اراده مضروب – تباهی کامل – بخش سوم


یکی از مطالب مهمی که پیشتر بدان اشاره کردم، آنچیزی بود که آگوستین در پاسخ به پلیجیوس مطرح کرد: اراده آزاد انسان، که بخاطر گناه مضروب گشته است.

در بین اعتراضاتی که در این راستا مطرح می گردد تضاد بظاهر آشکاری است که در این مطلب مشهود است.» انسان اراده آزاد دارد ولی قادر به اطاعت، پذیرش و مطابعت خدا نیست.» چگونه است که وجود اراده آزاد انکار نمی شود در حالی که قابلیت و توانایی پذیرش و متابعت خدا در شخص غایب است. هر چندبنظر می رسد که این گفته در صورت و ظاهر مسئله در تضاد با خودش است اما در حقیقت چنین نیست. پیش از هر چیزی باید معترف شد که هر گاه در مورد آزادی اراده انسان صحبت می کنیم این آزادی بدان معنی نیست که انسان قادر است هر آنچه را که در سر می پروراند انجام دهد. ما از انجام بسیاری از کارها معذوریم چون قابلیت انجام آن را نداریم. بنابراین مفهوم واژه آزاد را نباید بدون حرص و مرز دانست. آدم پس از گناه کردن و نتیجتأ تباهی طبیعت وی، هنوز نیز قادر است که آزادانه تصمیم گرفته انتخاب کند، اما این آزادی اراده ای که کتاب مقدس از آن صحبت می کند را از کف داد.

جان کالوین در کتاب خود اصول اساسی ایمان مسیحی از آگوستین نقل قول کرده می گوید که پدران کلیسا بخصوص آگوستین از واژه اراده به بندگی رفته امتناع می ورزیدند و آگوستین مصر بود تا بر آزاد بود اراده انسان تاکید کند تا اینکه این فرصت را از کسانی که به این بهانه پروانه به گناه کردن را می یافتند بگیرد.[1] اما آنچه آگوستین و کالوین بر ارائه آن کوشا، بیان این حقیقت بود که اراده انسان سقوط کرده است و تنها آنچیزی را برمی گزیند که طبیعت گناه آلود وی تمایل دارد. اراده انسان فرصت جسم او و امیال نفسانی اش گشته است. انسان آزاد است که خدا را اطاعت کند اما آزادانه بر او پشت کرده به عداوت با وی می پردازد.

آر. سی. اسپرول در کتاب خود بنام «الهیات اصلاح شده چیست؟» به تمایل شدید ما به گناه کردن و طغیان از اوامر الهی اشاره می کند. اشتیاقی که ما را بر آن وا می دارد تا گزینه دیگر را که اطاعات خدا می باشد، براحتی نادیده گرفته آن را رد کنیم. او به داستان کوتاهی اشاره می کند که در آن یک دزد، مرد بخت برگشته ای را در گوشه ای بدام انداخته و از او کیف پولش را مطالبه می کند و به وی می گوید: «یا پولت را بده و یا جانت را می گیرم»  سپس از این داستان اینگونه نتیجه گیری می کند که این شخص مظلوم با اینکه گزینه های زیادی ندارد و یکی بدتر از دیگری است، اما در هر حال آزاد است تا یکی از دو گزینه موجود یعنی که تسلیم کردن کیف پولش و یا از دست دادن جان شیرینش می باشد را انتخاب  کند. او می تواند کیف پولش را به سارق داده و جانش را حفظ کند و یا می تواند از دادن کیف پولش امتناع ورزیده جانش را از دست دهد، که البته انتخاب چندان عاقلانه ای نمی نماید چون به هرحال سارق، کیف پولش را نیز پس از کشتن وی صاحب خواهد شد. گزینه ها محدود است اما به هر حال گزینه هایی هستند که شخص به آزادی قادر به انتخاب یکی از آنها می باشد. بنابراین وی با استفاده از این مثال به این نتیجه می رسد که ما مطابق آن تمایلی که قدرت بیشتری در ما دارد گزینه های خود را انتخاب می کنیم. و این گزینش انتخابی است که پیش از نجات همیشه استوار باقی می ماند.[2]

پولس رسول در رساله خود به رومیان در اینباره می گوید:

» آنچه می کنم نمی دانم زیرا آنچه می خواهم نمی کنم بلکه کاری را که از آن نفرت دارم بجا می آورم. پس هرگاه کاری را که نمی خواهم بجا می آورم، شریعت را تصدیق می کنم که نیکوست. و الحال من دیگر فاعل آن نیستم بلکه آن گناهی که در من ساکن است. زیرا می دانم که در من یعنی در جسدم هیچ نیکویی ساکن نیست، زیرا که اراده در من حاضر است اما صورت نیکو کردن نی. زیرا آن نیکویی را که می خواهم نمی کنم، بلکه بدی را که نمی خواهم می کنم. (رومیان 7: 15- 19)

این داستان هر یک از ما است، که پس از تولد تازه با گناه دست و پنجه نرم می کنیم. انسانی که هنوز تولد تازه را ندارد با این چالشها روبرو نمی شود و آزادانه سرسپرده گناه و امیال نفسانی خویش است. انسانی که تباه شده است و فیض مسیح را دریافت ننموده، دائمأ و بصورت مستمر خواهشهای جسم خود را به انجام رسانده و به خدا پشت می کند.

مسیح خداوند در انجیل یوحنا اینگونه می گوید:

» روح است که زنده می کند و اما از جسد فایده ای نیست. کلامی که من به شما می گویم، روح و حیات است. ولیکن بعضی از شما هستند که ایمان نمی آورند، زیرا که عیسی از ابتدا می دانست کیانند که ایمان نمی آورند و کیست که او را تسلیم خواهد کرد.پس گفت: از این سبب به شما گفتم که کسی نزد من نمی تواند آمد مگر آنکه پدر من، آن را بدو عطا کند. در همان وقت بسیاری از شاگردان او برگشته، دیگر با او همراهی نکردند. آنگاه عیسی به آن دوازده گفت: آیا شما نیز می خواهید بروید؟ شمعون پطرس به او جواب داد: خداوندا نزد که برویم؟ کلمات حیات جاودانی نزد او است» (یوحنا 6: 63- 68)

شخصی که مرده است نخست نیاز به زنده شدن دارد تا بتواند از خود واکنش نشان دهد. اول باید اشتیاق و تمایل مطابعت به خدا در او تقویت یابد تا قادر باشد در برابر گزینه دیگر که همانا طغیان و عداوت با خدا است ایستاده، مقاوت نماید. به همین جهت است که مسیح گفت «کسی نمی تواند بیاید»

البته این مطلب بسیار هولناک است! اساسأ هنگامی که کنترل اوضاع و شرایط از دست ما خارج می شود چندان احساس خوشایندی نمی کنیم. انسان همیشه در پی این است تا همه امور تحت نظارت و حاکمیت وی به پیش رود. حرکتی نابجا، واقعه ای غیرمنتظره همه ما را آشتفه حال و پریشان می گرداند. به همین جهت است که در کتابفروشی ها شاهد کتب بسیاری در باب قدرت و توانایی های انسان هستیم کتبی که به ما می آموزند چگونه این قابلیتها، استعدادها و پهنه اقتدار خود را گسترش دهیم. با کمال تاسف چنین تعالیمی در کلیسا هم جای پیدا کرده و بسیاری در پی ارزش نهادن به مقام خود در مسیح هستند. خودشناسی! اقتدار خود را بیابیم و از اختیارات الهی که به ما بخشیده شده است استفاده کنیم. جیمز وایت در کتاب خود «آزادی کوزه گر» به اصرار کلیسا در تاکید به آزادی انسان اشاره می کند و می گوید:

مذهب آدمی پیوسته مروج افسانه خودگرائی انسانی است: آزادی مطلقی که خارج از چهارچوب اراده الهی عمل می کند. «انسان صاحب سرنوشت خویش است» گویی این شعار مذاهب انسانی است، نه تنها دیگر مذاهب، بلکه شعار بسیاری از ایمانداران در مسیحیت امروز است. چند بار شاهد آن بوده اید که واعظ چنین موعظه کرده است: » برای انتخاب شما، خدا رای خود را به نفعتان داده است، شیطان نیز بر علیه شما رای خود را اعلام کرده و اکنون نتیجه نهایی بسته به رای شما است.؟[3]

آنچه اینجا در چهارچوب آموزه تباهی انسان مورد بحث و گفتگو قرار می گیرد، دو بخش اساسی را مورد پوشش قرار می دهد: اراده و حاکمیت مطلق خدا و اراده شکسته شده و مضروب انسان. مارتین لوتر از اهمیت این مسئله و مرکزیت این آموزه آگاه بود و می دانست که رفع شبه و ابهام از این آموزه، نور بصیرت را بر سایر آموزه های کتاب مقدس خواهد تابانید. دکتر جیمز وایت در کتاب خود «آزادی کوزه گر» که در پاسخ به کتاب دکتر گایسلر[4] به نگارش در آورد به کتاب مارتین لوتر، در «اسارت اراده»[5] که ارسمس را مورد خطاب قرار می دهد اشاره می کند. مارتین لوتر به ارسمس اینگونه می گوید:

که محور اصلی و آن اصل بنیادی که لوتر از آن سخن به میان می آورد. گزینش الهی (حاکمیت خدا) و تباهی انسان (اسارت اراده انسان) است.[6]

معمولأ در گفتگوها و مباحثات الهیاتی مشکل زمانی جدیتر می شود که طرفین متوجه این واقعیت می گردند که هر دو گروه از واژگان مشترک اما معانی گوناگون در گفتگوی خود بهره می جویند. بارها در مکالمه با برادران و خواهرانم در مسیح شاهد این مطلب بودم که با اینکه هر دو از یک واژه واحد برای انتقال افکار خود استفاده می کردیم، اما آنچه در نظر داشتیم شباهت چندانی بیکدیگر نداشت. و این خود زمینه عدم تفاهم را ایجاد کرده باعث ابهام می گردد. آنچه در اینجا مد نظر است واژه حاکمیت خدا است. در نظر نخست شاید اینگونه آید که تعریف ما نیز از این واژه یکسان است، اما زمانیکه مسئله اراده آزاد انسان به میان می آید، تعاریف معنای پیشین خود را نمی دهند. کالونیست ها و آرمنین ها هر دو به حاکمیت خدا معترفند اما زمانی که انسان وارد صحنه می شود این همفکری عمر چندانی ندارد. دکتر نورمن گایسلر از ضمره افرادی است که در تغییر مفهوم عبارات مشکل چندانی ندارد. او در کتاب خود به نام «برگزیده اما آزاد» با توسل به این روش در تلاش دفاع از الهیات آرمنین بوده که البته بنظر حقیر بنده چیزی جز ایجاد ابهام، خدشه دار ساختن معانی تاریخی بسیاری از عبارات الهیاتی، انجام نداده است. او با معاوضه کردن نام موضع آرمنین به «کالونیست متعادل» و تغییر معانی عبارت به دلخواه خود به این ابهامات رنگ بیشتری بخشیده است. او و سایر آرمنین ها نیز چنین برخوردی با معنای حاکمیت خدا و ارتباط آن با اراده آزاد انسان دارند. اگر صحبتهای این دسته را خلاصه کنیم باید بگوییم که ایشان بر این عقیده هستند که اگر خدا اراده آزاد انسان را از وی بگیرد در حق او چیزی انجام نداده است جز سلب مقام انسانیت وی از او. بنابراین اگر حاکمیت خدا را بنوعی معنی کنیم که اراده آزاد انسان به معنای واقعی آزاد نباشد در تعریفمان دچار تضاد منطقی گشته ایم. و اگر خدا انسان را آزاد خلق کرده است و اگر این اراده آزاد انسان هرگز از او گرفته نمی شود (حتی پس از سقوط آدم) در اینصورت نباید خدا را به عنوان مقدر کننده زندگی انسان و اعمال وی نگریست. اگر خدا مقدر کننده زندگی انسان باشد، نتیجه منطقی از این پیش فرض چیزی نیست جز گرفتن مسئولیت از انسان در قبال کارها و زندگی وی.  انسان نمی تواند آزادی خود را از دست بدهد، هر چند که گناه آدم، خلقت و انسان را تحت تاثیر قرار داده است اما این به قیمت مخدوش شدن اراده آزاد انسان نیانجامید.

چنین موضوعی گایسلر و آرمنین ها را بصورت خودکار وا می دارد تا آموزه گناه اولیه را به آنگونه که کتاب مقدس برای ما تشریح کرده و کلیسا آن را فهمیده است بیان نکنند. انسان بخاطر گناه مضروب گشته اما اراده او شکسته نیست. انسان گناهکار است اما هنوز هم سرشت او تا به آن اندازه ای تباه نگشته است که قابلیت واکنش مثبت به خدا را از دست داده باشد. اما پرسشی که در این میان انسجام منطقی این موضع را به هم می ریزد این است که با در نظر داشتن پیش فرض منطقی که اعلام گشت، چگونه است که این گروه بر این اعتقاد دارند که ایمانداران پس از رستاخیز در روز قیامت، هنگامی که ابدیت را در حضور خدا سپری خواهند کرد، قابلیت گناه کردن را نخواهند داشت؟ آیا خدا انسان را در زندگی پس از مرگ از مقام انسانیت ساقط خواهد ساخت؟[7] چگونه است که تعریف آزادی اراده انسان در آسمان جدید و زمین جدید بر طبق تعریف موضع کالونیزم جایز است اما بکار بستن همان تعریف در حیات وی بر روی زمین ملعون و سرشت گناهکار به مقام والای انسانی وی خدشه وارد خواهد کرد؟ در راستای این مباحثات حاکمیت مطلق خدا نیز بخشی است که باید مورد بررسی قرار بگیرد که در فصل بعد بدان خواهم پرداخت.


[1] Institute of Christian Religion p162 (2.2.8)

[2] What is Reformed Theology by R.C.Sproul  p134

[3] Potters Freedom by James White p77.

[4] Chosen but free by Dr. Normen Geisler

[5] Bondage of Will

[6] Potters Freedom by James White p35

[7] گایسلر معتقد است که یکی از خصوصیات ویژه انسان که او را با سایر حیوانات متمایز می سازد اراده آزاد وی است که در صورت صلب این امتیاز از وی او به مقام حیوانی نزول خواهد یافت

ادوین کشیش آبنوس

مارچ 2011

9 دیدگاه برای “اراده مضروب – تباهی کامل – بخش سوم

  1. سلام برادر جان… مرسی مطلب جالبی بود ولی یه خورده من گیج شدم نمیدونم شاید در فصل بعدی کاملا متوجه بشم… پایدار و موفق باشید

  2. عالی !؟؟؟؟ من دارم فکر میکنم چی بنویسم !میخوام از خودم ننویسم اما از طرف خدا هم نمیتوانم چیزی بنویسم پس باهم می نویسیم اراده انسان کرده نشود این دفعه به خواست من !

  3. درود بر شما ادوین عزیز!
    چنین مقالات پرمایه ی فارسی، آن هم در رشته ی الهیات مسیحی، بسیار کم-پیدا هستند! حضور شخص متفکر و دانشمندی همچون شما در میان ما فارسی زبان ها، براستی جای شکر و افتخار دارد.

    در خصوص نوشتار فوق، چنین بنظر میرسید که یک همچین ضدیتی بین تفکرات دکتر گایسلر و آگوستین(/کلوین) وجود دارد:
    1. آگوستین باور دارد که اراده ی انسان «آلوده» شده است.
    2. گایسلر بر این باور است که انسان اراده اش را از دست نداده چرا که اراده از ویژگی های واجب انسان-بودن است.

    مشکل بنده این است که ناسازگاری این دو موضع را نمی توانم ببینم!
    «آلوده» شدن اراده نه تنها به چم نابود شدن اراده نیست بلکه دال بر محدود شدن هم اراده هم نمی تواند باشد. (گِل-آلود کردن آب، نه از مقدار آب می کاهاند و نه آن را از بین می برد) درواقع گفتن اینکه اراده آلوده شده (موضع آگوستین/کلوین) و نیز اراده به طور کامل وجود دارد (موضع گایسلر) هیچ ناسازگاری منطقی ندارد.

    در پاسخ ممکن است گفته شود که سقوط انسان چنان بوده که حتی «امکان» نیکو بودن انسان را هم سلب کرده است.
    با این حال حقیر باز هم ربط این قضیه را با اراده نمی بینم. اینکه ما قادر به نیکو بودن نیستیم لزوما به این معنا نیست که ما توانیی اتخاب محض نیکو بودن را هم نداریم.

    رفع این سوتفاهات — بنظر بنده — پاسخ سوال (بسیار مبتکرانه ی!) پاراگراف آخرتان را نیز خواهد داد.

    با سپاس فروان از این نوشتار زیبا،
    فیلیپ

  4. سلام به شما به برادر ادوین عزیز
    می خواستم به یکی از وب سایت های داخل ایران نگاهی بیندارید که با توجه به رشد سرسام آور مسیحیت در ایران در چند سال اخیر مبادرت به نوشتن متون طولانی و دروغین و جعلی نسبت به مسیحیت کرده اند.
    و جوابیه ای به ایشان در قالب یک وب لاگ بنویسید.
    این سایت : pedar.net
    مسیح با شما.

  5. سلام برادر ادوین عزیز.از تمامی خدمات شما تشکر میکنم.
    من خیلی راه های ارتباطی با شما را نمیدانم برای همین اینجا من را مطرح میکنم که اگر امکان دارد در برنامه ای یا در مطلبی در سایت لطف کنید انواع الهیات مسیحی به انوان مثال سیستماتیک و ریفورمد و غیره را تعریف کنید و توضیح بدین و تفاوتها و شباهت ها را بیان کنین ممنون میشوم چون واقعا این جور مطالب مخصوصا به زبان فارسی و برای ما که در ایران هستیم محیا نیست.در ضمن یک خواهش کوچکی هم که دارم تفاوت دیدگاه کالوین و لوتر را میشه بگین؟ اگر جواب کامنت من را بدین ممنون میشوم.

    • سلام برادر گرامی،
      طریق ارتباطی که من ترجیح می دهم، فیسبوک، وبلاگ و ایمیل است.
      برادر مانی عزیز، حجم مطالبی که باید برای موضوعاتی که فرمودید تهیه بشود بسیار سنگین است است و لازم است که عزیزان دیگر در این قسمت سهیم باشند.
      اما در حال تهیه کردن خلاصه ای از الهیات ریفورمد هستم که نه قسمت آن در وبسایت من وجود دارد اما نوشتار آن فعلا منتشر نخواهد شد.
      در خصوص کالوین و لوتر پرسش کردید اما پرسش شما بسیار عمومی بود. در چه خصوص تفاوت نظرایشان مد نظرتان بوده.
      اساسا لوتر و کالوین بر بسیاری از الهیات پروتستانیزم با هم متفق القول بودند بجز مسائلی چند.
      اما دقیقتی پرسشتان را بدانم بهتر می تونم حدمتتان کنم
      خداوند شما را برکت دهد
      ادوین

      • ممنون برادر ادوین برای اینکه جواب کامنت منو دادین.
        میدونم مطالب سنگین هست و کار بسیار سختی است که این مطالب را توضیح بدین اما اگر زمانی وقت و شرایط محیا بود و توانستین این مطالب و موضوعات را تهیه کنید و توضیح بدین واقعا عالی میشود چون فکر نمیکنم این مطالب به زبان فارسی پیدا بشود و اگر در این موارد برنامه ای ساخته بشود یا مطالبی نوشتاری هم جمع آوری شود جواب های بی پاسخ خیلی از علاقه مندان به الهیات مسیحی از جمله بنده ی حقیر پاسخ داده میشود.
        در رابطه با تفاوت کالوین و لوتر بیشتر مسئله ی رستگاری(salvation) هست که آیا خداوند مردم را موقع آفرینش انتخاب میکند و افراد محدودی نجات می یابند یا اینکه همه و همه ی انسان ها میتوانند با ایمان به خدا و یگانه پسر ازلی او(عیسی مسیح) رستگار شوند و نجات را دریافت کنند.
        و در یک قسمت دیگر در مورد اراده آزاد که آیا همه میتوانند اراده کرده و نیکی کنند و یا اینکه آن افرادی که خداوند آنها را انتخاب کرده (که حقیقت را ببینند و نجات را دریافت کنند) ایا فقط این افراد میتوانند اعمال نیک انجام دهند بجای اعمال شرارت بار.
        اگر در این دو مورد توضیح بدین که تفاوت نظرشان در چیست اگر تفاوتی هست و اینکه چرا و برچه اساس هرکدام دیدگاه متفاوتی دارند در این دو مورد.
        بمنتظر جوابتان هستم.
        برکت خداوند با شما.

  6. مانی گرامی، همانطور که فرمودید بحث وسیعی است و در یک کامنت حق مطلب ادا نخواهد شد. تشویق می کنم ۱۱ مارچ ۲۰۱۴ از شبکه ست سون پارس گفتگویی را که با برادر آرمان رشدی در این خصوص خواهم داشت توجه فرمایید. در این گفتگو به این مطابی خواهیم پرداخت

پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس گوگل+

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google+ خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

درحال اتصال به %s