تفرقه در مسیح: بخش دوم


DICمحقق و پژوهشگری به نام تئودور نیوکامب، در آزامایشی که در خوابگاه دانشجویان انجام می دهد، متوجه می شود که در خوابگاه که متشکل از گروه های قومی متنوعی که دارای ادیان متفاوتی بودند، آنانی که وجوه مشترکی داشتند کنار هم، گروه های مختص خویش را تشکیل دادند. سیاه پوستان کنار سیاه پوستان، زرد پوستان به همراه زرد پوستان و سفید پوستان با هم نوع های خود در ارتباط قرار گرفتند و به همین منوال آنانی که دارای مذهب و جهانبینی هم شکل بودند دسته های خاص خود را شکل داند. این دسته بندی و انفکاک در سطح جامعه نیز قابل مشاهده است. به عنوان مثال در استانهای آمریکا، شاهد این هستیم که هندی ها در یک شهر، ایرانی ها در  منطقه ای دیگر، یهودیان در یک مکان جغرافیایی مشخص و ارامنه در یک بخش از این استان کنار هم سکنی می گزینند. عنصر اصلی این دسته بندی، آشنایی، تجربه واحد و همشکلی است.

انسان مایل است با آنانی در ارتباط باشد که او را می شناسند، یعنی در بین افرادی که روابط و گفتگوهای او با کمترین سوتفاهم ها انجام پذیرد. انتقاد و سونظر مهمترین عامل جداسازی و انفکاک است. این نوع همشکلی ها در کلیساهای شهرهای مختلف نیز امری غریب نیست. کلیساهای سیاهپوستان معمولا از اعضای سیاه پوست تشکیل شده و کلیسایهای مکزیکی، آنانی را که به زبان اسپانیایی آشنایی دارند به خود جذب می کند. کلیساهایی که پرستش آنها با موسیقی کلاسیک با آلات موسیقی چون ویلون و چلو اجرا شده و شبانان آن تحصیلات عالی الهیاتی دارند، اعضایی را به خود جلب می کنند که از لحاظ سطح اجتماعی در سطح بالایی قرار گرفته و اکثر غریب به اتفاق آنها با کت و شلوار و کراوات در جلسات حاظر می شوند و در مقابل، کلیساهایی که شبانان آنها از اشخاص امی و از پس زمینه شغلی غیرحرفه ای هستند، اعضایی را به خود جذب می کنند که از شهروند معمولی جامعه می باشند و اگر در یکی از این کلیساها با شلوار کوتاه هم حاضر شوید، کسی به شما خرده نخواهد گرفت. شباهت فرهنگی، ارزشهای اجتماعی  و  پس زمینه مشترک، افراد را به هم نزدیک می سازد.

چنین تفکیک گروهی در کلیسا می تواند هم به نفع و هم به ضرر کلیسا انجامد.

این دسته بندی ها در کلیسا می تواند باعث تعصب بین اعضای گروه گردد، تعصبی که تنها باعث تفکیک بیشتر و شقاق عمیقتر می گردد. این جدایی ها به حفظ هویت شخص کمک می کند، در حقیقت این گروه های از هم جدا شده،  تنها جایی است که این شخص احساس وجود کرده و هویت او به بقا ادامه می دهد. اما آیا توجه کرده اید که مسیحیان در خصوص بی ایمانان (که البته جز دنیای غریب، که ارزش های اخلاقی و اجتماعی آنها و فرهنگ زندگی ایشان بلکل با کلیسا در تضاد است نیکویی کرده، آنها را محبت می کنند اما زمانی که این خط جدایی به داخل کلیسا کشیده می شود، محبت و رحمت بسرعت رخت بربسته، جای خود را به تعصب، کنایه، داوری و بی رحمی می دهد. گاهی اوقات مسیحیان خشنتر و بی رحمتر از دنیای بی ایمان، هم نوعان و هم کیشان خود را، برادران و خواهران خویش را می درند.

 مسیحیان باید از صلیب عیسی مسیح برای محبت و پذیرش یکدیگر الهام بگیرند. میراسلوف ولف می گوید: عیسی مسیح در صلیب خود، گناهکاران و دشمنان خود را پذیرفت، بله این در آغوش کشیدن به صلیب انجامید. ما نیز در مقام کسانی که به فیض مسیح با خدا مصالحه داده شده ایم،  باید دیگران را که شاید دشمنان و مخالفان ما باشند، در میان خود پذیرفته، آنها را جز خود بدانیم. میز مقدس عشاء ربانی نشان دهنده همین حقیقت است. با خوردن نان و شراب به عنوان بدن زخمی مسیحی و خون ریخته شده او، در حقیقت این افراد را در بین خود می پذیریم.

گاهی اوقات خطهای قرمزی را که می کشیم، از دیدگان مسیح وجود ندارد. او علارغم تفاوتهای فرهنگی، زبانی و …ما، به میان ما آمد تا انسانیت گمشده را نجات بخشد. عیسی مسیح آمد تا دیوار جداییها را از بین برده، همه ما را در خود یک سازد.

باید ساختار خانه خدا را شناخت. ساختار و استخوان بندی کلیسا، الگوی «جدایی-دوستی و دسته بندی» جامعه را نمی پسندد. کلیشه ای که در فرهنگ حاضر ما حکمرانی می کند در قالب جامعه مسیحی جای نمی گیرد. الگوی ارتباطی ما در خانه خدا از مسیح خداوند، استاد و نجات دهنده ما نشات یافته است و نه دسته بندی های متعددی که برای راحتی، آسایش و امنیت خود شکل داده ایم. عسیی مسیح با همه در مشارکت بود، با الهیات دان و امی، با باجگیر و ماهیگیر، با زانی و با زن خانه دار، با تندرست و جزامی، با یهودی و سامری. خط مرزهای ما نیز باید بر اثر محدوده های الهی کشیده شود. این خط مرز دور دنیا کشیده شده است، دور همه آنانی که در این زمین خاکی زندگی می کنند.

وقتی پولس رسول در مورد عطایای منحصر به فرد ما صحبت کرده و آن در چارجوب بدن مسیح ترسیم می کند در حقیقت به این وحدانیت و یکپارچگی اشاره می کند که در برابر هرگونه تفرقه غیرکتاب مقدسی ایستاده است. عطایا و نعمتها گوناگون است، اما این عطایا به یک بدن بخشیده شده که در اطاعت از سر، یعنی مسیح عیسی عمل می کند.

مطمئن هستم در این باب موعظه های بسیاری شنیده اید و نیازی به توضیح بیشتر با استفاده از این تشبیه نیست، اما اجازه دهید تنها این را بگویم که اگر بخشی از این بدن، به عنوان مثال، دست شما، صدمه ببیند، سلولهای عصبی خبر درد دست شما را به مغز رسانده و مغز شما این خبر را به تمام نقاط بدنتان ارسال کرده، تمام اعضای بدن در اتحاد بسیج گشته، برای دفاع و ترمیم دست زخمی، متحد می گردند. این همگونی و انسجام چیزی است که باید استوار ساخت. اما پیش از استوار کردن آن باید به متنوع بدون یکدیگر و منحصربفرد بودن تفاوتهای خود توجه کرده به آنها احترام گذاشت. باید معترف گشت که این تنوع زیبایی که در بدن مسیح وجود دارد برای جلال خدا نهاده شده است و نباید به عنوان فرصتی برای پست دانستن و کم ارزش خواندن یکدیگر پنداشت. شما منحصر بفرد هستید و این توفق شما، برای جلال خداست و زیباست و بدن مسیح به آن نیازمند است و من به آن احترام می گذارم.

اگر خداوند به شما عطای سخنوری بخشیده و یا در جایگاه معلم مسح نموده است، این بخشش به معنی این نیست که باید ترسان و هراسان گشته و احساس امنیت خود و هویت خویش را از دست دهم، بلکه این نعمت شما را باید جشن گرفت. اگر خداوند به شما عطای رهبری را داده است و این بخشش را کلیسا تایید نموده، نباید از طرف من این هدیه الهی به عنوان حکمرانی شما و خداوندیتان تلقی گردد. اگر خداوند ایمانداری را روح حساس و دلسوز بخشیده ، این حساسیت و دلسوزی که خود را در خدمت و تشویق تجلی می نماید نباید به عنوان دخالت در امور دیگران و عبور از حریم شخصی افراد تلقی کرد، بلکه باید از بهره ای که این شخص از خداوند دریافت نموده است برای جلال خداوند و تقویت بدن وی استفاده نمود. اگر خداوند به شما عطای تعلیم بخشیده و قابلیت فهم عمیقتر کتاب مقدس را به شما هدیه نموده است، نباید آنانی که کمتر به الهیات علاقمند هستند و بیشتر خود را مشغول خدمت می کنند شما را محکوم کرده و برچسب بی ایمان و یا غیرروحانی چسبانند و شما نیز نباید با تمسخربر فقر الهیاتی ایشان، در کلیسا تفرقه بوجود آورید. بلکه باید بخشش خدمت ایشان و قابلیت تعلیم شما، بیکسان پذیرفته و در کلیسا جشن گرفته شود.

این است الگویی که در کلیسای مسیح برای ما قرار داده شده است. تنوع در بدن مسیح چیزی ارزشمند است و نه خاری در جسم او.

سازمانهایی که این تنوع را تشخیص داده تصدیق می کنند، در نهایت رشد کرده و از همه جوانب پیشرفت می نمایند، اما سازمانهایی که وجود عنصر تنوع را محکوم می کنند، در نهایت باعث خواهند شد تا اعضا و کارمندان دلسرد گشته، خلاقیت و رشد بازداشته شود.

کلیساهایی که تنها بر یک جنبه از الهیات تکیه کرده و اعضای خود را در حصارهای باوری خشک خود باقی نگاه می دارند، پس از سالیان سال اعضای خود را از دست داده، و در نهایت منحل می گردند. هرچند تعهد به راستی و کلام خداوند اصول هر کلیسایی است اما کلیسا نیازمند است تا بینش خود را عمیق کرده، گستره اندیشه خداشناسی خود را وسیع گرداند. به عنوان مثال دو ایماندار را در نظر بگیرید که یکی از آنها تنها کتبی را مطالعه می کند که مربوط به خداشناسی است که کلیسایش بر او دیکته کرده و دیگری ایمانداری است که در حین تعهد خود به راستی، محدوده مطالعاتش را در راستای راستدینی گسترش می دهد. آن ایمانداری که خود را غرق خداشناسی ساخته است، در حین پایداری بر حقیقت و آموزه های کتاب مقدس، از تعصبهای خشک و بی جا دوری می کند و در نهایت سخنان او بیشتر از ایماندار نخستین باعث فیض دیگران خواهد بود.

از تنوع در کلیسا لذت ببریم و آن را عنصر تفرقه نگردانیم.

تلخیص: ادوین کشیش آبنوس

الهام گرفته از کتاب «تفرقه در مسیح»

4 دیدگاه برای “تفرقه در مسیح: بخش دوم

  1. بسیار عالی بود. تشکر میکنم که اینطور زیبا، صریح و بدون حاشیه، هم به مشکلات کلیسا پرداختید و هم آن را در جامعه ریشه یابی کردید. در نهایت همانطور که فرمودید این فرهنگ کتاب مقدسی و خداوندمان عیسی مسیح است که باید سرمشق و الگوی ما باشد. آمین باشد که این محبت و یکپارچه گی را در کلیساهایمان ببینیم. برکت خداوند با شما باشد.

    • خدا را شکر برای وجودتون، بلکه کلیسای مسیح هر روزه با چالشهایی نظیر این که گاهی دیده نمی شوند دست و پنجه نرم می کند. به امید روزی که در مسیح به یکپارچگی که مسیح دعا کرد برسیم

پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس گوگل+

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google+ خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

درحال اتصال به %s