تفرقه در کلیسا: مسیحی درست/مسیحی نادرست


DICگمان می برم شما هم مثل من وقتی به کلیسا می روید، معمولا با شخصی (یا اشخاصی) روبرو می شوید که چندان ملاقات با وی هیجان انگیز نیست. حتمی افرادی را می شناسید که زیاد باب میل شما نیستند. منظورم تنها اخلاقشان نیست. طرز لباس پوشیدنشان آزار دهنده است، خوراک خوردنشان اعصابتان را خرد می کند، نحوه برخوردشان با مردم دلنشین نیست، صحبتها و گفتگویی که با اطرافیان دارند بسیار سطحی و بی محتوا است. به قول یکی از دوستانم، شاید قیافه اشان لج آور است. همه ما در بین خانواده کلیسایی خود با چنین احساساتی کلنجار می رویم و ته دل خودمان هم گاهی احساس گناه می کنیم که چرا نمی توانم فلان شخص را دوست داشته باشم. البته برای رفع این احساس گناه، دلیل داریم، دلیل خوبی هم داریم. چون این فرد مسیحی درستی نیست. چرا درست نیست؟ خوب، پاسخ این پرسش بسیار واضح است. چون در چارچوب تعریف و استاندارد یک مسیحی درست و خوب قرار نمی گیرد. شاید بپرسید که این تعریف و چارچوبی که از آن سخن می گویی چیست؟ خوب، اممممم.. مثل من لباس نمی پوشد، مثل من خوش برخورد نیست، از نگاهش خوشم نمی آید و از همه مهمتر، دیدگاه سیاسی و الهیاتی اش نیز صحیح نیست….منظورم این است که جزو فرقه دیگر ای است و حداقل سر یک موضع الهیاتی هم عقیده نیستیم!

کودکانه است، نه؟ البته شاید بهتر است بگویم، اینگونه برخورد و تفکر غیر مسیحانه است.

نمی دانم چرا ولی بنظر می رسد که انسان دوست دارد که با هم نوعش (منظورم کسانی که بیشتر در طرز تفکر و استانداردهای زندگی شبیه او هستند) رفت و آمد کند. با آنانی معاشرت کند که طرز تفکر شبیه خودش را دارند و با گروهی رفت و آمد کند که تاییدش کنند و ارزشش را بدانند، با افرادی دوستی کند که شخصیتش را می پسندند و گاه گداری هم از او تعریف می کنند. دوست داریم در جمعی قرار بگیریم که امن است، جمعی که از ما انتقاد نمی کند و رفتار و پندار و کردار ما زیر سوال نمی برد. مایل هستیم با کسانی هم پیاله شویم که ما را به چالش نمی کشند و اوقات ما را تلخ نمی کنند. می خواهیم جایی باشیم که همه چیز آرام باشد و اوضاع بر وفق مراد پیش رود.

آنهایی هم که خارج از گروه امن و آرام ما هستند، خوب، یک روزی با ما در آسمان خواهند بود (البته این هم خبر چندان خوشایندی نیست) ولی خبر خوش این است که آسمان آنقدر بزرگ است که مجبور نیستیم کنار هم بر روی صندلیهای کلیسا بنشینیم. او می تواند آنطرف آسمان باشد من هم سوی دیگر آن. دوری و دوستی. بالاخره از قدیم گفتند که باز با باز و کبوتر با کبوتر کند پرواز.

بسیاری از ما از چنین ضعف شخصیتی، قصور اخلاقی و دیدگاه کژ کتاب مقدسی رنج می بریم. وحشتناکتر از آن این است که با چنین کوتاهی های شخصیتی، اخلاقی و کتاب مقدسی وارد خدمت شده، مقام شبانی و رهبری گروهی را هم می پذیریم. من در عجبم که چه نوع جماعتی را با وجود این ضعفها تربیت خواهیم کرد. بله درست حدس زدید. جماعت شبیه ما خواهند شد و نسخه ای از خود را تکثیر خواهیم نمود. اجازه بدهید رازی را به شما بگویم (به کنایه) وقتی در مقام شبانی صعود نمودید و بر تخت رهبری جلوس فرمودید، این ضعفها بزرگتر، زخمها عمیقتر و توهمات شدیدتر هم خواهد شد!

شاید فراموش کردیم که استاد ما چگونه زندگی می کرد، دعای پولس رسول را بیاد نمی آوریم که فرمود «همان فکر در شما باشد که در مسیح عیسی نیز بود». عیسی مسیح، زمانی که بر روی زمین بود، محدوده روابط اجتماعی اش بسیار گسترده و بسی عمیق بود. تصور کنید که عیسی مسیح، تنها با یک گروه خاص رفت و آمد می کرد. به عنوان مثال، تنها با الهیاتدانان زمان خود، با فریسیان نشت و برخواست می نمود و یا تنها با ثروتمندان گفتگو می نمود و امیان و زانیان و باجیگران را حتی نیم نظری هم نمی انداخت. اما گزارشات انجیل، عسای دیگری را به ما معرفی می کنند، عیسایی که با فاحشه ها گفتگو می کرد با گروه های قومی که از طرف یهودیان مطرود بودند به بحث می نشست، با فریسیان زمان که منتقد او بودند صحبت می کرد و ماهیگران را رهبری می کرد و کودکان را برکت می داد. آیا این چنین مسیحی را نمایندگی می کنیم؟ آیا همان فکری را در سر داریم که مسیح در سر داشت؟ آیا محدوده روابط اجتماعی ما به همان اندازه گسترده و آغوش پر فیض ما به همان مقدار باز است و پذیرای خلق هستیم؟

سلیمان می گوید که، آهن، آهن را تیز می کند و دوست روی صورت دوست خویش را.

در این برخوردها و چالشهای ناشی از آن است که فرصت رشد می یابیم، در این تصادمها و عدم توافقها و گوناگونی ها است که می توانیم در شخصیت و روحانیت خود بالا برویم. به گمان من مسیحی بالغ آنکس است که از این فرصتها برای ترقی سیرت مسیحی خود بهره گیرد و از انتقادها برای اصلاح خود و از نصیحتها برای حکمت خویش استفاده کند. این سطح سخت و خراشنده آهن است که آن آهن دیگر را که با آن مالیده می شود شکل می دهد و این چالشها و انتقادها و عدم یکنواختی ها است که به ما کمک می کند تا بالغتر و بزرگتر و فروتنتر از پیش گردیم. در غیر اینصورت، جامعه ای که در آن نقدی نباشد و دوستانی که تنها از نیکی و وصف تو گویند و روزگاری که فقط آرام باشد، پویا نیست

الهام گرفته از کتاب:  Disunity in Christ

8 دیدگاه برای “تفرقه در کلیسا: مسیحی درست/مسیحی نادرست

  1. با سلام و طلب برکت
    برادر عزیز خواستم فقط چند جمله ای بنویسم و بگویم بسیار سپاسگزارم تا بدانی خدمتی که انجام می دهی بسیار ارزشمند است و باعث برکت. فیض خداوندمان عیسی مسیح با شما باد. آمین

  2. مطلب درهر دو بخش بسيار ارزنده و حاوى پيام خوبى براى من بود خداوند به تو برادر عزيز در خدمت وزندگى بركت بدهد

  3. من زبان خداوند بر روى زمين هستم. آمين
    و با همان زبان ميگويم كه ادوين عزيز خداوندخاطر خدمت به ما كوچكان از شما. شادمان است . آمين.
    هللويا هللويا هللويا

پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس گوگل+

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google+ خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

درحال اتصال به %s