظه است.

 در خصوص انحصاریت مسیح و تکلیف آنانی که بدون شنیدن انجیل مسیح از دنیا می روند، مقاله ای نوشته ام[19] که خواننده را به برای ادامه بحث به آنجا[20] ارجاع می دهم.

 عیسی مسیح به جهنم رفت تا پیروزی خود را به ایماندارانی که پیش از وی مرده بودند، مژده داده و آنها را به آسمان ببرد.

 این دیدگاه از مواضع محبوب در بین برخی شاخه های مسیحیت است. مطابق این تفسیر، عیسی مسیح پس از مرگ به ارواح مردگان می رود تا پیروزی خود را اعلام کرده و مقدسین عهد عتیق را که پیش از صلیب مسیح مرده بودند وارد آسمان کند. بر طبق این باور، ایمانداران عهد عتیق، پیش از صلیب مسیح در دنیای مردگان، انتظار تکمیل فدیه بشر را می کشیدند و حال پس از صلیب مسیح و به کمال رسیدن نجات، مسیح آنها را با خود به آسمان برد.

کلیسای کاتولیک معترف است که عیسی مسیح پس از مرگ بر روی صلیب به عالم مردگان، شئول رفته و آنانی را که در انتظار او پیش از وی مرده و در «آغوش ابراهیم»[21]باقی ماندند از آنجا رهانید.[22]

البته بسیاری از انگلیکنها و اونجلیکالها[23]نیز این دیدگاه را به عاریه گرفته اند. ژوزف رتسینگر، پاپ اسبق (پاپ بندیکت شانزدهم) خود اعتراف می کند:

 «آن بخشهایی از کتاب مقدس که در این خصوص صحبت می کنند، که البته چندان هم زیاد نیستند (اول پطرس 3: 19، اول پطرس 4: 6، افسسیان 4: 9، رومیان 10: 7، متی 12: 40، اعمال 2: 27، 31) بسیار دشوار فهمیده می شوند، بطوریکه می توان آنها را براحتی به گونه های مختلف تفسیر نمود.»[24]

 اما در نهایت او دیدگاه سنتی کلیسای کاتولیک را در این خصوص، معتبر می شمارد.

این دیدگاه در محفل اصلاحگران نیز مردود نبوده و برخی چون ولیسون داگلاس[25] نیز به این تفسیر از نزول مسیح به عالم مردگان برای رهایی ارواح ایمانداران عهد عتیق معتقدند.[26]

رد پای این باور در تاریخ کلیسا نیز مشهود است. یکی از پدران کلیسا به نام ملیتوی اهل ساردیس (180 بعد از میلاد) می نویسد:

 «او از مردگان قیام کرد و در بالاترین آسمانها مستقر گشت. زمانی که خداوند خود را با انسانیت پوشانده بود، او بخاطر بخاطر رنج دیده گان رنج کشید، او بخاطر زندانیان زندانی شد، بخاطر محکوم شدگان، محکوم گشت، و برای مدفونان دفن شد. او از مردگان قیام کرد، و با صدای بلند فریاد برآورد: چه کسی با من به ستیز برمی خیزد؟ بگذارید تا بر علیه من قیام کند. من محکومین را آزاد می سازم، به مردگان حیات می بخشم، و اویی را که در قبر مدفون گشته است را احیاء خواهم نمود. معارض و مخالف من کیست؟ من (او می گوید) مسیح هستم. من آن کسی هستم که مرگ را نابود ساخته است، و بر دشمن مغلوب گشته است، و هدیس را زیر پاهای خویش پیامال نموده است و آن زورآور را بسته و مردان را (با خود) به اوج آسمانها برده است من (او می گوید) مسیح هستم.»[27]

 اما اول پطرس 3: 19-20 که از متون اصلی است که برای ارائه این دیدگاه مورد تفسیر قرار گرفته چه می گوید؟

 و به آن روح نیز رفت و موعظه نمود به ارواحی که در زندان بودند ،که سابقاً نافرمانبردار بودند هنگامی که حلم خدا در ایّام نوح انتظار می‌کشید، وقتی که کشتی بنا می‌شد، که در آن جماعتی قلیل، یعنی هشت نفر به آب نجات یافتند، (اول پطرس 3: 19- 20)

 آیا این به آن معنی است که عیسی مسیح در زمان مابین مرگ و قیام خویش به هیدیس (به عبری، شئول) نزول کرد، جایی که ارواح مردگان (شریران و نیکوکاران) نگهداری می شدند (بر طبق باور یهود، شریران و نیکوکاران با اینکه در دنیای مردگان بودند، اما در دو نقطه (محل) مختلف که بدور از هم، منفک از یکدیگر نگهداری می شدند[28]) و از آنجا روح های ایمانداران را که به امید و اعتماد به خدا برای نجات ایشان در انتظار بودند رهایی بخشیده، با خود به فردوس[29] (آسمان) برد؟

 کتاب مقدس به ما نمی گوید که عیسی مسیح به آنانی که ایماندار بودند موعظه کرد، بلکه از ارواحی صحبت می کند که سابقأ نافرمانبردار بودند. افزون بر آن، پطرس در خصوص کل ایمانداران عهد عتیق صحبت نمی کند بلکه افراد معدود و بخصوصی مد نظر وی می باشند: افرادی که در ایّام نوح وقتی که کشتی بنا می‌شد زندگی می کردند.  افزون بر این، هیچ دلیل و مدرکی در کتاب مقدس وجود ندارد تا به ما بگوید که از ورود ایمانداران عهد عتیق، پیش از صلیب مسیح، به حضور خدا ممانعت به عمل می آمد، در حقیقت آیاتی وجود دارند که به ما می گویند که ایمانداران عهد عتیق، پس از مرگ به حضور خدا راه میافتند. زیرا که گناهان ایشان، بخاطر اعتماد و باور به مسیح موعود بخشیده می شد. (پیدایش 5: 24، دوم سمئویل 12: 23، مزمور 16: 11، 17: 15، 23: 6، جامعه12: 7، متی 22: 31- 65، لوقا 16: 22، رومیان 4: 1- 8، عبرانیان 11: 5)[30]

نکته دیگری که شایسته توجه است، استفاده واژه فردوس به معنی آسمان، توسط پولس رسول می باشد. (دوم قرنتیان 12: 2، 4، مکاشفه 2: 7، 22: 2، 14)[31]  و کاربرد این واژه به مفهوم آسمان، با آیاتی که فوق که اشاره به حضور ایمانداران عتیق در حضور خدا پس از مرگ می کند، همخوانی دارد.

بنظر می رسد که تفسیر آگوستین از این آیات با سایر آموزه های کلام و دیگر آیات موجود در کتاب مقدس منسجم و همسو می باشد. او معتقد است که این آیه به کار مسیح پس از مرگ وی اشاره نمی کند، بلکه پطرس رسول در مورد آنچه مسیح در زمان نوح، بوسیله روح خود در عالم روحانی انجام داد صحبت می کند. و زمانی که دو آیه دیگر از نوشته های پطرس را کنار آنچه خواندیم قرار می دهیم، این نظریه بنظر متحمل می رسد. پطرس در رساله اول خود، باب نخست، آیه یازدهم از «روح مسیح» صحبت می کند که با ایمانداران عهد عتیق سخن می گفت:

 و دریافت می‌نمودند که کدام و چگونه زمان است که روح مسیح که در ایشان بود از آن خبر می‌داد، چون از زحماتی که برای مسیح مقرّر بود، و جلالهایی که بعد از آنها خواهد بود، شهادت می‌داد؛  (اول پطرس 1: 11)

 روح مسیحی که از طریق نوح نیز صحبت می کرد. و سپس در دوم پطرس 2: 5، نوح را واعظ عدالت معرفی می کند. و وین گرودم اشاره می کند که واژه «واعظ» در دوم پطرس 2: 5 و «موعظه نمود» در اول پطرس 3: 19 از یک ریشه می باشند. بنظر می رسد که منظور پطرس از موعظه به ارواح در زندان، در حقیقت وعظ نوح توسط روح مسیح در زمان پیش از طوفان می باشد.[32]

آن گروهی که نوح به ایشان موعظه کرد، بی ایمانانی بودند که پطرس آنها را «ارواح در زندان» می خواند، زیرا که اکنون در زندان جهنم قرار دارند. گرودوم به این نوع سخنوری در زمان حال نیز اشاره کرده می گوید، همانطور که می توان گفت: رئیس جمهور کلینتون را زمانی که در دانشگاه بود می شناختم» به همان منوال نیز مسیح به ارواحی موعظه کرد که در زندان بودند (مسیح به ارواحی که اکنون در زندان هستند، اما زمانی در هنگام طوفان نوح بر روی زمین قرار داشتند، (از زبان نوح) موعظه کرد)

وین گرودوم با بررسی متن وسیعتری از این رساله، این دو گروه را کنار هم قرار می دهد:

خوانندگان پطرس

نوح

اقلیت عادل

اقلیت عادل

توسط بی ایمانان متخاصم محاصره شده بودند

توسط بی ایمانان متخاصم محاصره شده بودند

داوری خدا بزودی خواهد رسید
(اول پطرس 4: 5، 7، دوم پطرس 3: 10)

داوری خدا نزدیک بود

باید به قوت مسیح شهادت دهند (اول پطرس 3: 14، 16- 17، 3: 15، 4: 11)

نوح با شهامت (به قوت مسیح) شهادت داد

آنها در نهایت نجات خواهند یافت (اول پطرس 3: 13- 14، 4: 13، 5: 10)

نوح در نهایت نجات یافت

 عیسی مسیح به جهنم رفت تا پیروزی خود را بر شیطان و فرشتگان سقوط کرده، اعلان نماید.

 پس از بررسی نظریه پیشین، به نظر می رسد که با تایید تفسیر آگوستین از اول پطرس 3: 19- 20[33]، باور به اینکه مسیح برای اعلان پیروزی خود بر شیطان به جهنم نزول کرد نیز بصورت خودکار مردود می باشد.

توجه کنید که این دیدگاه با باوری که معتقد است عیسی مسیح برای به کمال رساندن فدیه بشر باید به جهنم نزول می نمود متفاوت است.

کلیسای لوترن یکی از پشتیبانان این نظریه می باشد. این کلیسا بر طبق اعتقاد نامه لوتری[34] معتقد است که عیسی مسیح، بعد انسانی و الهی وی، به جهنم نزول می کند تا بر شیطان پیروز گشته، قدرت جهنم را نابود سازد و تمام قدرت شیطان را از او بگیرد.

البته این نظریه بر این مبنی شکل گرفته است که منظور پطرس رسول از ارواح در زندان، همان فرشتگان سقوط کرده می باشد. (در نکته پیشین به این هویت ارواح در زندان اشاره کردیم). افزون بر این کتاب مقدس هیچ صحبتی از فرشتگانی که «در زمان ساختن کشتی» گناه کردند نمی کند.

اجازه دهید به متنی از رساله افسسیان نیز نظری افکنیم که شاید به فهم ما از این مبحث کمک نماید:

 لیکن هریکی از ما را فیض بخشیده شد بحسب اندازهٔ بخشش مسیح.  بنابراین می‌گوید، چون او به اعلیٰ‌علیّیّن صعود نمود، اسیری را به اسیری برد و بخششها به مردم داد.  امّا این صعود نمود، چیست؟ جز اینکه اوّل نزول هم کرد به اَسْفَل زمین.  آنکه نزول نمود، همان است که صعود نیز کرد بالاتر از جمیع افلاک تا همهٔٔ چیزها را پُر کند.  (افسسیان 4: 7- 10)

 پولس رسول در این متن از تفسیر ربایان برای مزمور 68: 18[35] که آن را نیز نقل قول می کند، بهره می گیرد. پولس رسول، متنی را که متعلق به عهد عتیق است را در زیر نور مکاشفه عهد جدید، مخصوصا واقعه قیام و صعود مسیح توضیح می دهد. او گیتی را به سه قسمت؛ آسمانها، اعلی علیین (اوج آسمانها)، اسفل زمین (زمین) تقسیم می کند. پولس می گوید عیسی مسیح از اعلی علیین، به آسمانها و سپس به اسفل زمین (به معانی توضیحی در پرانتزها توجه فرمایید) نزول نمود و سپس به همین ترتیب نیز به اعلی علیین صعود کرد. دلیل مترادف بودن «اسفل زمین» با «زمین» تفسیری است که پولس رسول از مزموز 68 ارائه می دهد. او در واقع می گوید که عیسی نزول و صعود کرد و این واقعه در حقیقت به کمال رسیدن مزمور 68 می باشد. مزمور 68 از نزول خدا به کوه سینا و سپس کوه باشان صحبت می کند. او سپس به آسمان باز می گردد.

او در آیه 8 از نزول خدا بر زمین سخن می راند:

 زمین متزلزل شد و آسمان به حضور خدا بارید، این سینا نیز از حضور خدا، خدای اسرائیل.

 پس از اینکه خدا (بر طبق آنچه پولس می گوید، خدا در حقیقت اشاره به مسیح است) به زمین می آید، به آسمان صعود می کند:

 بر اعلیٰ علیین صعود کرده، و اسیران را به اسیری برده‌ای. از آدمیان بخششها گرفته‌ای. بلکه از فتنهانگیزان نیز تا یهوه خدا در ایشان مسکن گیرد.  (مزمور 68: 18)

 به همین صورت مزمور 139: 15، نیز از اسفل زمین به همان معنی «زمین» استفاده می کند:

  استخوانهایم از تو پنهان نبود وقتی که در نهان ساخته می‌شدم و در اسفل زمین نقشبندی می‌گشتم.

 اشعیا و حزقیال نبی نیز از همین عبارت به معنی زمین بهره می گیرند.[36] عیسی مسیح، خود نیز در گفتگوی با نیقودیموس پیر از همین مفهوم (نزول و صعود) استفاده می کند تا تجسم را بتصویر بکشد.

 و کسی به آسمان بالا نرفت مگر آن کس که از آسمان پایین آمد، یعنی پسر انسان که در آسمان است.  (یوحنا 3: 13)

 انعکاس این مفهود در اعتقادنامه نیقیه نیز مشهود است:

برای ما آدمیان و برای نجات ما

از آسمان فرود آمد.

با استناد بر افسسیان 4: 7- 10 متوجه می شویم که استفاده از این آیات برای تایید نزول مسیح به جهنم مردود است.[37]

 عیسی مسیح دفن شد.

 این تفسیر از گزاره ای که مطرح شده است، تفسیر لغوی عبارت را بیان می کند. در حقیقت همانطور که پیشتر هم اشاره کردیم، گزاره های » ﻣﺪﻓﻮن ﮔﺮدﻳﺪ، و ﺑﻪ ﻋﺎﻟﻢ ارواح (جهنم) ﻧﺰول ﻛﺮد» در حقیقت بصورت جایگزین در طی تاریخ در بین برخی الهیاتدانان بکار رفته است.[38]

ایشان معتقد هستند که گزاره دوم، زبان کتاب مقدسی، برای بیان حقیقت مردن و دفن شدن است. زوینگلی اصلاحگر سوئیسی (1484 -1531) می گوید:

 «اگر او نمی مرد و مدفون نمی گشت، چه کسی باور می کرد که او انسان واقعی است؟ و به همین جهت، پدران مابعد رسولان، این عبارت را به اعتقادنامه اضافه کردند: «او به عالم ارواح نزول کرد» آنها این عبارات را مکررأ استفاده نمودند، تا واقعیت مرگ او را بیان کنند.»[39]

 حضرات وستمینیستر در پرسشنامه مذهبی بلند وستمینستر اینگونه پرسش نموده و پاسخ می دهند:

 پرسش: فروتنی مسیحی پس از مرگ وی چگونه بود؟

پاسخ: فروتنی مسیح پس از مرگ در دفن شدن او و بقای وی در وضعیت مرده، تحت قوت مرگ به مدت سه روز بود که در این عبارات بیان شده است: او به عالم ارواح نزول نمود[40]

 اما گمان می کنم، نظر جان کالوین در این خصوص (که پیشتر هم بیان شد) بسیار متقاعد کننده است وقتی می گوید که این اعتقادنامه در تلاش است تا در کوتاهترین وجه ممکن، آموزه های مسیحی را بصورت چکیده ای در یک متن گرد آورد و اینکه گمان بریم که یک عبارت دو بار و آن هم به یک معنی و مفهوم تکرار شده است، منطقی نمی رسد.

روح عیسی مسیح نزد پدر آسمانی رفت

 اجازه دهید در پایان به دیدگاهی خود به آن معتقد هستم و البته الهیاتدانانی چون وین گرودم نیز آن را بیان می کنند، بپردازم. اما پیش از آن، خاطر نشان می شوم که مبحثی که در این مقاله مطرح شد و نگاهی مختصری که ارائه داده شد، تمام جوانب و همه گستره موضوع را در بر نگرفته و تنها اشاره ای به مسائل اساسی، آیاتی مشخص و انتخابی که به این آموزه مرتبط هستند پرداخیتم.  مسلمأ دیدگاههای دیگری در این بین موجود است که برخی ترکیبی از نظریات مختلف می باشد.

عیسی مسیح به دزد بالای صلیب، که با وی انتظار مرگ را می کشید روی کرده گفت: هرآینه به تو می‌گویم امروز با من در فردوس خواهی بود.  (لوقا 23: 43) این آیه آشکارا به ما می گوید که زمانی که عیسی جان سپرد، روح او بالافاصله نزد پدر آسمان رفته و بدن او بر روی زمین باقی مانده و در نهایت دفن گشت. مخالفین این نظریه می گویند که فردوس، مکانی متمایز از آسمان است و نمی توان آن را به معنی آسمان (محل حضور خدا) معنا کرد. اما استعمال این واژه ها (آسمان و فردوس) در عهد جدید به یک مفهوم می باشد. پولس رسول در دوم قرنتیان 12: 4 می فرماید که به «فردوس» ربوده شد، جایی که از خدا مکاشفاتی دریافت نمود. و زمانی که هم کتاب مکاشفه از سخن می گوید، تصویر مکانی را رسم می کند که درخت حیات در آن قرار دارد (مکاشفه 2: 7، مکاشفه 22: 2، 14)

همینطور در بررسی یوحنا 19: 30، اشاره کردیم که کار فدیه بر روی صلیب به کمال رسید و نیازی نبود تا عیسی مسیح، برای تهیه فدیه بشر رنج بیند. او پس از مرگ دیگر از پدر آسمانی جدا نبود و بالافاصله پس از مرگ، نزد پدر آسمانی حاضر گشت. او بر روی صلیب فریاد زد:  و عیسی به آواز بلند صدا زده، گفت، ای پدر به دستهای تو روح خود را می‌سپارم. این را بگفت و جان را تسلیم نمود. (لوقا 23: 46) استیفان نیز زمانی که سنگسار می گشت، چنین دعایی را نزد عیسی نمود و روح خود را به او تسلیم کرد (اعمال 7: 59) آنچه عیسی مسیح تجربه نمود، بنظر می رسد همان چیزی است که ایمانداران تجربه کردند (و می کنند) بدنهای آنها بر روی زمین باقی مانده و روحهای ایشان به حضور پدر آسمانی می رود.

در یکشنبه صبح، روح عیسی با بدن جدید وی متحد گشته، از مردگان قیام نمود. ایمانداران به عیسی مسیح نیز به همین صورت از مردگان قیام کرده، روحهای ایشان با بدنهای جلال یافته متحد خواهد گشت.

خداوند شما را برکت دهد

 نویسنده: ادوین کشیش آبنوس

فوریه 2014


[1] Prosperity Gospel

[2] Ever Increasing Faith Massanger (June 1980): 7, quoted in Hank Hanegraaff, Christianity in crisis (Thomas Nelson, 2009). 178.

[3] Faith Theology, Word of Faith movement

[4] joel osteen

[5] Hank Hanegraaff, Christianity in crisis (Thomas Nelson, 2009). 178.

[6] Joe Osteen, Easter Service massage at Lakewood Church, Sermon #C_002-4-23-00 23 April (located on the church website), quoted in Hank Hanegraaff, Christianity in crisis (Thomas Nelson, 2009). 179.

[7] kenneth copeland

[8] TBN

[9] Kenneth Hagin

[10] Kenneth E. Hagin. “How Jesus Obtained His Name” (Tulsa: Kenneth Hagin Ministries, n.d.)tape # 44H01, Side 1, quoted in Hank Hanegraaff, Christianity in crisis (Thomas Nelson, 2009). 180

[11] ماضی کامل

[12] The Gospel & Epistles of John, by F.F. Bruce, WM. B. Eerdmans, 1983, p374

[13] The Gospel of John, Vol 5, by James Boice, Baker Books 1999, p1537

[14] Ibid 1540

[15] او ششمین اسقف برسیکا نزدیک میلان بود. او منتقد تند بدعتهای نظیر آریانیزم بود و مجموعه ای از نوشته ها تحت عنوان «فهرست بدعتها» با او نسبت داده شده است. او همچنین با امبروز و آگوستین آشنا بود.

[16] مزمور 6: 5

[17] رومیان 2: 12

[18] ایده برزخ که یکی از تعالیم کلیسای کاتولیک می باشد نیز اساسآ مردود می باشد

[19]  عنوان مقاله: عیسی تنها طریق به خدا

[21] اشاره به داستان ایلغازر و مرد ثروتمند در انجیل لوقا باب شانزدهم است

[22] CCC article 1.633

[23] نهضت انجیلی

[24] Joseph Ratzinger, Introduction to Christianity, trans. J. R. Foster (New York: Herder, 1970), 223- 230

[26]  دانیال هاید در کتاب خود، در دفاع از نزول مسیح به عالم ارواح به الهیات دان اصلاح شده اهل ایتالیا که به همین باور بود نیز اشاره می کند. Pietro Martire Vermigli، صفحه 28

[27] A New Translation of Melito’s Paschal Homily, trans. Gerald F. Hawthorne in current issue in Biblical and Patristic Interpretation: Studies in honor of Merrill C. Tenney Presented by His Former Students, ed. Gerald F. Hawthorne (Grand Rapids: Eerdmans, 1975), 173

[28] کتاب مقدس از مکانی که در بین الهیاتدانان به آغوش ابراهیم معروف گشته است، صحبت می کند که در کتاب لوقا 16: 23 به آن اشاره شده است.

[29] برخی فردوس را به مکانی که ایمانداران عهد عتیق در شئول نگاه داشته می شدند، نسبت می دهند

[30] Systematic Theology: An introduction to Biblical Doctrine by Wanne Grudem, Zonderven 1994, p590

[31] In Defense of the Descent by Daniel R. Hyde. Reformation Heritage Books. 2010, p30

[32] Systematic Theology: An introduction to Biblical Doctrine by Wanne Grudem, Zonderven 1994, p591

[33]  به جهت حجم محدود این مقاله، به توضیح دیدگاه آگوستین در این خصوص تا به این حد بسند میکنم. برای مطالعه بیشتر لطفا به کتب تفسیری که در این مورد مطالبی را عرضه کرده اند رجوع فرمایید

[34] The Solid Declaration of the Formula of Concord. The book of Concord

 [35]   بر اعلیٰ علیین صعود کرده، و اسیران را به اسیری برده‌ای. از آدمیان بخششها گرفته‌ای. بلکه از فتنه انگیزان نیز تا یهوه خدا در ایشان مسکن گیرد. (مزمور 68: 18)

[36]  ای‌ آسمانها ترنّم‌ نمایید زیرا كه‌ خداوند این‌ را كرده‌ است‌! و ای‌ اسفلهای‌ زمین‌! فریاد برآورید و ای‌ كوهها و جنگلها و هر درختی‌ كه‌ در آنها باشد بسرایید! زیرا خداوند یعقوب‌ را فدیه‌ كرده‌ است‌ و خویشتن‌ را در اسرائیل‌ تمجید خواهد نمود.  (اشعیا 44: 23)

 آنگاه‌ تو را با آنانی‌ كه‌ به‌ هاویه‌ فرو می‌روند، نزد قوم‌ قدیم‌ فرود آورده‌، تو را در اسفلهای‌ زمین‌ در خرابه‌های‌ ابدی‌ با آنانی‌ كه‌ به‌ هاویه‌ فرو می‌روند ساكن‌ خواهم‌ گردانید تا دیگر مسكون‌ نشوی‌ و دیگر جلال‌ تو را در زمین‌ زندگان‌ جای‌ نخواهم‌ داد.  (حزقیال 26: 20)

[37]  In Defense of the Descent by Daniel R. Hyde. Reformation Heritage Books. 2010, p37

[38] پیشتر به روفینوس که چنین عقیده ای داشت اشاره کردیم.

[39] Ulrich Zwingli, An Exposition of Faith, in Zwingli and Bullinger, trans, G.W. Bromiley, The Library of Christian Classics (Philiadelphia: The Westminster Press, 1953),  252. As quoted in [39]  In Defense of the Descent by Daniel R. Hyde. Reformation Heritage Books. 2010, p43

[40] Westminster Confession of Faith (1958, reper., Glasgow, Scotland: Free Presbyterian Publications, 2009), 152-153

5 دیدگاه برای “آیا عیسی مسیح به جهنم نزول کرد؟ بخش دوم

  1. ادوین نازنین باز هم از تو عزیز تشکر می کنم و فقط نکته ایکه به یاد آوردم در الهیات کاتولیک به غیر از دنیا فردوس و جهنم یک دنیای دیگری هم وجود دارد بنام دنیای برزخ که حاصل دیدگاه عزیزانم در کلیسای کاتولیک است که هر چند مسیح هیچگاه به جهنم نزول نکرده اما ظاهرا به این دنیای برزخ رجوع کرده و پیروزی خود را اعلام نموده است. / باز هم سپاس ویژه از شما برادر عزیزم در مسیح /

پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس گوگل+

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google+ خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

درحال اتصال به %s